انشا

انشا در مورد سالمندان و دوران پیری

در این مطلب از مجله اینترنتی مثبت 1، انشا در مورد سالمندان و دوران پیری برای شما آماده نموده ایم. امیدواریم که موردتوجه شما قرار گیرد.

انشا اول در مورد سالمندان و خانه سالمندان

مقدمه:
وقتی کلمه سالمندان را می شنویم یاد پدربزرگ و مادربزرگ هایمان می افتیم. به نظر من سالمندان قشر نادیده گرفته شده ای هستند که ما باید بیشتر حواسمان به آنها باشد. در مطلبی خواندم سالمندان گنجینه هایی از خرد و تجربه زندگی هستند که چیزهای زیادی در مورد زندگی آموخته اند که برای ما درس زندگی است. بنابراین مهم است که از آنها مراقبت کنیم و از آنها یاد بگیریم.

وظیفه ما این است که با آنها با احترام و مهربانی رفتار کنیم. ما خانواده سنتی هستیم که در آن بزرگترها با توجه به سنشان مورد احترام هستند و توصیه های آنها مورد توجه همه اعضای خانواده است. ما خیلی زیاد به خانه مادربزرگ و پدربزرگمان می رویم و از هم صحبتی با آنها خیلی لذت می بریم. مادربزرگم غذاهای خوشمزه درست می کند و پدربزرگم از خاطرات و تجربه زندگی خود می گوید.

اما متاسفانه در جامعه امروزه، سالمندان دیگر ارزش و احترام زیادی در بین جوانان ندارند و اغلب در جامعه بی مراقبت به خانه سالمندان فرستاده می شوند. در حالی که من معتقدم مراقبت از سالمندان به نفع ماست و می توانیم از آنها درس زندگی بگیریم.

همه ما بالاخره در زندگی پیر می شویم و فرار از آن اجتناب ناپذیر است. افراد سالمند از آنجایی که عمر طولانی و زندگی پرفراز و نشیبی را پشت سر گذاشته اند با بودن در کنار آنها خودآگاه تر و عاقل تر می شویم.

در حقیقت، سالمندان قابل اعتمادترین مربیانی هستند که ما داریم. اما آنها در سنین پیری به کمک جسمی و روحی نیاز دارند و این وظیفه ما است که محبت و مراقبت از آنها را برعهده داشته باشیم.

خانه های سالمندان یک واقعیت تلخ است زیرا سالمندان در آنجا درد تنهایی را حس می کنند و مانند زندانیان از همه امکانات یک زندگی معمولی مانند غذا، پوشاک و سرپناه برخوردار هستند. در حالی که از محبت، امنیت، حمایت روانی، آسایش فرزندان و اعضای خانواده خود محروم میباشند.

نتیجه گیری:
اخر این انشا را می خواهم اینگونه تمام کنم که لطفا پدر و مادر پیر خود را به خانه های سالمندان نیندازید، زیرا در آینده ممکن است همین بلا به سر خودتان بیاید، آنچه می کاریم را درو می کنیم و بیایید این دنیا را به مکانی بهتر و زیباتر تبدیل کنیم.

انشا دوم در مورد سالمندان

مادربزرگم که 70 سالش است، به من چیزهای زیادی در مورد زندگی آموخته است. او توصیه ها و تجربیات بسیاری از زندگی خود را با من در میان می گذارد، مثلا اینکه قبل از رفتن به رختخواب هرگز از موبایلم استفاده نکنم یا غذاهای سالم و خانگی بخورم و خوب بخوابم. صادقانه بگویم مادربزرگم همیشه الهام بخش بزرگی در زندگی من بوده است، او نه تنها توصیه های بسیار مثبت و مفیدی به من می کند، بلکه همیشه به من یاد داده که تا حد امکان به مردم احترام بگذارم.

زندگی مادربزرگم همیشه خوب نبود. در سال 1385، همسرش (پدربزرگ من) به شدت به سرطان مبتلا شد و مجبور شد از او مراقبت کند و سختی های بسیار دیگری نیز کشیده است. به همین دلیل، توصیه های زیادی در مورد تسلیم نشدن در زندگی، سخت کوشی و با اعتماد به نفس بودن به من آموخته است. او با وجود اینکه تنها زندگی می کند، همیشه در حال انجام فعالیت هایی گروهی مانند قالیبافی و معاشرت با دوستان و اشنایان است. من همیشه دوست دارم به او سر بزنم و درس های زیادی از او یاد بگیرم. مادربزرگ من بسیار باهوش و با اراده است و با وجود اینکه هیچ دانشی از فناوری پیشرفته ندارد، بخش بزرگی از زندگی من است و او به من انگیزه زیادی در زندگی داده است و من امیدوارم مثل مادربزرگم فردی با اراده و قوی باشم.
4/5 - (1 امتیاز)

کتاب الکترونیکی (182 صفحه)

فایل صوتی کتاب (132 دقیقه)

کتاب الکترونیکی 14 تمرین مکمل

برنامه تمرینی 4 هفته ای

موسیقی درمانی سابلیمینال

اطلاعات بیشتر
منبع
petalsfamilymystudentsessayscram

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا