متن و پیامک مذهبی

متن در مورد شب هفتم ماه محرم؛ حضرت علی اصغر (ع) 1401

در این مطلب از مجله اینترنتی مثبت 1، مجموعه ای از زیباترین متن ها در مورد شب هفتم ماه محرم؛ شب حضرت علی اصغر (ع) برای شما آماده نموده ایم. امیدواریم که موردتوجه شما قرار گیرد. التماس دعا

بند قنداق تو
همان روزه ی شب هفتم بود
و یک مشت خون
که به آسمان پاشید
باران متولد شد
چقدر امشب گلوی تاریخ درد می کند...
و پلک گشودی دنیایی را که برایت کوچک بود
خدا تو را برای تاریخ مقدّر کرد تا چیزی را به ادراک برسیم
خورشید چشمانت را به زمین تاباند
تا دنیا را از دریچه نگاه نافذ تو ببینیم
چه تقدیری داشتی، طفل آفتاب!
درست لحظه‌ای آمدی که:
زمین در تیر رس نگاه سرد زمستان بود،
و در اسارت شیطان.

متن در مورد شب هفتم ماه محرم

ای در افق عصمت/ماه ِ شهدا اصغر
شش ماهه ی عطشان ِ/شاه شهدا اصغر
تو مَحو ِ جمالی/با تیر سه شعبه
سیراب ِ وصالی/با تیر ِ سه شعبه
لای لای علی اصغر......
ای طفل شیرخواره لای لای علی اصغر
حلق تو پاره پاره لای لای علی اصغر
بر حالَت ای ستاره گِریَد دو چشم مهتاب
تیر سه شعبه آمد آخر شدی تو سیراب...
درست یک گام مانده به آغاز فراخوان بزرگ عشق و حماسه، آمدی؛
لحظه‌ای که تاریخ، در آستانه یک اتفاق سرخ بود.
... و تو هم به ضیافت عشق رفتی.
«قنداقه ات» را «اِحرام» خویش کردی و راهی «خانه دوست» شدی
به نیمه‌های حجّت که رسیدی
تقدیر این شد که پدر
حج نیمه تمامش را در کربلا کامل کند

متن استوری شب هفتم محرم علی اصغر

بسیاری، حسین علیه السلام را که «باطن کعبه» بود، رها کردند و مسافر کربلا نشدند
اما تو ـ که از قبیله عشقی ـ
پشت به قبله قبیله نکردی
تا در «کربلا»، «حاجی» شوی
«شش ماه» برایت کافی بود
تا «کربلا» یی شوی
«شش ماه» کافی بود
تا از بند «ناسوت» برهی
ـ اگرچه آن «شش ماه» هم زمینی نبودی ـ
با یک حنجره «شش ماهه»
همه تاریخ را تکان دادی
با یک قلب «شش ماهه»
به تقدیر آسمانی خویش دل سپردی
یک گام «شش ماهه» برداشتی
تا به «ملکوت» رسیدی

متن در مورد شب هفتم ماه محرم

«علی اصغر» بودی،
اما دلت بزرگ بود
گام‌هایت بلند بود ـ برای عروج به ملکوت ـ
خدا خواست تو بیایی
ـ درست، لحظه‌ای که تاریخ، در آستانه یک اتفاق سرخ بود ـ
و تو اتفاق افتادی
نگاه سبزت را روانه چشم اندازی سرخ کردی
و چشم به راه یک روز ماندی؛
لالا، لالا ... گل پرپر... لالا... لالا... علی اصغر...
چی داریم این جا شیرینم... بجز به مشت خون و پر
مادر بخواب!
امشب بوی کربلا می‌دهد لالایی‌هایم.
مادر بخواب؛ نمی‌خواهم امشب خون دلم را ببینی.
مادر بخواب... علی کوچکم بخواب!
چرا این همه زاری می‌کنی مادر؟
نکند تو هم فهمیده‌ای امشب ستاره‌ها برای که جشن تولد گرفته‌اند؟

جملات کوتاه در مورد حضرت علی اصغر

چرا ضجّه می‌زنی مادر؟
آسمان امشب دارد خودش را سبک می‌کند روی شانه‌های زمین.
این باران نیست؛ اشک‌های ملائک است برای تطهیر خاک. می دانی کودکم، امشب عشق به دنیا می‌آید؛ با همه کودکی‌اش، با همه کوچکی‌اش. امشب، شیرین‌ترین خواب دنیا آشفته است.
می دانم که فهمیده‌ای مادر، بگذار قصه تشنه‌ترین لب‌های کوچک دنیا را برایت نگویم!
بگذار اندوهم را خواب کنم!
بگذار از ماهی‌های بیرون از آب چیزی نگویم!
لالا... لالا... بغضم چرا شکست مادر؟
تشنگی‌ات را پنهان کن! امشب تشنگی تازه به دنیا می‌آید.
امشب آب برای همیشه تلخ می‌شود
فرشته‌ها این پایین، گهواره یکی را نشان هم می‌دهند و برایش از همین امشب، بهشت را آذین می‌بندند.
فرشته‌ها می‌دانند طولی نخواهد کشید که عشق از گلوی کوچک این پروانه طلوع کند.
ماهی‌های بیرون از آب، قدر اشک‌های او را بهتر از ما می‌دانند، مادر!
لالایی امشب از من نخواه کودکم! این که می‌بینی نمی‌توانم آرامت کنم، از ضعف نیست؛ نمی‌توانم آهنگ منظّم نفس‌هایت را بشنوم امشب.

استوری واتساپ شهادت علی اصغر

امشب شش ماهه ترین خورشید، بیدار می‌شود، امشب که ماه، خودش را بر آسمان می‌کشد، چطور می‌توانم تو را آرام کنم؟ کودکم، شیرین، علی کوچک! می دانی چرا تو را علی اصغر نام نهادم؟ آخر این ستاره‌ای که امشب طلوع می‌کند، چهارده قرنی است
معصومیت را می‌توان در قنداقه خونی نوزادها هم دید، می‌توان از گلوی شکفته، تصویر خُدا در چشم‌ها جاودانی کرد.
می‌توان به خُلود اندیشید، به جذبه رسید و دور گاهواره‌ای چرخ زد که تمام ستاره‌ها دور آن می‌چرخند... لالایی کودک شیرینم، لالایی!
این لالایی امشب برای سکوت خوانده می‌شود.
این لالایی برای اشک است.
این لالایی خون است، لالایی پروانه‌ها،
لالا لالا، گل بی سر.
لالا لالا علی اصغر...
کاش که رقیه جان،
برای اصغرش هی سراغ آب را نمی‌گرفت
دامن رباب را نمی‌گرفت
این قَدَر سریع و تند از کمان حرمله جواب را نمی‌گرفت

شعر کوتاه شب هفتم ماه محرم

گاهواره تاب خورد
گوییا علیِ اصغر از صدای تشنه‌ی پدر،
چند قطره آب خورد
ظاهراً علی، ولی، تیر را رباب خورد
در کرب و بلا ظلم و ستم حکمِ روا شد
خون بر دلِ زهرا و علی شیرِ خدا شد
تیر سه سر و پُر شده از زهر شرر بار
آن قسمت حلقوم علی اصغر ما شد
اصغرم خوابه یا که سیرابه
قلبِ آقایم از چه بی تابه
پشت خیمه‌ها اصغرم تنها
ای شه گل‌ها هرگز نخوابه

اشعار کوتاه شب هفتم ماه محرم

دریای نخورده آب، اصغر!
خجلت زده‌ات رباب، اصغر!
از تیر سه شعبه آب خوردی
سیراب شدی، بخواب اصغر!
کشتنـد ز داغ تو، مرا هم
گشتیم شهید هر دو با هم
ای علی اصغر چشم خود وا کن حالت مادر را تماشا کن
من به داغ تو سوزم وسازم خیز ودرد ما را مداوا کن
چون تو سربازی، کس ندید، اصغر گشتم از داغت ناامید، اصغر
کودک شش ماهه شهید، اصغر با نگاهت در خیمه غوغاکن
پشت غم از بار غصه‌های رباب
ازآن زمان که شنیده است ماجرای رباب
به سوز سینه گهواره داغ غم زده است
شرار زخم دل خون لای لای رباب
اولین روز است که بی گهواره می‌گردی علی
یک شبه مادر برای خود شدی مردی علی
آخرین باری که بستم بند این قنداق را
بر دلم افتاد که دیگر برنمی گردی علی

استوری کوتاه شهادت علی اصغر

شش ماهه من اگر چه فردي
تو مرد شهادت و نبردي
سرباز هميشه فاتح من
لبخند بزن که فتح کردي
تا داد تو بر فلک رسانم
خون تو به آسمان فشانم
از دل بکشم من آه شبگیر علی
با داغ تو از جهان شدم سیر علی
تیری که زپا نشاند علمدارم را
با حلق تو کرده کار شمشیر علی
معراج تو از تو تا حسین است
در خون تو نقش «یا حسین» است
تنها تو شوی به دست من دفن
تشییع تو نیز با حسین است
آن روز که روز حشر کبراست
قنداقه تو به دست زهراست
اشک
دلِ ما را نگران کرد
خونْ دلِ هر دو جهان کرد
حرمله بهرِ جفایش
تیرِ خود را به گمان کرد
دستِ صیاد از او درِّ صدف می‌گیرد
حرمله زیرِ گلو را چو هدف می‌گیرد
دلِ مولا شده پر خون
علی اصغر شده گلگون
آرام که نمی‌شوی ای میوه دلم
خیمه به خیمه هرچه تو را می‌برم، بخواب
نزدیک به سه روز و سه شب می‌شود علی
پلکم به هم نیامده مادر، برم بخواب

استوری محرم شهادت علی اصغر

کوچک‌ترین صدا مزاحمِ نوزاد می‌شود…
ای نیزه دار! این روش بچه داری است
بگو برای سه شعبه میان این همه یل!
چرا گلوی تو شد انتخاب عزیز دلم ...
5/5 - (2 امتیاز)

کتاب الکترونیکی (182 صفحه)

فایل صوتی کتاب (132 دقیقه)

کتاب الکترونیکی 14 تمرین مکمل

برنامه تمرینی 4 هفته ای

موسیقی درمانی سابلیمینال

اطلاعات بیشتر
منبع
zibamatnbeytootedelgarm

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا