سینماخاص

۱۰ انیمیشن موزیکال برتر تاریخ سینما

وقتی یک فیلم هم انیمیشن باشد و هم بخش مهمی از روایتش با موسیقی و ترانه پیش برود، با یک انیمیشن موزیکال طرف هستیم؛ ژانری که دیزنی سال‌هاست یکی از مهم‌ترین نام‌های آن به شمار می‌رود.

طبیعی است که در چنین فهرستی چند اثر دیزنی حضور داشته باشند، اما این رتبه‌بندی فقط به فیلم‌های این استودیو محدود نمی‌شود. برای اینکه فهرست متنوع‌تر باشد، آثار دیزنی و غیردیزنی در کنار هم قرار گرفته‌اند.

حتی یک فیلم هم در این فهرست حضور دارد که ترکیبی از تصاویر واقعی و انیمیشن است و از نظر فنی نمی‌توان آن را یک انیمیشن کامل دانست. با این حال، استفاده خلاقانه و به‌یادماندنی آن از انیمیشن باعث شده نتوان از کنارش به‌راحتی گذشت.

در ادامه، ۱۰ مورد از بهترین فیلم‌های انیمیشن موزیکال تاریخ سینما را مرور می‌کنیم.

10

زیردریایی زرد؛ Yellow Submarine محصول ۱۹۶۸

زیردریایی زرد؛ Yellow Submarine محصول ۱۹۶۸

اگر با این تصور سراغ «زیردریایی زرد» بروید که قرار است یک فیلم موزیکال معمولی با حضور اعضای گروه بیتلز ببینید، احتمالاً کمی غافلگیر خواهید شد. اعضای واقعی گروه تقریباً در طول فیلم حضور ندارند و تنها در بخش کوتاهی نزدیک به پایان دیده می‌شوند.

اما اگر بیشتر از حضور خود اعضای بیتلز، به حال‌وهوای این گروه و موسیقی‌هایشان علاقه داشته باشید، «زیردریایی زرد» می‌تواند تجربه بسیار جذابی باشد؛ مخصوصاً اگر با انیمیشن‌های عجیب دهه ۶۰ میلادی هم ارتباط خوبی برقرار کنید.

در نیمه دوم دهه ۱۹۶۰، موسیقی بیتلز حال‌وهوایی عجیب‌تر و خیال‌انگیزتر پیدا کرد. تصاویر رنگارنگ و متفاوت فیلم هم کاملاً با همین سبک موسیقی هماهنگ هستند.

9

موآنا؛ Moana محصول ۲۰۱۶

موآنا؛ Moana محصول ۲۰۱۶

اگر بخواهیم از میان آثار دیزنی که خارج از دوران مشهور «رنسانس دیزنی» ساخته شده‌اند یک انیمیشن موزیکال را وارد این فهرست کنیم، «موآنا» یکی از شایسته‌ترین گزینه‌هاست.

در سال‌های پس از اکران فیلم، ساخت دنباله و نسخه لایو اکشن باعث شد نام موآنا بیش از حد مورد استفاده قرار بگیرد، اما این اتفاق چیزی از کیفیت نسخه اصلی سال ۲۰۱۶ کم نمی‌کند.

یکی از دلایل موفقیت فیلم، حضور جان ماسکر و ران کلمنتس در مقام نویسنده و کارگردان است؛ دو فیلمسازی که نقش مهمی در دوران طلایی انیمیشن‌های موزیکال دیزنی داشتند.

آنها پیش از این چند اثر مهم دوران رنسانس دیزنی را ساخته بودند و بعدتر نیز «شاهدخت و قورباغه» را کارگردانی کردند؛ فیلمی که با وجود استقبال منتقدان، در گیشه چندان موفق نبود و تا حدی پایان دوران انیمیشن‌های بلند سنتی و دوبعدی دیزنی را رقم زد.

«موآنا» با موسیقی‌های ماندگار، شخصیت‌های دوست‌داشتنی و ماجراجویی جذابش نشان داد که دیزنی هنوز هم می‌تواند یک انیمیشن موزیکال مدرن و موفق بسازد.

8

عزیز مصر؛ The Prince of Egypt محصول ۱۹۹۸

عزیز مصر؛ The Prince of Egypt محصول ۱۹۹۸

دریم‌ورکس برخلاف دیزنی معمولاً علاقه زیادی به ساخت موزیکال‌های سنتی ندارد، اما در سال‌های اولیه فعالیتش چند نمونه مهم در این سبک ساخت که «عزیز مصر» یکی از بهترین آنهاست.

این فیلم نه‌تنها یکی از بهترین انیمیشن‌های موزیکال غیردیزنی محسوب می‌شود، بلکه می‌توان آن را یکی از موفق‌ترین اقتباس‌های سینمایی از داستان خروج قوم بنی‌اسرائیل از مصر نیز دانست.

در این زمینه شاید مهم‌ترین رقیب آن فیلم کلاسیک «ده فرمان» محصول ۱۹۵۶ باشد؛ اثری حماسی که البته موزیکال نیست.

ساختن یک موزیکال جدی بر اساس داستانی مذهبی و حماسی شاید روی کاغذ ایده عجیبی به نظر برسد، اما «عزیز مصر» نشان می‌دهد که این ترکیب می‌تواند بسیار خوب جواب بدهد.

طراحی بصری باشکوه، موسیقی قدرتمند و روایت جدی فیلم باعث شده تماشای آن حتی برای مخاطبانی که نگاه مذهبی خاصی ندارند هم تجربه‌ای تأثیرگذار باشد.

7

علاءالدین؛ Aladdin محصول ۱۹۹۲

علاءالدین؛ Aladdin محصول ۱۹۹۲

در میان فیلم‌هایی که جان ماسکر و ران کلمنتس در دوران رنسانس دیزنی ساختند، «علاءالدین» احتمالاً یکی از بهترین‌هاست.

این انیمیشن هنوز هم یکی از کلاسیک‌های بزرگ دیزنی محسوب می‌شود؛ حتی با وجود اینکه بین دو شاهکار مهم دیگر این استودیو، یعنی «دیو و دلبر» در سال ۱۹۹۱ و «شیرشاه» در سال ۱۹۹۴ قرار گرفته است.

داستان فیلم برداشتی آزاد از قصه مشهور علاءالدین است، اما چیزی که نسخه دیزنی را متفاوت می‌کند، موسیقی‌ها و البته شخصیت جنی با صداپیشگی فراموش‌نشدنی رابین ویلیامز است.

جنی تقریباً هر بار که وارد صحنه می‌شود توجه مخاطب را به خودش جلب می‌کند. اجرای رابین ویلیامز آن‌قدر پرانرژی و خلاقانه است که می‌توان آن را یکی از به‌یادماندنی‌ترین صداپیشگی‌های تاریخ انیمیشن دانست.

البته حتی بدون حضور ویلیامز هم «علاءالدین» احتمالاً به یک اثر کلاسیک تبدیل می‌شد. داستان، شخصیت‌ها، موسیقی و فضای ماجراجویانه فیلم همچنان بعد از چند دهه جذاب‌اند.

6

شکارچیان شیاطین کی‌پاپ؛ KPop Demon Hunters محصول ۲۰۲۵

شکارچیان شیاطین کی‌پاپ؛ KPop Demon Hunters محصول ۲۰۲۵

شاید تا امروز آن‌قدر درباره «شکارچیان شیاطین کیپاپ» شنیده باشید که دیگر از دیدن نامش خسته شده باشید. اما اگر جزو کسانی هستید که هنوز فیلم را ندیده‌اند یا مدام تماشای آن را عقب انداخته‌اند، شاید وقتش رسیده باشد که بالاخره فرصتی به آن بدهید.

ممکن است ابتدا فکر کنید با یک انیمیشن سرگرم‌کننده و معمولی روبه‌رو هستید. بعد فیلم تمام می‌شود و متوجه می‌شوید چند ترانه آن از ذهنتان بیرون نمی‌روند.

چند ساعت بعد هنوز دارید به موسیقی‌ها فکر می‌کنید. شاید دوباره سراغ موسیقی متن بروید و ناگهان متوجه شوید فیلم بسیار بیشتر از چیزی که انتظار داشتید در ذهنتان مانده است.

«شکارچیان شیاطین» دقیقاً از همان فیلم‌هایی است که شاید بدون انتظار خاصی شروعش کنید، اما موسیقی‌های پرانرژی، شخصیت‌های جذاب و فضای متفاوتش باعث شوند مدت‌ها بعد از تماشای فیلم همچنان به آن فکر کنید.

محبوبیت گسترده فیلم هم تا حد زیادی به همین ویژگی برمی‌گردد؛ ترکیبی از انیمیشن، موسیقی کی‌پاپ، اکشن و شخصیت‌هایی که به‌راحتی در ذهن می‌مانند.

5

مولان؛ Mulan محصول ۱۹۹۸

مولان؛ Mulan محصول ۱۹۹۸

«مولان» از همان فرمول آشنای دیزنی استفاده می‌کند: برداشتن یک افسانه یا داستان سنتی و تبدیل کردن آن به یک ماجراجویی موزیکال خانوادگی.

این فرمول در دهه ۹۰ میلادی بارها برای دیزنی جواب داد و «مولان» هم یکی از موفق‌ترین نمونه‌های آن است.

داستان درباره دختر جوانی است که برای نجات پدرش از رفتن به جنگ، خودش را به شکل یک مرد درمی‌آورد و مخفیانه به ارتش می‌پیوندد. همین خط داستانی به‌تنهایی آن‌قدر جذاب و دراماتیک است که حتی بدون موسیقی هم می‌توانست پایه یک فیلم موفق باشد.

نکته جالب این است که «مولان» در کنار این داستان نسبتاً جدی، موسیقی‌های خوب و شوخی‌های مناسب مخاطب کودک را هم حفظ می‌کند.

بسیاری از تماشاگران این فیلم را در دوران کودکی دوست داشته‌اند، اما تماشای دوباره آن در بزرگسالی می‌تواند نشان دهد که فیلم از چیزی که در ذهنمان مانده عمیق‌تر است.

«مولان» در بعضی بخش‌ها حتی فضای نسبتاً تلخی دارد و پیامدهای جنگ را جدی‌تر از چیزی که معمولاً از یک انیمیشن دیزنی انتظار می‌رود نشان می‌دهد.

4

ساوت پارک: گنده‌تر، درازتر و بریده‌نشده؛ South Park: Bigger, Longer & Uncut محصول ۱۹۹۹

ساوت پارک: گنده‌تر، درازتر و بریده‌نشده؛ South Park: Bigger, Longer & Uncut محصول ۱۹۹۹

فیلم‌هایی که بر اساس سریال‌های تلویزیونی ساخته می‌شوند همیشه نتیجه خوبی ندارند، اما نسخه سینمایی «ساوت پارک» یکی از استثناهای مهم این قاعده است.

نکته عجیب اینجاست که این فیلم تنها دو سال پس از شروع پخش سریال ساخته شد. مجموعه «ساوت پارک» از سال ۱۹۹۷ روی آنتن رفت و فیلم سینمایی آن در سال ۱۹۹۹ اکران شد.

برای مقایسه، «سیمپسون‌ها» تقریباً دو دهه منتظر ماند تا نسخه سینمایی خودش را بسازد.

«ساوت پارک: گنده‌تر، درازتر و بریده‌نشده» فقط یک نسخه طولانی‌تر از سریال نیست. فیلم کاملاً وارد فضای موزیکال می‌شود و همه چیز را از داستان گرفته تا شوخی‌ها و موقعیت‌های اغراق‌آمیز، یک مرحله جلوتر می‌برد.

شاید غیرمنتظره باشد، اما ترانه‌های فیلم واقعاً خوب هستند و بسیاری از شوخی‌های آن حتی از فصل‌های ابتدایی سریال هم بهتر از آب درآمده‌اند.

این البته تنها تجربه موفق تری پارکر و مت استون در دنیای موزیکال نیست. آنها بعدها همراه رابرت لوپز نمایش موزیکال مشهور «کتاب مورمون» را نوشتند و حتی «تیم آمریکا: پلیس جهانی» هم تا حدی می‌تواند در همین دسته قرار بگیرد.

3

دیو و دلبر؛ Beauty and the Beast محصول ۱۹۹۱

دیو و دلبر؛ Beauty and the Beast محصول ۱۹۹۱

نادیده گرفتن «پری دریایی کوچولو» در چنین فهرستی شاید کمی بی‌رحمانه به نظر برسد. همان فیلم بود که دوران رنسانس دیزنی را آغاز کرد و راه را برای شاهکارهای بعدی باز کرد.

اما اگر «پری دریایی کوچولو» مسیر را باز کرد، «دیو و دلبر» یکی از نخستین فیلم‌هایی بود که نشان داد دیزنی در آن مسیر تا کجا می‌تواند پیش برود.

بسیاری از طرفداران انیمیشن هنوز «دیو و دلبر» را یکی از بهترین آثار دوران رنسانس دیزنی می‌دانند؛ دورانی که خودش احتمالاً نقطه اوج تاریخ انیمیشن این شرکت بود.

داستان فیلم در اصل فضای نسبتاً تاریکی دارد، اما نسخه دیزنی موفق می‌شود در کنار حفظ بخشی از تهدید و تنش داستان، یک رابطه عاشقانه باورپذیر هم شکل دهد.

این فیلم از نظر تاریخی نیز جایگاه مهمی دارد.

تنها سه انیمیشن در تاریخ اسکار توانسته‌اند نامزد جایزه بهترین فیلم شوند و «دیو و دلبر» نخستین آنها بود. دو فیلم دیگر «بالا» و «داستان اسباب‌بازی ۳» هستند.

در میان این سه اثر، «دیو و دلبر» تا امروز تنها انیمیشن موزیکالی است که به جمع نامزدهای بهترین فیلم اسکار راه یافته است.

2

دیوار پینک فلوید؛ Pink Floyd: The Wall محصول ۱۹۸۲

دیوار پینک فلوید؛ Pink Floyd: The Wall محصول ۱۹۸۲

«دیوار پینک فلوید» کمی با دیگر فیلم‌های این فهرست تفاوت دارد، چون ترکیبی از تصاویر واقعی و انیمیشن است و نمی‌توان آن را یک اثر کاملاً انیمیشنی دانست.

با این حال، بخش‌های انیمیشنی فیلم آن‌قدر مهم، خلاقانه و تأثیرگذارند که حذف آن از چنین فهرستی کار ساده‌ای نیست.

داستان درباره موسیقیدانی است که زیر فشار شهرت و زخم‌های روحی گذشته به‌تدریج از نظر روانی فرو می‌پاشد. بسیاری از بخش‌های سورئال و ذهنی فیلم از طریق انیمیشن روایت می‌شوند.

فیلم در واقع آلبوم مشهور «The Wall» از گروه پینک فلوید را به یک اثر سینمایی بلند تبدیل می‌کند. می‌توان آن را مجموعه‌ای از موزیک‌ویدئوهای به‌هم‌پیوسته دانست که همگی داستان و فضای مشترکی دارند؛ درست شبیه قطعات خود آلبوم.

«دیوار پینک فلوید» یکی از سنگین‌ترین و پرتنش‌ترین موزیکال‌های تاریخ سینماست. استفاده از انیمیشن هم نقش مهمی در انتقال فضای آشفته و روان‌شناختی فیلم دارد و همین ویژگی جایگاه آن را در این فهرست توجیه می‌کند.

1

شیرشاه؛ The Lion King محصول ۱۹۹۴

شیرشاه؛ The Lion King محصول ۱۹۹۴

«دیو و دلبر» توانست نامزد اسکار بهترین فیلم شود و «شیرشاه» به چنین افتخاری نرسید، اما باید در نظر داشت که شیرشاه در یکی از درخشان‌ترین سال‌های تاریخ سینما اکران شد. سال ۱۹۹۴ پر از فیلم‌های ماندگاری بود که رقابت با آنها کار ساده‌ای نبود.

جالب‌تر اینکه در زمان تولید، حتی خود دیزنی هم انتظار نداشت «شیرشاه» به چنین موفقیتی تبدیل شود. در ابتدا توجه و امکانات بیشتری صرف تولید «پوکاهانتس» شده بود؛ موضوعی که با نگاه امروزی کمی عجیب به نظر می‌رسد.

اما «شیرشاه» تقریباً همه چیزهایی را که از یک انیمیشن موزیکال درجه‌یک انتظار داریم در خودش دارد.

تصاویر باشکوه، شخصیت‌های فراموش‌نشدنی، داستانی احساسی و مجموعه‌ای از ترانه‌ها و قطعات موسیقی ماندگار باعث شده‌اند فیلم حتی پس از گذشت چند دهه همچنان تأثیرگذار باشد.

از افتتاحیه معروف فیلم گرفته تا شخصیت‌هایی مثل سیمبا، موفاسا، اسکار، تیمون و پومبا، تقریباً همه چیز در «شیرشاه» به بخشی از فرهنگ عامه تبدیل شده است.

موسیقی فیلم هم فقط به ترانه‌های مشهورش محدود نمی‌شود؛ قطعات بی‌کلام آن نیز نقش بزرگی در ساخت فضای حماسی و احساسی داستان دارند.

«شیرشاه» از آن فیلم‌هایی است که شاید بتوان درباره جزئیاتش بحث کرد، اما در برابر کیفیت کلی آن سخت می‌شود مقاومت کرد. کافی است دوباره فیلم را ببینید تا به همان نتیجه قدیمی برسید:

بله، واقعاً به همین اندازه خوب است.

نظر شما چیست؟

نظر شما درباره این مطلب چیست؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
مطلب بعدی
دنبال کردن ما در گوگل