انشا

انشا در مورد گاهی دلم می خواهد با مقدمه و نتیجه

در این مطلب از مجله اینترنتی مثبت 1، انشا در مورد گاهی دلم می خواهد برای شما آماده نموده ایم. امیدواریم که موردتوجه شما قرار گیرد.

⭐انشا در مورد گاهی دلم می خواهد⭐

گاهی دلم می خواهد…
گاهی دلم می خواهد رها باشم، مثل پرنده ای در آسمان بی کران، بدون هیچ قفسی و محدودیتی. دلم می خواهد پرواز کنم تا اوج آسمان، و از بالا به دنیا نگاه کنم.

گاهی دلم می خواهد غرق در سکوت باشم، در اعماق اقیانوسی آرام، بدون هیچ هیاهو و سر و صدایی. دلم می خواهد فقط صدای امواج را بشنوم و به آرامش مطلق برسم.

گاهی دلم می خواهد گم شوم، در میان درختان جنگلی انبوه، بدون هیچ راه و نشانه ای. دلم می خواهم در میان طبیعت بکر و دست نخورده قدم بزنم و از زیبایی های آن لذت ببرم.

گاهی دلم می خواهد نویسنده باشم، با قلمی جادویی در دست. دلم می خواهم داستان های قشنگ بنویسم و از طریق آنها با دیگران ارتباط برقرار کنم.

گاهی دلم می خواهم نقاش باشم، با رنگ های شاد و متنوع. دلم می خواهم زیبایی های دنیا را نقاشی کنم و آنها را به دیگران نشان دهم.

گاهی دلم می خواهم خواننده باشم، با صدایی رسا و دلنشین. دلم می خواهم آوازهای زیبا بخوانم و روح و جان دیگران را نوازش دهم.

گاهی دلم می خواهم پزشک باشم، با دستانی شفا بخش. دلم می خواهم به بیماران کمک کنم و سلامتی را به آنها هدیه دهم.

گاهی دلم می خواهم معلم باشم، با ذهنی پر از علم و دانش. دلم می خواهم به دیگران آموزش دهم و آنها را در مسیر پیشرفت یاری کنم.

گاهی دلم می خواهم دانشمند باشم، با ذهنی کنجکاو و جستجوگر. دلم می خواهم رازهای جهان را کشف کنم و به بشریت خدمت کنم.

گاهی دلم می خواهد…

اما در نهایت، می دانم که من فقط یک انسان هستم، با تمام محدودیت هایم. با این حال، هرگز از آرزوهایم دست نخواهم کشید و تلاش خواهم کرد تا روزی به آنها برسم.

4/5 - (1 امتیاز)

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا