انشا

انشا در مورد یک اتوبوس شلوغ

در این مطلب از مجله اینترنتی مثبت 1، انشا در مورد یک اتوبوس شلوغ برای شما آماده نموده ایم. امیدواریم که موردتوجه شما قرار گیرد.

انشا اول در مورد یک اتوبوس شلوغ

سوار شدن در اتوبوس شلوغ و پر ازدحام صبوری زیاد می خواهد، حالا دلیل این صبوری را در تجربه خود از سفر در اتوبوس می گویم. یک بار من و دوستم از مدرسه به خانه برمی گشتیم که مجبور شدیم نزدیک به یک ساعت در ایستگاه اتوبوس منتظر بمانیم. بالاخره اتوبوس آمد و ما سوار شدیم اما داخل اتوبوس بسیار پر جمعیت بود. دوستم مرا مجبور کرد با وجود شلوغی اتوبوس سوار آن شویم. هنگامی که داخل اتوبوس شدیم از گرما و بوی عرق داشتیم خفه می شدیم، سعی کردیم جایی پیدا کنیم که بتوانیم کمی هوای تازه بخوریم. راننده اتوبوس خیلی عجله داشت و مرتباً ترمز می کرد. به طوری که حس حالت تهوع به ما دست می داد. ناگهان اتوبوس متوقف شد و کیف من روی دامن خانمی که روی صندلی جلو نشسته بود افتاد او با عصبانیت فریاد زد و من عذرخواهی کردم.

بسیاری از مسافران هنگام حرکت به سمت در ورودی برای پیاده شدن از اتوبوس، پا روی کفش من گذاشتند. افرادی که سوار اتوبوس شدند خیلی زیاد بودند و من و دوستم مجبور بودیم در ایستگاه بعدی پیاده شویم. هنگام پیاده شدن با فشار دادن به دیگران راه را باز کردیم در این حین کیف یکی از مسافران گم شد. زمانی که راننده ترمز کرد، همه مسافران روی هم افتادند و کلی خندیدیم. در کل، از رسیدن به مقصد بسیار خوشحال شدیم. این خاطره سبب شد تصمیم بگیرم دیگر هرگز با اتوبوس شلوغ سفر نکنم.

خاطره دیگری که از اتوبوس شلوغ دارم این است که چند روز پیش، تجربه تلخی از سفر با اتوبوس شلوغ داشتم. من و پدرم منتظر اتوبوس ایستاده بودیم بعد از مدتی که اتوبوس آمد به قدری شلوغ بود که بسیاری از مسافران جلوی درب ایستاده بودند به همین دلیل سوار شدن به اتوبوس خیلی مشکل بود. با این حال، ما مجبور به سوار شدن شدیم.

داخل اتوبوس به قدری شلوغ بود که حتی ایستادن بسیار سخت بود. گاهی مجبور بودم روی یک پا بایستم. اما با وجود این همه دردسر سوار شدن به اتوبوس برای من یک تجربه لذت بخش بود. چون اتوبوس به سرعت اغلب در مسیرهای ناهموار با سرعت زیاد می رفت و راننده مداوم ترمز می کرد علاوه بر این شنیدین صدای مسافران که از دولت به دلیل عدم رسیدگی به مشکلات حمل و نقل انتقاد می کردند، یا برخی جوک می گفتند کمی سرگرم کننده بود. در کل وقتی به مقصد رسیدیم نفس راحتی کشیدیم.

انشا دوم در مورد یک اتوبوس شلوغ

من سوارشدن به اتوبوس را بسیار دوست دارم. با سوار شدن به اتوبوس یک حس متفاوت به من دست می دهد. سوار شدن به اتوبوس تجربه ای متفاوت است، در حین سوار شدن سیل عظیمی از جمعیت به سمت اتوبوس هجوم می آورند. به همین دلیل برای من مشکل بود که سوار اتوبوس شوم اما چاره ای نداشتم تا با زور و فشار خود را جا دهم و تمام قدرتم را به کار بردم تا دیگران را به عقب هل دهم بسیار خوش شانس بودم که تونستم یک صندلی خالی گیر بیارم تا بشینم. فضای اتوبوس بسیار گرم بود و مسافران زیاد نیز فضای اتوبوس را بیش از حد گرم کرده بود.

من اتوبوس شلوغ را اینگونه توصیف می کنم که تعداد زیادی سرها به سمت عقب و جلو با هم برخورد می کردند و آنهایی که ایستاده بودند به افراد نشسته امیدوار بودند که زود پیاده شوند. در اتوبوس صداهایی مانند به خاطر خدا پایم را له نکن، چرا آن را زیر کفش من گذاشتی؟ گریه کودکان و غیره می آمد که ناگهان اتوبوس از روی سرعت گیر رد شد و همه روی هم افتادند، اتوبوس از تونل گذشت و سپس با صدای بلندی ایستاد و ما به مقصدمان رسیدیم. اما در این مدت که در اتوبوس بودیم خیلی برایم سخت بود.
4/5 - (1 امتیاز)

کتاب الکترونیکی (182 صفحه)

فایل صوتی کتاب (132 دقیقه)

کتاب الکترونیکی 14 تمرین مکمل

برنامه تمرینی 4 هفته ای

موسیقی درمانی سابلیمینال

اطلاعات بیشتر
منبع
newspeechtopicsinfo.fastreadwritingskills

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا