انشا

انشا در مورد خرافات

در این مطلب از مجله اینترنتی مثبت 1، انشا در مورد خرافات برای شما آماده نموده ایم. امیدواریم که موردتوجه شما قرار گیرد.

⭐⭐انشا اول در مورد خرافات⭐⭐

هرگاه در مورد خرافات می شنیدم برایم بیانگر ترس از ناشناخته ها یا اعتقاد به قدرت های ماوراء طبیعی و جادویی بود. به نظر من افراد خرافی بی سواد و بدون دانش علمی هستند. اگر مردم کورکورانه از خرافات پیروی کنند، ضرر بزرگی به جامعه خواهند زد زیرا خرافات از ناآگاهی از علم یا به دلیل ترس و اعتقاد به جادو ناشی می شود.

خرافات از دوران باستان وجود داشته است. مثلا تا به امروز هر فردی گربه سیاه را در خیابان می بیند، اعتقاد دارد که نماد بدشناسی است و یا عدد سیزدهم نحس تلقی می شود. و یا یکی از خرافات بدنام شکستن آینه است، که اعتقاد به اینکه کسی نباید بیرون برود چون اتفاق بدی می افتد. اوایل خرافات در روستاها با اعتقاد به ارواح رایج بود. اعتقاد بر این بود که ارواح شبها می آیند که برای برخی قابل مشاهده و برای برخی دیگر نامرئی هستند.

برخی خرافاتی که مردم سالها با آن درگیر هستند: صدای کلاغ از حضور مهمان در آن روز خبر می دهد. عطسه در شروع کار یا مسافرت از نشانه های شیطانی محسوب می شود و یا پارس سگ، گریه گربه، زوزه شغال و صدای الاغ شوم تلقی می شوند. تنها زمانی می توانیم بر این خرافات غلبه کنیم که روحیه علمی داشته باشیم و همه چیز را براساس عقل قضاوت کنیم.

بیشتر مردم کورکورانه از خرافات پیروی می کنند و نشانه ای از جهل و عقب ماندگی مردم است. حتی معمار فرانسوی لوکوربوزیه که شهر چندیگر را طراحی کرد، خرافاتی بود. همینطور اروپایی ها اگر نعل اسبی را در جاده می یافتند آن را خوش شانسی می دانستند. از دیگر خرافات رایج زوزه شغال و دیدن جغد که نوید بدی می دهد. همچنین، برخی افراد بر این باورند سفری که در یک مسیر خاص و در یک زمان معین انجام شود، ناخوشایند است. همینطور، زوزه سگ نشان دهنده این است که مرگ کسی اتفاق افتاده است. اگر بخواهیم در زندگی پیشرفت کنیم باید گوش خود را روی این خرافات ببندیم.

⭐⭐انشا دوم در مورد خرافات⭐⭐

شاید خیلی ها حرفم را باور نمی کنند، اما یک روح در خانه ما زندگی می کند. چند سال پیش بود که من و خانواده ام در روستا زندگی می کردیم. یک سال بود که در این خانه زندگی می کردیم و مشکلی نداشتیم تا اینکه مشکلات برقی ما شروع شد. چراغ‌ها در زمان‌های مختلفی از روز به طور غیرقابل کنترلی سوسو می زدند، وسایل الکتریکی کار نمی کردند و بدون اینکه ما از آنها استفاده کنیم روشن می شدند. وقتی با برقکار تماس گرفتیم به ما می گفت مشکلی نیست و یک بار وقتی از مدرسه برگشتم تقریباً تمام وسایل خانمان در گوشه ای جمع شده بود.

همه اینها سبب شد فکر کنم روح در خانه ما وجود دارد اما بعدها فهمیدم مشکل از نحوه معماری خانه است. هر کشوری خرافات خاص خود را دارد که ممکن است در کشورهای دیگر بی اهمیت باشد.

برخی از خرافاتی که شنیده ام:

یکی از خرافات آلمانی ها این است که اگر کسی با آب هلهله کند، در واقع آرزوی مرگ دارد. در هند پا گذاشتن بر صورت کسی که خوابیده یا دراز کشیده به این معنی است که هرگز قد بلندتر نمی شود. دزدان دریایی معتقد بودند سوراخ کردن گوش و استفاده از گوشواره ای از فلز گرانبها مانند طلا یا نقره باعث بهبود بینایی می شود. نشستن روی چمدان قبل از سفر، خوش شانسی و سفری ایمن به همراه دارد که در فرهنگ روسیه رایج است. این خرافات معنایی ندارند، اما از دیرباز داستانی پشت آنها وجود داشته است.

اعداد، روزها، اقلام، حیوانات و پرندگان نماد خوش شانسی و بدشانسی هستند. در روز شنبه، اکثریت افراد برنامه ای برای شروع کار ندارند. چون این روز از نظر آنها بدشگون است. خرافات ما مرزهای بین دین و ایمان، تعصب و معنویت، نیایش و افسون و غیره را از بین برده است.

هیچ منطقی در پس باورهای خرافات وجود ندارد. با وجود همه پیشرفت های علمی، خرافات به جایی نمی رسند. در صورتی که بخواهیم به اینها باور داشته باشیم، هر لحظه از زندگی ما در حاشیه خواهد بود.

💬 نظر شما درباره این مطلب چیست؟
منبع
byjustoppr123helpmeenglishsummaryevirtualguru

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا