جملات و اشعار

متن و جملات زیبا در مورد غرور و عشق

در این مطلب از مجله اینترنتی مثبت 1، مجموعه از زیباترین متن و جملات در مورد غرور و عشق را برای شما آماده نموده ایم. امیدواریم که موردتوجه شما قرار گیرد.

مرا می‌شکنی
سرت را با افتخار بالا می‌گیری
ببین از سقف بالای سرت چگونه اشک چکه می‌کند
مغرور نباش که روزی این سقف شکسته روی سرت خراب می‌شود
اینقدر خودت رو نگیر
اینقدر با تکبر و غرور با آدم حرف نزن
وقتی کسی به تو ابراز علاقه کرد
فکر نکن که فوق العاده ای
شاید اون کم توقعه

متن زیبا درباره عشق و غرور

برای بودنِ با تو غرورم پایمال شد
تو هم اندکی احساس بگذار
مساوی که نمی‌شویم
حداقل به من نزدیک شو
هیچ وقت مغرورنشو، برگ‌ها وقتی می‌ریزند که فکر می‌کنند طلا شده‌اند
دیـگـــر نه اشـکـــهایم را خــواهـی دیــد
نه التماس‌هایم را
و نه احســـاســاتِ ایــن دلِ لـعـنـتـی را
به جـــایِ آن احســـاسی که کُـــشـتـی
درخـتـی از غــــرور کـاشـتم
من عاشقانه هایم را روی همین دیوار مجازی می‌نویسم
از لج تو
از لج خودم
که حاضر نبودیم یک بار این‌ها را واقعی به هم بگوییم
لعنتی ســـلام مــــرا بــــــه غـــرورت برســــــان
و بـــه او بگــــو
بـهـــای قــــــامــت بــلنــــدش تــنــهــایـیـســـــت

متن زیبا در مورد غرور و عشق

همه‌ی بغض من تقدیم غرور نازنینت باد
غروری که لذت دریا را به چشمانت حرام کرد
جـــانبــــازٍ چند درصـــد است
او که در حادثه‌ی عـــشـــق
قــــــلب و غــــرور خود را از دست داده است
من
مــــن کردن‌های من و تو بود کــه
هیچوقت مـــــــا نشدیـــم
گرچــه
ای دوســــت غرور دلــــــت احســــاس مـــرا درک نکـــرد
آفریــــن برغـــم عشــــقـــت کــه مرا ترکـــ نکرد

متن در مورد عشق مغرور

آدمی غــــــرورش را خیلی زیاد
شاید بیشتر از تمـــــــام داشته‌هایش دوست می‌دارد
حالا ببین اگر خودش، غـــــــرورش را بـــه خـــــاطــــر تـــــو، نادیده بگیرد
چه قدر دوســتت دارد
و این را بِفهــــــــــــم آدمیــــــــــزاد
گاهی دلم می‌خواهد
وحشــیانه غرورت را پاره کنم
قلب ترا در مشتم بگیرم
و بفـشارم
تا حال مرا لحظه ای بفهمی

متن در مورد غرور جدید

کاش می‌فهمیدی که تــــــــــو از دید من زیبا بودی
دیگران حتی نگاهت هم نمی‌کردند
و تـــــــــو چه اشتباهی مغرور شدی
خیلی باید بی معرفت باشی که
نفهمی پشت جمله
تنهام نذار من بی تو نمیتونم
چه غروری شکسته شده
به خاطر دوست داشتنت
از آدمای مغرور بدت نیاد
اونا یه زمانی
بد جور خرد شدن
تو هوایی که برای یک نفس
خودمو از تو جدا نمی‌کنم
تو برای من خود غرورمی
من غرورمو رها نمی‌کنم
کاش آدم‌ها بدانند
محبت کردن از غرور نمی‌کاهد
شخصیت می‌سازد
فصل مشترک من و تو
عشقی است
که به پای غرور
قربانی می‌شود
دخترک رفت ولی زیر لب این را می‌گفت
او یقیناً پی معشوق خودش می‌آید
پسرک ماند ولی روی لبش زمزمه بود
مطمئناً که پشیمان شده برمی گردد
عشق قربانی مظلوم غرور است هنوز
ما بدهکاریم به یکدیگر
و به تمام دوستت دارم های ناگفته‌ای که
پشت دیوار غرورمان ماند
و آنها را بلعیدیم
تا نشان دهیم که منطقی هستیم

متن در مورد غرور بیجا

محکم‌تر از آنم که برای تنها نبودنم
آنچه را که اسمش را غرور گذاشته‌ام
برایت به زمین بکوبم
احساس من قیمتی داشت
که تو برای پرداخت آن فقیر بودی
تاریخ را بخوان
کم نبوده‌اند ظالمان
یا راه را بسته‌اند
یا آب را
و تو سنگدل‌تر از همه
چشم‌هایت را بر من می‌بندی
باید مغرور بود و دور از دسترس
باید مبهم بود و سرسنگین
خاکی که باشی آسفالتت می‌کنند
و از رویت رد می‌شوند
گاهی نیاز است دکتر به جای یک مشت دارو و قرص, برایت فریاد تجویز کند
تمام می‌شوم روزی
فکرش را بکن
یک روز می اید و می بینی
نه من هستم
نه کلمات
اونی که دستش دور گردن شماست
قلادش دست ما بود
خوب پارس کردن بلد نبود ولش کردم
آره اینجوریاست

متن تیکه دار در مورد غرور

کجایی که تنهایی و بی کسی با من آشنا کرده حس غمو
ببین داغ دوری از آغوش تو به زانو در آورده احساسمو
بگذار فکر کند مغرور هستم
من دوستت دارم را تقدیم به هر کسی نمی‌کنم
من کینه ایی نیستم و مغرور دنیا نیامده ام
ولی آلزایمر هم ندارم
بدی‌ها رو مثل خوبیا یادم میمونه و جبران می‌کنم
دلم قلک نیست که
وقتی شکستیش چیزی گیرت بیاد
نهایتش خودت ازش میای بیرون که دیگه
ارزشی نداری
در من گرگی است
خسته از نبردهای پی در پی زندگی
در گوشه غار نشسته و زخم‌هایش را می‌لیسد
وای از روز انتقام
همه را غار نشین خواهم کرد
دو روز که پیشش نبودم…شدم غریبه…
یکی هم جامو گرفت که اسمش رقیبه…
کلاً رسم عاشقی این روزا خیلی عجیبه…نمی دونم شایدم طرفمون نانجیبه…
مرا ببخش که ساده بودنم دلت را زد
مرا ببخش اگر عشق ورزیدنم چشمانت را بست
می‌روم تا آنان که تواناترند
تو را به اوج بودنت برسانند
خیره به مردم نشسته‌امـ
تنهای تنها
نه کسی حالم را پرسید
نهـ کسی هوایــم را دارد
عیب ندارد
سالهاست به این زندگی عادت کرده‌ام
خدایم تنها تو هوایم را داشته باش

متن درباره آدم مغرور

گرچــه ای دوســــت غرور دلــــــت احســــاس مـــرا درک نکـــرد
آفریــــن برغـــم عشــــقـــت کــه مرا ترکـــ نکرد
نمیدونی چه کاری بادلم کردی، نمیدونی چه غمگینم نفهمیدی
نمی‌شناسی منو از من چقدردوری، تواین روزا چه بی رحمانه مغروری
بمیــــرم من
فهمیدم نمی‌مانی.. دیدم می‌روی.. رفتی
باز هم ایستاده‌ام نگاه می‌کنم
آخرم می‌کشد مرا این غرور لعنتی
بی وفا
ایـن روزهـا نـه مـجـالـی
بـرای دلـتـنـگـی دارم
و نـه حوصله‌ات را..
ولـی بـا ایـن هـمـه،
گـاه گـاهـی دلـم هـوای تـو را می‌کند
رُخ به رُخ که شدیم
مــن مات شدم و تــو
چون پادشاهی که از اینگونه فتح‌ها زیاد دیده است
بی اهمیتــ رد شدی
نمی دونی چه کاری بادلم کردی
نمی دونی چه غمگینم نفهمیدی
نمی‌شناسی منو از من چقدر دوری
تواین روزا چه بی رحمانه مغروری

متن درباره مغرور بودن

وقتــــی مــی گویـــم
برایـــم دعــا کــــن یـــعنـــی کـــم آورده‌ام
یــعنــــی دیــگـــر کـــاری از دست خـــودم بــرای خـــودم بـــر نمی‌آید
دلم را پیش خود پابند کردی
ولی گفتی تو یک دنیای دردی
غرورم را شکستی بی تفاوت
برو فکر کن همیشه خیلی مردی
گناهی که پشیمانی بیاورد
بهتر از عبادتی است که غرور بیاورد
قدش به عشق نمی‌رسید
غرورم را زیر پا گذاشت تا برسد
کاش غرورم را که در پستوی سادگی‌ام پنهان بود می‌یافتی
اما تو این سادگی را بهانه‌ای قرار دادی برای در هم شکستن غرورم
امروز با غرورت بازم مرا شکستی
با ناز و قهر و کینه مهرم زدل گسستی
دانی که بی تو هیچم ای ماه بی مروت
باشد که بار دیگر قلب مرا شکستی

متن درباره آدم مغرور

زمانی کوه بودی حالا آدم شدی
می‌رسیم به هم
بالاتر از آسمان جایی نیست
زیباتر از گل چیزی نیست
قشنگ‌تر از عشق حرفی نیست
عزیزتر از تو کسی نیست
دیدم که تو دریا شدی و من رود شدم
در وسعت چشمان تو محدود شدم
آن روز که در آتش عشق افتادم
سرسبزتر از آتش نمرود شدم
انسان‌ها یک به یک در خاک رفتند
یکی شاد و یکی غمناک رفتند
چون باید رفت از این خاک
خوشا آن‌ها که مثل گل پاک رفتند
ای کاش که از حال دل من خبرت بود
ای کاش دمی آر سر کویم گذرت بود
من مرغ اسیرم که ندارم پر پرواز
ای کاش که کاشانه من زیر پرت بود

جملات زیبا در مورد غرور و عشق

عاشقم کردی و گفتی عاشقان دیوانه‌اند
عاقبت عاشق شدی دیدی که خود دیوانه‌ای
دلم در حلقه‌ی غم‌ها نشسته
زبانم بسته و سازم شکسته
وجودم پر ز شعر عاشقانه ست
تو را می‌خواهم و این‌ها بهانه ست
فردا صبح وقتی چشمای قشنگت رو باز می‌کنی
یادت باشه که شب قبل یکی به یاد تو چشماشو بسته

استوری درباره غرور

فدایت ای گل زیبای هستی
نمی‌دانم کجا بی من نشستی
قشنگی‌های دنیایم تو هستی
یگانه گنج فردایم تو هستی
همیشه یاد داشته باش تا به فراموشی بسپاری
آنچه را که اندوهگینت می‌سازد
اما هرگز فراموش نکن تا به یاد داشته باشی
آنچه را که شادمانت می‌سازد
خدﺍﻭﻧﺪﺍ دو ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﻦ ﺑﮕﯿﺮ
ﺧﻮﺩﻣﺤﻮﺭی ﻭ غرور
ﮐﻪ ﺍﻭﻟﯽ داشته‌هایم ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﻦ می‌گیرد ﻭ ﺩﻭﻣﯽ ﭘﺎﮐﯿﻢ ﺭﺍ
ﭘﺮﻭﺭﺩﮔﺎﺭﺍ ﺩﻭ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ در دروﻧﻢ ﺍﺭﺗﻘﺎﺀ ﺑﺒﺨﺶ
ﺍﯾﻤﺎن ﻭ ﺻﺒﺮ
ﮐﻪ ﺍﻭﻟﯽ داشته‌هایم ﺭﺍ ﺑﯿﺸﺘﺮ می‌کند
ﻭ دوﻣﯽ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻣﻦ
ﻧﺰدﯾﮏ می‌کند
ﺧﺪﺍﯾﺎ ﮐﻤﮑﻢ ﮐﻦ ﺑﻪ ﺩﻭ ﭼﯿﺰ ﻣﺒﺘﻼ ﻧﮕﺮدم
ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﯽ ﻭ ﻧﺎﺳﭙﺎﺳﯽ
ﮐه ﺍﻭﻟﯽ ﭘﺎﮐﯽ ﺟﺴﻢ ﺭﺍ ﺍﺯ ﻣﻦ می‌گیرد
ﻭ ﺩﻭﻣﯽ ﺁﺭﺍﻣﺶ درون ﺭﺍ
اگر غرور تو از شکستهای من باشد
دوستشان دارم
من غرورم را به راحتی به دست نیاورده‌ام
که هر وقت دلت خواست خردش کنی
غرور من اگر بشکند
با تیکه‌هایش شاهرگ زندگی تو را نیز خواهد زد

متن درباره غرور و عشق

تو به احساس غرور منو امثال خودم می‌مانی
فقر احساس تو را می‌فهمم
ذهن من در پی یک واژه بی مانند است و تو را میابد
انتخاب خوبیست
هیچ کس حس مرا، شعر مرا
هیچ کس قدرت ادراک مرا تا به اندازه تو خرد نکرد
و تو همچنان بی مانندی
گریه شاید زبان ضعف باشد
شاید کودکانه شاید بی غرور
اما هر وقت گونه‌هایم خیس می‌شود
می‌فهمم نه ضعیفم نه کودکم
بلکه پر از احساسم
کسی که غرور دارد حاضر است گم شود
ولی راه را از دیگران نپرسد
فقط یه زن میتونه ملکه زیبایی دنیا رو ببینه
بعد با غرور بگه: این کجاش خوشگله

متن درباره مغرور بودن

در برابر هر چیزی که بدست می‌آورید
چیزی دیگر را از دست می‌دهید
اگر طالب رشد هستید از غرور خود دست بکشید
همیشه داشتن بهترینها به آدم غرور خاصى میده
من مغرورترینم چون تو بهترینى
قول داده بودیم ما به هم که تن ندیم به روزگار
چه بی دووم بود قول ما جدا شدیم آخر کار
ز چشمت اگر چه که دورم هنوز، پر از اوج عشق و غرورم هنوز
قبول است عمر خوشی‌ها کم است، ولی با توام پس صبورم هنوز
بسوزد دلت که سوزاندی دلم را به ویرانی کشاندی منزلم را
فکندی زیر پا احساس و شورم نکردی رحم، حتی بر غرورم
دلم را شبی در حضورم شکستی نه آینه، حتی غرورم شکستی
ندادی به خلوتگاه عشق راهم پلی بود اگر در عبورم شکستی

جملات زیبا درباره مغرور بودن

شده بازیچه‌ای قلب صبورم شکستی عاقبت بال غرورم
به آسانی گذشتی از کنارم مثال دفتری کردی مرورم
گفته بودی، از غرورم، از سکوتم، خسته‌ای من شکستم هر دو را
گفته بودم، از سکوتت، از غرورت خسته‌ام به خاموشی مغرورانه‌ات
شکستی تو مرا
خدا بودم خدای خودپرستان گدا کردی مرا تو سنگ مغرور
مرا باور به بی همتائی ام بود مرا از باور خود کردی‌ام دور
غرور من که ز سختی به کوه می‌مانست، کمر به کشتن خود بست و خاک پای تو شد
دلم که به همه بیگانه بود و یار نداشت، چه دید در تو که اینگونه آشنای تو شد
دوستی شوخی سرد آدماست، بازی شیرین گرگم به هواست
واسه کشتن غرورمن و تو، دوستی توطئه ثانیه‌هاست

متن در مورد غرور برای استوری

بعضی اشخاص چنان به خود مغرورند که اگر عاشق بشوند به خود بیشتر عشق می‌ورزند تا به معشوق
شبیه چشمهای تو پر از گناه می‌شوم
میان ظلمت شب قبیله ماه می‌شوم
خدا, زمین, گناه, عشق, من وتو, ببین چطور
به خاطر  غرور تو زیاده خواه می‌شوم
گریه نمی‌کنم نه اینکه سنگم
گریه غرورم‌و بهم می‌ زنه
مرد برای هضم دلتنگی‌ هاش
گریه نمی‌کنه قدم می‌ زنه
فاخرترین لباس، تولید کارخانه‌ی کرم است، کرم ابریشم ما را به غرور چکار
انسان‌های آزاده دل شکسته و پر غرور خود را پنهان می‌کنند. فردریش نیچه
آگه یکی باشه منو بفهمه
برایش غرورمو بهم می‌زنم
گریه که سهله، زیر چترشونش
تا آخر دنیا قدم می‌زنم
چقدر ضعیف هستند و البته کوچک، آن‌هایی که وقتی اشتباه می‌کنند
نه توانایی اقرار به اشتباه را دارند و نه قدرت عذر خواهی
اسمش را می‌گذارند غرور و به آن افتخار می‌کنند
چه حقیرند و چه حقیرانه رفتار می‌کنند

جملات زیبا در مرود غرور

من و تو شباهت‌های متفاوتی باهم داریم
هر دو شکستیم؛ تو قلب مرا، من غرورم را
هر دو رقصیدیم؛ تو با دیگری، من با سازهای تو
هر دو بازی کردیم  تو با من، من با سرنوشتم
و در آخر هر دو پی بردیم
تو به حماقت من، من به  پست بودن تو
آری، این شباهت‌های متفاوت هر روز آشکارتر می‌شود
کوه‌های غرورم از گناه رفتنت آب شده؛ تا قبل از سیل برگرد
سیل که بیاید همه را با خود می‌برد حتی خاطراتت را

شعر در مورد غرور و عشق

روزها رفتند و من دیگر
خود نمی‌دانم کدامینم
آن من سرسخت مغرورم
یا من مغلوب دیرینم
بگذرم گر از سر پیمان
می‌کشد این غم دگر بارم
می‌نشینم شاید او آید
عاقبت روزی به دیدارم
معذرت خواهی
همیشه به این معنا نیست که تو اشتباه کردی، و حق با یکی دیگه است
معذرت خواهی؛ یعنی اون رابطه شاید بیشتر از غرورت برات ارزش داشته
ﻫﺮﭼﻪ مغرورتر باشی، تشنه‌ترند برای ﺑﺎ ﺗﻮ ﺑﻮﺩﻥ
ﻭ ﻫﺮﭼﻪ دست نیافتنی باشی، ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺑﻪ ﺩﻧﺒﺎﻟﺖ می‌آیند
ﺍﻣﺎﻥ ﺍﺯ ﺭﻭﺯﻱ ﻛﻪ ﻏﺮﻭﺭی ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ باشی ﻭ ﺑی ﺭﻳﺎ ﺑﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺤﺒﺖ کنی
ﺍﻧﻮﻗﺖ تو ﺭﺍ ﻫﻴﭽﻮﻗﺖ نمی‌بیند
ﺳﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻛﻨﺎﺭﺕ ﻋﺒﻮﺭ می‌کنند
تمام روز و شب با بیقراری
به شوق روی تو بیدار هستم
اگرچه بی غرورم زنده اما
به شوق لحظه دیدار هستم

متن در مورد غرور کوتاه

بمیـرم من
فهمیدم نمی‌مانی.. دیدم می‌روی
رفتی باز هم ایستاده‌ام نگاه می‌کنم
آخرم می‌کشد مرا این غرور لعنتی
جان دلم
غرور مردانه و این حرفها
بماند پشت در خانه
بماند برای غریبه‌ها
به من که رسیدی
ورد زبانت باشد
دوست دارم
فدای تو همه چیزم اگرچه ناقابل
حقیقت است، حقیقت، نشسته‌ای در دل
دا خودش دل ما را به جنبش آورده
شبیه ماهی کوچک که می زند دل دل
بهار می‌شود آن دم که تو نفس بکشی
عجیب نیست که گُل سر بر آورد از گِل
همیشه نزد همیم و همیشه داشته‌ایم
تو در درون من و من درون تو منزل
من آن امیر پر از شوکتم که بی غَمِ تو
نبوده دبدبه و افتخار او کامل
اگرچه کوه بزرگی میان ما باشد
غرور کوه به یک بوسه می‌شود باطل

متن در مورد غرور طولانی

برایش نوشتم: عزیزم برگرد!
برایش نوشتم: حالِ بد، بهانه است
بیا و خرابی‌ دنیای مرا ببین!
نوشتم: نمی‌خواهم بدانم چه اتفاقی‌ افتاده
برایت خواهم گفت از اتفاقاتی که هنوز نیفتاده.
برایش نوشتم: من انتظار می‌کشم به سبک خودم
همانی که تو غرور می‌خوانی‌اش و من سکوت.
برایش نوشتم: نگذار سادگی‌ کودکانه من به بلوغ زودرس برسد
نگذار صداقتم زود بمیرد.
برایش نوشتم: کسی‌ این نامه را برایت می‌نویسد
که هنوز شبیه خودش است
بازگرد تا دیر نشده!
برایش نوشتم: جواب لازم نیست
هنوز حس ما گرم است
برگرد عزیزم
برگرد.
بر مال و جمال خویشتن غره مشو
کان را به شبی برند و این را به تبی
بسا نام نیکوی پنجاه سال
که یک نام زشتش کند پایمال
چند غرور ای دغل خاکدان
چند منی‌ای دو سه من استخوان
پیش‌تر از ما دگران بوده‌اند
کز طلب جاه نیاسوده‌اند
حاصل آن جاه ببین تا چه بود
سود بد اما بزیان شد چه سود
توی چشمای تو بازم
یه غرور بی صدا بود
منو دوست داشتی اما
یه غرور میون ما بود
امشب بیا و حال مرا روبراه کن
عمری ثواب کرده‌ای امشب گناه کن
عاشق شدن اگرچه به زعم دلت خطاست
تنها فقط به خاطر من! اشتباه کن
گفتی که باید از دل من بگذری برو!
اما دو چشم خیس مرا هم نگاه کن
درگیر چشمهای توام، خوب من! بمان
روی غرور لعنتی‌ات را سیاه کن
تنها اگر به مردن من دلخوشی بیا
امشب تمام زندگیم را تباه کن
می‌خواهی از دلت بروم؟ می‌روم ولی
فکری به حال این دل بی سرپناه کن

شعر در مورد غرور

مثل شرابی، لذت انگیزی، نمی‌دانی
از هرچه خوبی هست لبریزی نمی‌دانی
من حافظ ابیات موزون تنت هستم
شاخه نبات شهر تبریزی، نمی‌دانی
سرما و گرمای وجودت خارق العاده ست
تلفیق تابستان و پاییزی نمی‌دانی
نگیز چشمانت اگرچه خون به پا کرده
تو قدر خون‌هایی که می‌ریزی نمی‌دانی
تو از غرور مردهای ترک می‌ترسی
افسوس، از احساسشان چیزی نمی‌دانی
حالا خودت را -این نشان افتخارم را
بر گردنم باید بیاویزی، نمی‌دانی
ﻋﮑﺲ‌ﺍﻟﻌﻤﻠﺖ ﺧﯿﻠﯽ ﺩﯾﺪﻧﯿﻪ
ﻭﻗﺘﯽ ﺑﺎ ﺑﺮﺧﻮﺭﺩ ﺳﻨﮕﯿﻨﻢ
ﺳﺒﮑﺖ می‌کنم
اعصابم مثل چشمام سگ دارد
بچه خوشگل
فاصله‌ت رو حفظ کن
تا تکه پاره نشدی
مهربونیم رو با ضعفم اشتباه نگیر
سرد بشم
حتی اگر خودت رو آتیش بزنی
گرم نمی‌شم

متن در مورد غرور و دوست داشتن

همیشه عاشق آدمای مغرور بودم
چون گفتن دوستت دارم خیلی واسشون سخته
ولی وقتی میگن عجیب به دلت میشینه
میدونی چرا
چون مطمئنے از سر عادت نگفته
چون مطمئنے تیکه کلامش نیست
چون مطمئنے واسه گفتنش پا رو همه‌ی غرورش گذاشته
چون
چون مطمئنےدوستت دارم یعنی واقعاً دوستت داره
جا داره یادی کنیم از
کسانی که زمانی کنار من بودند
و امروز کنار من بودن آرزوشونه
گرگ باش
مغرور
مثل گرگ حتی به شیر هم رحم نکن
به مانند گرگ باش دشمن را بدر
در برابر سگان ولگرد بی تفاوت باش
آن‌ها با پارس کرن های بیهوده زنده‌اند
گرگ باش
زوزه‌ی گرگ از تنهایست
ولی گرگها دسته جمعی زوزه می‌کشند
در دنیای گرگها اعتماد یعنی مرگ
با همه باش اما تنها
من همینم که هستم
شاخ نیستم چون گاو نیستم
خاص نیستم چون عقده ندارم
بالا نیستم چون پرچم نیستم
فقط یه آدمم
چیزی که خیلی‌ها نیستند
5/5 - (1 امتیاز)

کتاب الکترونیکی (182 صفحه)

فایل صوتی کتاب (132 دقیقه)

کتاب الکترونیکی 14 تمرین مکمل

برنامه تمرینی 4 هفته ای

موسیقی درمانی سابلیمینال

اطلاعات بیشتر
منبع
delbaraneh

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا