متن و پیامک مذهبی

متن درباره شب هشتم محرم؛ حضرت علی اکبر

در این مطلب از مجله اینترنتی مثبت 1، مجموعه ای از زیباترین متن ها در مورد حال خوب برای شما آماده نموده ایم. امیدواریم که موردتوجه شما قرار گیرد.

برخیز از جای خود، ای گل پرپرم
ای اذان گوی من، ای علی اکبرم
بعد تو دنیا جهنّم شده
قامتم از داغ تو خم شده
غرق آتش بابا شد،
جسمت ارباً اربا شد
علی اکبر پسرم
پدرت آمده در سینه تلاطم دارد
از لبت خواهش یک جرعه تبسّم دارد
غرق خون هستی و برخواسته آه از بابا
آه، لب واکن و انگور بخواه از بابا
گوش کن خواهرم از سمت حرم می‌آید
با فغان "پسرم وا پسرم" می‌آید
خواهم که بوسه‌ات زنم اما نمی‌شود
جایی برای بوسه که پیدا نمی‌شود
لب را به هم بزن و نفس زن که هیچ چیز
شیرین‌تر از شنیدن بابا نمی‌شود

متن شب هشتم محرم علی اکبر

ای آیه آیه سوره‌ی طه اذان بگو
ابا سکوت آخر تو می‌کشد مرا
این زخم روی پهلوی در هم شکسته‌ات
فرق شکسته‌ی سر تو می‌کشد مرا
شهادت جوان و شاب کربلا
کی می‌گفت از گل بهتر ست او
شبیه حضرت پیغمبراست او
علی مرتضی آمد به میدان
ولی نه! نه! علی اکبراست او
ببین ای پدر استخوانم شکست
کمی از فک و از دهانم شکست
ببین نیزه‌ای بر دهانم زدند
و چوبش به روی لبانم شکست
شه عشاق، خلاق محاسن
به كف بگرفت آن نيكو محاسن
به آه و ناله گفت: ای داور من
سوی ميدان كين شد اكبر من
به خلق و خوی آن رفتار و كردار
بُد اين نورسته همچون «شاه مختار»
کوفیان منتظر و در صدد آزارند
نکند داغ تو را روی دلم بگذارند
پسرم خیمه همین جاست مرا گم نکنی
پسرم دور نشو سنگ دلان بسیارند
فریاد می‌کشید اکبر که آب نیست
این آب دست دوزخیان است و خواب نیست
سیلی به مشک خالی‌شان می‌نواختند
گویی جوانمردی‌ای دیگر به کار نیست!
زخم‌ها با تو چه کردند؟ جوان‌تر شده‌ای
به خدا بیش‌تر از پیش پیمبر شده‌ای
پدرت آمده در سینه تلاطم دارد
از لبت خواهش یک جرعه تبسم دارد
غرق خون هستی و برخواسته آه از بابا
آه، لب واکن و انگور بخواه از بابا

متن در مورد شب هشتم محرم

این پاره پاره پیکر تو می‌کشد مرا
بال سفید پرپر تو می‌کشد مرا
قربان روی خونی پیغمبری تو
این داغ چون پیمبر تو می‌کشد مرا
زبرج خیمه برآمد چو کوکب رخشان
سهیل سر زده گفتی مرگ زسمت یمن
یمه گاه بمیدان کین روان گردید
رخی چوماه تمام و قدی چو سرو چمن
ای یاس پرپر من علی اکبر من
شِبه پیمبر من علی اکبر من
از داغت ای علی جان گریان دو چشمِ لیلا
ناگهان قلب حرم وا شد و یک مرد جوان
مثل تیری که رها می‌شود از دست کمان
خسته از ماندن و آماده رفتن شده بود
بعد یک عمر رها از قفس تن شده بود
دو چشم خويش بگشا و سؤال كن كه بگويم
ز خيمه تا سرِ نعش تو من چگونه رسيدم
یکی سنگ زد به پیشانیم
ولی سنگِ او بر زبانم شکست
به زیر سم اسب این مردمان
قد و قامت چون کمانم شکست
صدایی به گوشم رسید ای پدر

متن شهادت حضرت علی اکبر

فلک با این همه جور و جفا و ظلم که داری
تو را نبوده حیا و تو هیچ شرم نداری
چرا که مادر گیتی نزاده چون اکبر
به حسن و قامت و خط مردنش چه سهل شماری
شهادت جوان و شاب کربلا
کی می‌گفت از گل بهتر ست او
شبیه حضرت پیغمبراست او
علی مرتضی آمد به میدان
ولی نه! نه! علی اکبراست او
دلم ترا وطن و قلب من شده قبرت
تو در ضمیر من از جمله سرو اسراری
وفا و سیرت و صهبائی ینکه جان دهد اکبر
عزیز فاطمه بگرفته‌اش به سینه و زاری
هر جا که بوده کربلا یا در مدینه
با زخم اول، زود قلب مادرش ریخت
او اوّلین رزمنده بود پس بدیهی ست
یک لشکر تازه نفس روی سرش ریخت
گل من از اثر خار به هم ریخته‌ای
از سر نیزه‌ی اغیار به هم ریخته‌ای
مات با پهلوی پاره شده‌ات حرف زدم
نکند از نوک مسمار به هم ریخته‌ای
آه ای میوه‌ی قلب من علی اکبر من.
زندگی را شده‌ای در نظرم باور من.
تا هدایت شود این قوم ز دین برگشته.
از حرم راهی میدن شدی پیغمبر من.
ای گل لیلا علی، هستی زهرا علی
یاور دین خدا، همچنان بابا علی
خلقا و خلقا چنان پیغمبری
در شجاعت همچو جدت حیدری
دیدم اعضای تنت را جگرم سوخت علی
پاره‌های بدنت را جگرم سوخت علی
ناگهان زانویم افتاد زمین چون دیدم
طرز چانه زدنت را جگرم سوخت علی

متن نوشته شهادت حضرت علی اکبر

اربا اربا شدنت دور نماند از چشمم
پیش چشمان من زار به هم ریخته‌ای
یا علی گفتم و برداشتمت از روی خاک
چون که دیدم صد و ده بار به هم ریخته‌ای
مادرم از اثر ضربه دو چشمش شد تار
چشم من شد ز غمت تار به هم ریخته‌ای
تا که از اسب علی جان به زمین افتادی.
به زمین خورد ستون همه‌ی لشکر من.
وای بعد از تو و، از بعد عمو عباست.
بین این لشکر کافر چه بیاید سر من.
باز جا داشت خدا بار دگر با اکبر.
کربلا خلق کند معجزه‌ی خیبر را.
شاه شمشاد قدان حرم طاها بود.
بس که سرو قده سر بر فلکش رعنا بود.
فلک با این همه جور و جفا و ظلم که داری/تو را نبوده حیا و تو هیچ شرم نداری
چرا که مادر گیتی نزاده چون اکبر/به حسن و قامت و خط مردنش چه سهل شماری

پیامک شهادت حضرت علی اکبر

ناگهان قلب حرم وا شد و یک مرد جوان / مثل تیری که رها می‌شود
از دست کمان خسته از ماندن و آماده رفتن شده بود / بعد یک عمر رها از قفس تن شده بود
بسته اهل آسمان /
دل بر عشقِ تو جواناین شادیِ دشمنان /
آتش می زند به جانلاله گونِ چاکِ چاکم/
سرو افتاده به خاکمیا علی اکبر
من چگونه سوی خیمه خبرت را ببرم؟
خبــر ریختــن بــــــــــال و پرت را ببرم
واژه‌های بدنت سخت به هم ریخته است
سینه‌ات یـا جگـرت یــا که سرت را ببرم؟

متن شعر شهادت حضرت علی اکبر

ای قامتت هبوط بهشت پدر، علی
وی روح و جان من، قدمی پیش‌تر، علی
ای روی و خوی و صوت تو آئینه ی رسول
با خنده می‌روی به کدامین سفر، علی
5/5 - (1 امتیاز)

کتاب الکترونیکی (182 صفحه)

فایل صوتی کتاب (132 دقیقه)

کتاب الکترونیکی 14 تمرین مکمل

برنامه تمرینی 4 هفته ای

موسیقی درمانی سابلیمینال

اطلاعات بیشتر
منبع
delgarmshaboneh

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا