
جینو شخصیت منفیِ درجهدو در «شکارچیان شیاطین کیپاپ» است. او رهبری گروه «ساجا بویز» را بر عهده داشت؛ گروهی از شیاطین که خود را بهصورت یک گروه پسرانهٔ کیپاپ جا زده بودند.
روزی انسان بود، اما با پیمانی که برای رهایی از فقر با «گویما» بست، نفرین شد و به شیطان بدل گشت. بهای این پیمان سنگین بود و او خود را در موقعیتی دید که گمان میکرد ناچار است خانوادهاش را ترک کند. قرنها بعد، در ازای پاک شدن خاطرات دردناک، پذیرفت به گویما کمک کند تا «هونمون» را نابود کند. برای این کار، ساجا بویز را رهبری کرد تا طرفداران «هانتریکس» را بربایند؛ اقدامی که هونمون را تضعیف کرد و قدرت گویما را بالا برد.
صداپیشهٔ دیالوگهای جینو «آن هیوسئوپ» است و آوازهای او را «اندرو چوی» میخواند.
هویت و زندگی نامه
هویت
- نام: جینو (جینو)
- نسبتهای خانوادگی: مادرِ بینام (درگذشته)، خواهرِ کوچکِ بینام (درگذشته)
زندگینامه
- سن: بیش از ۴۰۰ سال (احتمالاً حوالی دههٔ چهارصدم)، از نظر ظاهری حدود ۲۳ تا ۲۴ سال
- وضعیت: درگذشته
- تاریخ تولد: سدهٔ هفدهم میلادی
- زادگاه: کره
- تاریخ مرگ: ۲۰۲۵
- محل مرگ: برج نامسان
- گونه: پیشتر انسان؛ سپس شیطان
توصیف ظاهری
- جنسیت: مرد
- رنگ چشم: قهوهای (در حالت انسانی)؛ طلاییِ درخشان با مردمک باریک (در حالت شیطانی)
- رنگ مو: مشکی
- ظاهر کلی: مردی بسیار خوشسیما، قدبلند و باریکاندام، در ظاهرِ دههٔ بیست زندگی
جایگاه و وابستگیها
- پیشه: آیدل کیپاپ؛ خدمتگزار گویما
- گروه/تیم: ساجا بویز
- وابستگیها: علاقهٔ عاطفی به رومی؛ همکاری با ساجا بویز
- وابستگی پیشین: گویما
مطلب پیشنهادی: دانلود عکس جینو در شکارچیان شیاطین کیپاپ
ظاهر و پوشش

ظاهر انسانی
جینو صورتی کشیده با اجزای خوش تراش دارد: گونههای برجسته، بینی مستقیم و چانهٔ نوکتیز. پوست روشن، موی مشکیِ پرپشت با مدل پردهای و چشمان قهوهای از ویژگیهای اوست. در قامت یک آیدل، معمولاً پیراهنهای یقهکمیباز روی زیرپیراهن، جین تنگِ زاپدار، کتانی ساقبلند و زیورهایی چون گوشواره، گردنبند و عینک آفتابی میپوشد. در دیدارهای خصوصی با رومی، ظاهر راحتتری دارد: هودی خاکستری زیر «کت» مشکی.
ظاهر شیطانی و پوشش سنتی
در قالب شیطان، همان خطوط چهره را حفظ میکند، اما پوستش بنفشِ نقشدار، دستانش پنجهدار، دندانهایش تیز و چشمانش طلاییِ درخشان با مردمک باریک میشود. پوشش او نیز سنتیِ کرهای است.
شخصیت
جینو باهوش، کاریزماتیک و درعینحال دورو است و بیش از هر چیز به منافع خود میاندیشد. در کنار ساجا بویز، نقشهای تازه برای نابودی دائمی هونمون میریزد و صرفاً در ازای پاک شدن خاطراتش حاضر میشود به گویما کمک کند. در هویت درونی، با شرمی مزمن دستبهگریبان است: شرمِ رهاکردنِ خانوادهٔ انسانی برای آسایش شخصی؛ امکانی که از فریب گویما برآمد. هرچند از اوامر گویما پیروی میکند، در دل از خشونت و سلطهجویی او بیزار است؛ بااینهمه خدمت را ادامه میدهد، چون باور دارد پاک شدن حافظه او را از بار گناه میرهاند.
در رویارویی با هانتریکس، از نیشوکنایه به رومی، میرا و زویی لذت میبرد. برای نمونه، پس از تنهزدن به رومی، بهظاهر هشدار میدهد مراقب باشد اما در همان فرصت اکسیرهای درمانی او را میرباید و یکی را در اجرای «سوداپاپ» مینوشد. بعدتر، در برنامهای تلویزیونی که هانتریکس قصد متوقف کردن ساجا بویز را داشتند، نقاب از چهرهٔ آنان برمیدارد، وادارشان میکند بازیای انجام دهند و سپس بهسرعت میگریزد. هنگام تعقیب دوبارهٔ هانتریکس، با احضار شیاطینِ آبی حواس گروه را پرت میکند و با خندهٔ پیروزمندانه عقب مینشیند.

با اینکه برای آسیبهای گستردهٔ خویش پشیمانی آشکار نشان نمیدهد، نشانههای ظریف انسانیت در او پیداست: وقتی نقشونگار شیطانیِ رومی را میبیند، جان او را میبخشد؛ هدیهٔ یکی از طرفداران را برخلاف دیگر اعضای ساجا بویز با دقت کنار میگذارد؛ از دیدن نقاشیِ کودکی متأثر میشود؛ و به حیوانات مهربانی نشان میدهد، بهویژه در نگهداری از «درپی» و «ساسی». با وجود تصویر بینقص آیدلی، گاهی دستوپاچلفتی و کمروست؛ مثلاً با پیشنهاد یک پیرزن که رومی را نامزد او میپنداشت، دستپاچه میشود و با انکار میگوید سلیقهاش نیست؛ رفتاری که رومی را میرنجاند.
در تعامل با رومی، زمینیتر اما همزمان حسابگرتر است. هنگام روایت چگونگی شیطانشدنش، جزئیاتی را که چهرهاش را مخدوش میکند عمداً حذف میکند. تجربهٔ زیستن زیر نفوذ گویما را بر رومی فرافکنی میکند و القا میکند دوستانش شاید نیمهٔ شیطانیِ او را نپذیرند. با این همه، برای رومی واقعاً دل میسوزاند؛ تا جایی که در برابر گویما میایستد و برای شکست پادشاه شیاطین از جان میگذرد. خوشرفتاری او با رومی از همدلی سرچشمه میگیرد، چون معنای زیستن با شرمِ هویت را میفهمد.
وابستگی یا رفاقت واقعی او با دیگر اعضای ساجا بویز روشن نیست؛ نشانی از پشیمانی بابت خیانت به آنان و رها کردن نقشهشان نشان نمیدهد و حتی گفتوگویی صمیمانه با آنها از او دیده نشده است.
سرگذشت جینو
سرگذشت آغازین جینو
حدود چهارصد سال پیش، در اواخر سلطنت «گوانگهاگون» تا اوایل «اینجو» از دودمان چوسان، جینو با مادر و خواهر کوچکش در تنگدستی شدید زندگی میکرد. تنها داراییِ ارزشمندش «بیپا» (عود کرهای) بود که با آن در خیابان مینواخت تا لقمهنانی بهدست آورد. با وجود کوشش بسیار، درآمد ناچیز بود و خانواده همچنان با گرسنگی و رنج دستبهگریبان بودند.

روزی هنگام نوازندگی در خیابان، گویما، پادشاه عالم شیاطین، به سراغش آمد و پیشنهادی داد: صدایی شگفتانگیز در برابر تعهدی شوم. جینو که ناامیدانه راهی برای رهایی از فقر میجست، بیدرنگ پذیرفت. درهای کاخی باشکوه بهروی او گشوده شد؛ بر سفرههای رنگین نشست، بر ملحفههای ابریشمی خوابید و جامههای فاخر پوشید؛ جایگاهی که هرگز در خیال نمیگنجید.
اما وقتی خواست مادر و خواهرش را به کاخ بیاورد، نگهبانان مانع شدند. او دریافت که پیمان، تنها خودش را از فقر بیرون کشیده نه خانوادهاش را. در اشتیاق رهایی از رنج، آنان را عملاً به حال خود رها کرد؛ و این بارِ عاطفی، با گذشت زمان سنگینتر شد؛ سنگینتر حتی از فقرِ پیشین.
بهمرور، شرم و گناه در وجودش جسمیت یافت: خطوط و نقوش شیطانی بر تنش پدیدار شد و گسترش یافت. تصاویر و صداهای گویما در ذهنش پیچید. هرچه ندامت ژرفتر شد، نشانها گستردهتر گشت تا نفرین کامل شد و او را به شیطانی در بند خدمتِ گویما تبدیل کرد. قرنها پس از آن، هرگاه با منافعش سازگار بود به پادشاه شیاطین خدمت کرد؛ اما خاطرهٔ ترک خانواده، همچون خاری در جانش ماند.
سیر وقایع و رخدادها
در زمانهٔ اکنون، نسل جدیدی از شکارچیان شیاطین، یعنی گروه دخترانهٔ کیپاپ «هانتریکس» (رومی، میرا و زویی)، نگهبانیِ هونمون را برعهده دارند. گویما پس از نابود کردن شیطانی که در ترور ناکام مانده بود، با ظهور جینو و «درپی»، راهبرد جدیدی میشنود: نفوذ به جهان انسانها و تضعیف هونمون با تقلید از موسیقی، شهرت و محبوبیت هانتریکس. گویما که همواره به انگیزههای جینو بدگمان است، پاداشِ درخواستی او را میپرسد. جینو میگوید در برابر آوردن روحهای بیشتر، تنها میخواهد خاطرات انسانیاش برای همیشه پاک شود.
کمی بعد، ساجا بویز با اجرای خیابانیِ «سوداپاپ» در جهان انسانها میدرخشند و سریعاً طرفدار میگیرند. این رشد ناگهانی، توجه هانتریکس را جلب میکند. سه عضو گروه میکوشند در حمام عمومی مردانه با آنان روبهرو شوند؛ اما ساجا بویز با احضار انبوهی از شیاطین آبی دام میگسترانند. در زد و خورد، رومی با جینو درگیر میشود. در تقلا، آستین رومی پاره میشود و نشانههای شیطانی روی دستش نمایان میگردد؛ چیزی که جینو را شگفتزده میکند. چون میفهمد رومی تبار شیطانیاش را از همتیمیها پنهان کرده، به پوشاندن آن کمک میکند و پیش از آشکار شدن، با ساجا بویز عقبنشینی میکند.

بعدتر، جینو «درپی» و «ساسی» را میفرستد تا کارتی برای رومی ببرند و خواستار دیدار شوند. در ملاقات، به نقشونگار رومی اشاره میکند و رومی حمله میکند تا جینو اطمینان میدهد راز او را فاش نکرده است. ابتدا گمان میبرد رومی شیطان کامل است، اما وقتی میشنود او «صداها» را نمیشنود، نظرش عوض میشود. توضیح میدهد شیاطین با شرم و زمزمههای فریبکارانهٔ گویما در بند میمانند. از بخشهایی از گذشتهاش میگوید: چهارصد سال پیش، گویما صدایی زیبا به او داد و او را از فقر بالا کشید، به دربار برد، سپس با ندامتی جانکاه از خانوادهٔ ازدسترفته به عالم شیاطین تبعید شد. میگوید نقشهای شیطانی، تصویر شرم اوست و بهدنبال سرچشمهٔ شرم رومی میگردد. با کشیدن سلاح از سوی رومی، عقب میکشد.
روز بعد، ساجا بویز یک گردهمایی طرفداران هانتریکس را مختل میکنند. جینو رومی را برای آشکار کردن نقشهایش نزد دوستانش تحت فشار میگذارد. رومی امتناع میکند و میگوید با یاریدهندهٔ گویما گفتوگو نمیکند. جینو فاش میکند که تنها بهدنبال منفعت شخصی است: پاک شدن حافظه؛ و از گویما متنفر است. در همان رویداد، کودکی نقاشیای به او میدهد که نشان میدهد روح او را زیبا میبیند. رومی او را تشویق میکند که به ندای درون گوش بسپرد، نه زمزمههای گویما.

پس از آنکه هانتریکس ترانهٔ اعتراضی «Takedown» را علیه ساجا بویز میسازند، رومی دوباره با جینو دیدار میکند؛ این بار بهسبب دنبالکردنِ پیگیرانهٔ درپی و ساسی. رومی پیشنهادی میدهد: اگر هانتریکس در «جوایز بینالمللی آیدل» پیروز شوند و «هونمون زرین» پدید آید، نقشهای هر دو محو میشود و شاید جینو بتواند در جهان انسانها بماند. در این لحظه، نیمهٔ شیطانیِ خود را نیز آشکار میکند. همکاریشان به شکلگیری پیوندی عاطفی میانجامد و به دوئت (قطعهای موسیقی است که توسط دو نفر اجرا میشود) «آزادی» ختم میشود.
گویما سرانجام از اتحاد پنهانیِ جینو با رومی آگاه میشود و با تهدید بازگرداندن او به بندگی واکنش نشان میدهد. او با آزار روانی و زندهکردن صداهای خانواده، جینو را میشکند تا اجرای هانتریکس را در جوایز آیدل خراب کند. جینو ناچار میپذیرد.
در مراسم، ساجا بویز کنار میکشند و رومی در اجرای تکنوازیاش نزدیک است هونمون زرین را شکل دهد؛ اما جینو به او خیانت میکند: با توهمات شیطانیِ زویی و میرا به او حمله میکند، او را وادار به اجرای «Takedown» میسازد و با کندن ژاکت، نقشهایش را برملا میکند. پس از این رسوایی، نقشهای رومی برای زویی و میرا آشکار میشود و آنها از ترس سلاح بالا میبرند. رومی فوراً جینو را بازخواست میکند و او اعتراف میکند که بخشی از گذشتهاش دروغ بوده و خانوادهاش را آگاهانه رها کرده است. سپس میکوشد رومی را قانع کند که سزاوار رنج است و امیدی به رستگاری ندارد. رومی، خردشده از شرمِ میراث، نزد سلین میرود و از او میخواهد به زندگیاش پایان دهد.

در همین زمان، با فروپاشی هانتریکس و نابودی هونمون، جینو اجرای ساجا بویز را در برج نامسان اعلام میکند. گویما با افسون، میرا، زویی و مردم را به آنجا میکشاند تا هونمون کاملاً بشکند و صورت حقیقیاش آزاد شود. رومی بازمیگردد؛ چون نیمهانسان است، از کنترل او مصون مانده و با اجرای ترانهٔ «What It Sounds Like» مراسم را درمینوردد. گویما شیاطین را برای متوقف کردن او میفرستد، اما آواز، بند از میرا و زویی میگشاید. آنان با رومی متحد میشوند؛ هانتریکس دوباره شکل میگیرد و با پذیرش کامل نیمهٔ شیطانیِ رومی، پیوندشان قوت میگیرد.
گویما که راهی نمیبیند، بیشتر سپاهش را در خود میبلعد تا نیرومند شود و رومی را از پا درآورد. اما در لحظهٔ آخر، جینو بر او میشورد و میان «ضربهٔ مرگبار» میایستد؛ جان میدهد تا هم جبران خیانت کرده باشد و هم رومی را تواناتر سازد. رومیِ اندوهگین میگوید هنوز میتواند روحش را نجات دهد، و جینو پاسخ میدهد که این کار را کرده است: مهربانیِ رومی دست او را برای انتخاب درست باز کرده. او در واپسین توان، روحش را به رومی میسپارد و شمشیری برمیانگیزد که توان زخمیکردن گویما را دارد. با فداکاریِ جینو، هانتریکس گویما، ساجا بویز و دیگر شیاطین را برای همیشه به جهان زیرین تبعید میکنند و هونمونی تازه میسازند تا مُهر و موم باقی بماند.
مدتی بعد، حیوانات جینو، درپی و ساسی، به سرپرستی هانتریکس درمیآیند؛ نشانهای از آنکه هونمون جدید به ارواح نیکخو اجازهٔ ماندن در جهان انسانها میدهد.
تواناییها و مهارتها
- ربایش روح: بهعنوان شیطان، میتواند روح جانداران را برباید؛ توانشی حیاتی برای خدمت به گویما.
- آنیجابهجایی: پس از اجرای خیابانیِ «سوداپاپ» همراه با ساجا بویز ناپدید میشود.
- شناوری: در عالم شیاطین و حین اجرای «آیدلِ تو» معلق میماند.
- دگردیسی: میان چهرهٔ انسانی و سیمای حقیقیِ شیطانی تغییر شکل میدهد.
- فراماندگاری: عمری دراز یافته، اما بهدست گویما یا شکارچیان شیاطین کشتهشدنی است.
- چابکی و استقامت: از اکثر شیاطین چالاکتر است؛ از ضربات—بهویژه حملات رومی—بهخوبی میگریزد و مدتی در برابر آتشگولهٔ گویما دوام میآورد.
- خوانندگی: خوانندهٔ اصلی ساجا بویز با صدایی چشمگیر که هدیهٔ گویماست.
- رقص: در قامت آیدل کیپاپ، رقص را بهخوبی اجرا میکند.
- بیپا: در زندگیِ پیشین، نوازندهٔ چیرهدست بیپا بود و این مهارت به شکل شیطانیاش نیز راه یافت.
- کلاهدوزی: کلاهی کوچک برای ببرِ خود ساخت و مهارتش را نشان داد.
دانستنیها
- هنگامی که خود را فدای رومی میکند، چشمانش برای لحظهای به رنگ انسانی بازمیگردد.
- احتمالِ پرتوان شدن شمشیر رومی به این دلیل است که روح جینو در آن جای گرفته و سلاح را برای شکست دادن گویما توانمند میکند.
- نام «جینو» تا حدی از دوئت هیپهاپ کرهای «Jinusean» الهام گرفته است. کارگردان «مگی کانگ» بهطور غیرمستقیم به این گروه اشاره کرده؛ چون نام «سان» با نام پدرش یکی است و برایش معنای شخصی داشته.
- طراحیِ بصریِ او از چهرههایی چون «چا اونوو»، «نام جوهیوک» و «جونگکوک» الهام گرفته است.
- سنِ جینو طوری تعیین شده که با میانهٔ دورهٔ چوسان همخوان باشد؛ زمانی که کلاه «گات» رواج داشت. اگر مسنتر میبود، باید «گات»های گردترِ دورههای پیشین را میپوشید.
- در هنگام ضبط صدای «آن هیوسئوپ»، او در کره اجرا میکرد و همزمان با هدایت زندهٔ سونی پیکچرز از راه تماس ویدیویی پیش میرفت؛ دوربینی نیز حالتهای چهرهٔ او را ثبت میکرد تا در جانبخشیِ تصویریِ جینو بهکار رود.
- ترانهٔ آغازین «Jinu’s Lament» تنها قطعهای است که «آن هیوسئوپ» شخصاً خوانده است.
- گفته میشود اگر در قطعهٔ «What It Sounds Like» دقیق به همآواییهای پسزمینه گوش دهید، میتوان زمزمهٔ صدای جینو را شنید.
روابط
درپی و ساسی

دو همراهِ وفادار جینو که پیوسته دنبال او هستند و در افتوخیزهای احساسی دلداریاش میدهند. جینو کلاهی برای درپی ساخت، اما ساسی مدام آن را بر سر میگذاشت تا جایی که جینو از منع او دست کشید.
مادر و خواهرِ بینام

جینو برای رهایی از فقر با گویما معامله کرد و مادر و خواهرش را به تقدیر رها نمود. هرگز خود را برای ترک آنان در سختترین روزها نبخشید و گویما همین گناه را دستاویز کرد تا او را برای همیشه در عالم شیاطین به بند بکشد. هرچند جینو خانوادهاش را عمیقاً دوست داشت، نتوانست از زندگیِ مجلل تازه دست بکشد و به حمایتشان بازگردد.
رومی
جینو دشمن، سپس دوست و شاید دلبستهٔ رومی است. او گروه پسرانهٔ شیطانی را برای ناکامگذاشتن تلاش شکارچیان در مُهر کردن هونمون رهبری میکند؛ انگیزهٔ اصلیاش پاککردن خاطرات انسانیِ خویش است. رومی از نخستین دیدار به او گرایش نشان میدهد، اما جینو در روند ربودن محبوبیت هانتریکس، او را پیدرپی میآزارد. پس از آشکار شدن ماهیت شیطانی ساجا بویز، رویاروییِ تنبهتنِ رومی و جینو رخ میدهد. جینو با دیدن نیمهٔ شیطانیِ رومی شگفتزده میشود، اما به او کمک میکند آن را از همگروهیها پنهان کند تا در نبرد یاریگرشان باشد.
بعد از آن، درپی و ساسی را برای دعوت دوباره میفرستد. رومی ابتدا حمله میکند، اما جینو با چابکی میگریزد و فرصت گفتوگو مییابد. از شرمِ شیطانبودن میگوید و پارهای از گذشتهٔ انسانیاش را بازمیگوید: کودکی فقیر و نوازندگیِ خیابانی برای تأمین معاش. ماجرای پیمان با گویما را شرح میدهد، اما دربارهٔ ترک عمدیِ خانواده دروغ میگوید. چند دیدارِ بعدی رقابت را به رفاقتی توأم با شیطنت بدل میکند. رومی با گفتوگوهایش نیکیِ نهفته در روح جینو را آینه میکند و او را به ایستادن در برابر گویما ترغیب میکند. در برابر، جینو به رومی میگوید «اشتباه» نیست و چرا هویت حقیقیاش را از دوستان پنهان میکند؛ پرسشی که رومی را به مواجهه با خود وامیدارد.

با وجود قولِ برهمزدن رقابت، جینو در جوایز آیدل به رومی خیانت میکند: روی صحنه او را تحقیر و نقشهایش را فاش میسازد؛ هانتریکس ازهم میپاشد و هونمون فرو میریزد. رومی او را بازخواست میکند و جینو اعتراف میکند که از آغاز دربارهٔ گذشته و نیتهایش فریب داده است. رومی با وجود این، هنوز به نیکیِ درون او باور دارد. هنگامی که رومی در آستانهٔ مرگ است، جینو خودخواهیِ خویش را درمییابد، میان ضربهٔ مرگبار میایستد، جان میدهد و نیروی خود را به او میبخشد تا در نبرد پیروز شود.
مطلب پیشنهادی: دانلود عکس عاشقانه جینو و رومی
گویما
گویما ارباب جینوست. چهارصد سال پیش، جینوِ نوازندهٔ خیابانی، روحش را در برابر زندگیِ پرشکوهِ درباری به او سپرد؛ احتمالاً تقویت مهارت خوانندگی و موسیقی نیز در آن بوده است. در این فرآیند، مادر و خواهر خردسال را در فقر رها کرد. شرم و گناه، او را آمادهٔ القائات گویما ساخت و سرانجام نشانههای گویما تمام وجودش را بلعید و او را بردهٔ جاودانهٔ عالم شیاطین کرد.

جینو اغلب بر فراز پلکان، روبهروی تخت گویما میایستد و با او بیپرده سخن میگوید. جملهٔ «خوب تعلیمات دادهام، جینو» از گویما نشان میدهد جینو دستپروردهٔ او بوده است. او تنها شیطانی است که گاهی بیتکلف با گویما حرف میزند؛ نشانهای از جایگاه و قدرتی فراتر از دیگران. ایدهٔ تشکیل ساجا بویز از خودِ جینو بود؛ گروه و نقشهٔ نابودی هانتریکس را به امید معاملهای تازه برای پاککردن خاطرات انسانی نزد گویما برد.
در عالم شیاطین، گویما همواره با سوءاستفاده از گناهِ رها کردن خانواده، جینو را میفریبد و تهدید میکند اگر پیمان با رومی را بشکند، خاطرات را تشدید خواهد کرد. سرانجام، جینو با فدا کردن جانش برای حفاظت از رومی، در برابر گویما میایستد و به سقوط او یاری میرساند.
ساجا بویز
جینو گروهی از شیاطین را گرد آورد تا همتای هانتریکس، گروه پسرانهای بسازد و هونمون را تضعیف کند. اعضا با لقبهایی چون «بیبی ساجا»، «رومَنس»، «اَبی» و «میستری» شناخته میشوند. با وجود رهبریِ گروه، پیوند عاطفیِ عمیقی میان آنان و جینو دیده نمیشود. جینو بیهیچ تردیدی برای رومی به آنان خیانت کرد؛ تصمیمی که تنها پس از دستکاریهای عاطفیِ گویما از آن روی برتافت.
جمعبندی
سرگذشت جینو روایتی از سقوط و رستگاری است: هنرمندی که برای رهایی از فقر، روحش را در گرو قدرت گذاشت و بهایش را با شرم، بندگی و تنهایی پرداخت. با این حال، جرقهٔ انسانیت در او خاموش نشد؛ مهرِ رومی، شجاعتِ اعتراف به خطا و فداکاری نهاییاش، او را از چرخهٔ فریب بیرون کشید. این داستان یادآور آن است که حتی در ژرفترین تاریکیها، انتخابِ مهربانی میتواند راهی به روشنایی بگشاید.
💬 نظر شما درباره این مطلب چیست؟








خیلی خیلی عالی بود از سازنده ممنونم
ممنون از سازندش خیلی جالب بود
من همه ی ساجا بویز رو دوست دارم
من رومنس دوست دارم این اشغاله این دیگه چیه اوووول
من جینو رو خیلی دوست دارم چون، امن با رومی خیلی خوب بود و گیما اون رو مجبور کرد که از رومی بدش بیاد
اما رومی اون رو دوست داشت
و جینو هم بالاخره
فهمید که اختیار اون دست گیما
نیست اختیارش دست خودشه گیما
اصلا قدرت خیلی زیادی نداره
و به خودش باور داشت .
صورت ، بیبی، میستری هم دوست دارم .😂😂
رومنس بهتره این چیه از دستش تگری گرفتم اصا رومی از چی این خوشش میاد اهههههه🤮🤮🤮🤮🤢
بی سلیقه
میگن جینو و زویی خواهر برادراند
اره منم شنیدم
منم
من