محتوای کمک درسی

50 مثال کنایه کلاس ششم با معنی دور و نزدیک

شناخت کنایه در فارسی یکی از مهم‌ترین مهارت‌هایی است که دانش‌آموزان باید در پایه ششم ابتدایی یاد بگیرند. در این مقطع، مفهوم کنایه نه‌تنها از نظر ادبی اهمیت دارد، بلکه در فهم بهتر متن‌های درسی، داستان‌ها و حتی ضرب‌المثل‌ها نقش بسیار مهمی ایفا می‌کند. بسیاری از والدین و دانش‌آموزان هنگام جستجو به دنبال عباراتی مانند کنایه چیست یا مثال کنایه با معنی دور و نزدیک هستند تا بتوانند با این موضوع آشنا شوند و برای امتحانات درس فارسی آماده شوند. در این مقاله مجموعه‌ای کامل از کنایه کلاس ششم با معنی دور و نزدیک آورده شده تا درک این مفهوم برای دانش‌آموز کاملاً ساده و کاربردی شود.

از آن‌جا که کنایه‌ها در زندگی روزمره، شعر، داستان و مکالمه‌های رایج ما به کار می‌روند، تسلط بر آن‌ها باعث می‌شود دانش‌آموز بتواند مفهوم جملات را بهتر درک کند و در انشاها و پاسخ‌های تشریحی، جمله‌سازی‌های ادبی‌تری ارائه دهد. برای همین، در این مطلب تلاش شده است علاوه بر ارائه مثال‌های زیاد، معنی دور و معنی نزدیک کنایه نیز به‌صورت واضح بیان شود تا روند یادگیری مؤثرتر و سریع‌تر انجام گیرد. این مجموعه، یک منبع کامل برای آموزش کنایه در کلاس ششم و استفاده در تمرین‌های کلاسی، تکالیف و نمونه سؤالات امتحانی است.

50 مثال کنایه با معنی دور و نزدیک (کلاس ششم)

  1. دلش مثل سیر و سرکه می‌جوشید
    معنی دور: دلش واقعاً می‌جوشد.
    معنی نزدیک: بسیار ناراحت و بی‌قرار بود.
  2. پشتش به کوه گرم است
    معنی دور: پشتش به کوهی تکیه دارد.
    معنی نزدیک: فردی قدرتمند از او حمایت می‌کند.
  3. دلش از سنگ است
    معنی دور: دلش از جنس سنگ است.
    معنی نزدیک: مهربان نیست و زود تحت تأثیر قرار نمی‌گیرد.
  4. آب از لب‌و‌لوچه‌اش راه افتاد
    معنی دور: آب دهانش جاری شد.
    معنی نزدیک: چیزی را خیلی خواست و وسوسه شد.
  5. گربه را دم حجله کشت
    معنی دور: گربه‌ای را در دمِ حجله کشت.
    معنی نزدیک: از اول کار، جدیت و سخت‌گیری‌اش را نشان داد.
  6. پا به سن گذاشته
    معنی دور: پاهایش را روی سن گذاشته.
    معنی نزدیک: سنش بالا رفته و پیر شده است.
  7. آستین بالا زد
    معنی دور: آستین لباسش را بالا زد.
    معنی نزدیک: آماده کار و تلاش شد.
  8. کارش گره خورده
    معنی دور: کارش مانند طناب گره خورده.
    معنی نزدیک: مشکل و مانع در انجام کار دارد.
  9. دست روی دست گذاشت
    معنی دور: دستانش را روی هم گذاشت.
    معنی نزدیک: بی‌حرکت و بی‌توجه کاری انجام نداد.
  10. پایش را از گلیمش درازتر کرد
    معنی دور: پایش را بلندتر از گلیمش دراز کرد.
    معنی نزدیک: از حد و اندازه خود فراتر رفت.
  11. دلش دریایی است
    معنی دور: دلش مانند دریا بزرگ است.
    معنی نزدیک: مهربان و بخشنده است.
  12. کلاهش پسِ معرکه است
    معنی دور: کلاهش عقبِ میدان افتاده.
    معنی نزدیک: در دردسر یا مشکل افتاده است.
  13. کمر همت بست
    معنی دور: کمربندی را محکم بست.
    معنی نزدیک: با تصمیم جدی شروع به کار کرد.
  14. چراغ عمرش کم‌سو شده
    معنی دور: چراغ زندگی‌اش نور کمی دارد.
    معنی نزدیک: به پایان عمر نزدیک شده است.
  15. چشمش سیر نمی‌شود
    معنی دور: چشمانش پر نمی‌شود.
    معنی نزدیک: قانع نیست.
  16. قلبش تیر کشید
    معنی دور: قلبش مانند تیر ضربه خورد.
    معنی نزدیک: ناگهان ناراحت شد یا درد گرفت.
  17. دستش به جایی بند نیست
    معنی دور: دستش چیزی را نگرفته.
    معنی نزدیک: پشتوانه و تکیه‌گاه ندارد.
  18. آب در دلش تکان نمی‌خورد
    معنی دور: آب در دلش بی‌حرکت است.
    معنی نزدیک: کاملاً آرام و بدون نگرانی است.
  19. صدایش درنمی‌آید
    معنی دور: از دهانش صدا بیرون نمی‌آید.
    معنی نزدیک: حرف نمی‌زند یا اعتراضی ندارد.
  20. سنگ تمام گذاشت
    معنی دور: سنگی را کامل گذاشت.
    معنی نزدیک: نهایت تلاش و محبتش را انجام داد.
  21. چشم‌ و گوشش باز است
    معنی دور: چشم و گوشش واقعاً باز است.
    معنی نزدیک: هوشیار و آگاه است.
  22. دهانش کف کرد
    معنی دور: دهانش پر از کف شد.
    معنی نزدیک: از شدت خشم یا تلاش زیاد خسته شد.
  23. بارش را بست
    معنی دور: بار و وسایلش را بست.
    معنی نزدیک: آماده رفتن یا ترک کردن شد.
  24. سرش به کار خودش گرم است
    معنی دور: سرش با کاری درگیر است.
    معنی نزدیک: به کار خودش مشغول و بی‌توجه به دیگران است.
  25. روده‌درازی کرد
    معنی دور: روده‌اش بلند شد.
    معنی نزدیک: خیلی حرف زد.
  26. جیبش خالی است
    معنی دور: داخل جیبش چیزی نیست.
    معنی نزدیک: پول ندارد.
  27. دستش رو شد
    معنی دور: دستش آشکار شد.
    معنی نزدیک: راز یا نیتش مشخص شد.
  28. مو را از ماست می‌کشد
    معنی دور: از ماست مو بیرون می‌آورد.
    معنی نزدیک: بسیار دقیق و سخت‌گیر است.
  29. به دل گرفت
    معنی دور: چیزی را در دلش گرفت.
    معنی نزدیک: رنجید و ناراحت شد.
  30. پا روی دمش گذاشته‌اند
    معنی دور: کسی پایش را روی دم حیوان گذاشته.
    معنی نزدیک: چیزی باعث ناراحتی‌اش شده است.
  31. آتش در خرمنش افتاد
    معنی دور: آتش به خرمن او رسید.
    معنی نزدیک: مصیبت بزرگی برایش پیش آمد.
  32. روی کسی حساب باز کرد
    معنی دور: روی کسی حساب نوشت.
    معنی نزدیک: به او اعتماد کرد.
  33. کاسه‌ صبرش لبریز شد
    معنی دور: کاسه‌ پر از صبر پر شد و سرریز کرد.
    معنی نزدیک: دیگر تحملش تمام شد.
  34. یک‌دنده است
    معنی دور: فقط یک دنده دارد.
    معنی نزدیک: لجباز و حرف‌گوش‌نکن است.
  35. چشم‌انتظار است
    معنی دور: چشمانش در حالت انتظار مانده.
    معنی نزدیک: منتظر آمدن یا خبری است.
  36. مثل برق گرفتگی شد
    معنی دور: برق او را گرفته.
    معنی نزدیک: ناگهان شوکه یا ترسیده است.
  37. چشمش روشن شد
    معنی دور: نور در چشمش زیاد شد.
    معنی نزدیک: خوشحال شد.
  38. رنگ از صورتش پرید
    معنی دور: رنگ چهره‌اش رفت.
    معنی نزدیک: ترسید یا شوکه شد.
  39. دستش به دهانش می‌رسد
    معنی دور: دستش دهانش را لمس می‌کند.
    معنی نزدیک: درآمدش کفاف زندگی را می‌دهد.
  40. زهر چشم گرفت
    معی دور: زهر را با چشم برداشت.
    معنی نزدیک: فردی را از ترس یا قدرت خودش مطلع کرد.
  41. گوشه‌ چشم نگاه کرد
    معنی دور: با گوشه چشم دید.
    معنی نزدیک: بی‌اعتنا یا پنهانی نگاه کرد.
  42. خاک بر سرش شد
    معنی دور: خاک روی سرش ریخته شد.
    معنی نزدیک: مصیبتی برایش پیش آمد.
  43. رگ خوابش را پیدا کرد
    معنی دور: رگ خوابش را دید.
    معنی نزدیک: نقطه ضعف یا راه راضی کردنش را فهمید.
  44. از جا پرید
    معنی دور: از جایش بلند شد و پرید.
    معنی نزدیک: ناگهان ترسید.
  45. درِ دلش باز شد
    معنی دور: دری در دلش باز شد.
    معنی نزدیک: احساساتش را آشکار کرد.
  46. چشم‌ و دلش سیر است
    معنی دور: چشمان و دلش پر است.
    معنی نزدیک: قانع است و چشم‌داشت ندارد.
  47. دست‌وپایش را گم کرد
    معنی دور: دست و پایش گم شد.
    معنی نزدیک: از ترس یا اضطراب دستپاچه شد.
  48. زبانش بند آمد
    معنی دور: زبانش بسته شد.
    معنی نزدیک: نتوانست حرف بزند.
  49. مثل کوه پشت او ایستاد
    معنی دور: مثل کوه پشتش قرار گرفت.
    معنی نزدیک: محکم و کامل از او حمایت کرد.
  50. آب زیر پوستش افتاد
    معنی دور: آب واقعاً زیر پوستش جریان پیدا کرد.
    معنی نزدیک: حالش بهتر شد، سرحال و شاداب شد.

آشنایی با کنایه‌های پرکاربرد و معنی دقیق آن‌ها کمک می‌کند دانش‌آموزان کلاس ششم در فهم متن‌ها و تحلیل درس‌ها عملکرد بسیار بهتری داشته باشند. وقتی دانش‌آموز بتواند تفاوت میان معنی دور و نزدیک کنایه را تشخیص دهد، می‌تواند از دل جملات، مفهوم اصلی را برداشت کند و مهارت درک مطلب او چند برابر می‌شود. از طرف دیگر، این توانایی در نوشتن انشا، پاسخ دادن به سؤال‌های تشریحی و یادگیری دیگر مباحث ادبی نیز تأثیر کاملاً محسوسی دارد.

نظر شما درباره این مطلب چیست؟

22 دیدگاه

  1. سلام مثال های جالبی زدید اما چرا جای معنی دور و نزدیک را عوض کرده اید !!!

    2
    0
  2. از نظرم به عنوان کارشناس بهش 15/25 نمره میدم چون معنی دور و نزدیک رو جا به جا نوشته شده بود .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا