هم خانوادهکلاس سوم
کلمات هم خانواده کلاس سوم

کلمات همخانواده مجموعهای از کلمات با ریشه مشترک هستند که در تقویت دایره لغات و بهبود مهارتهای زبانی دانشآموزان تاثیر بسزایی دارند. این کلمات به دانشآموزان کمک میکنند تا در نوشتار، مکالمه و فهم مطالب به صورت مؤثرتر عمل کنند.
لیست کلمات هم خانواده کلاس سوم
- مدرسه: درس، مدرس، مدارس، تدریس، دروس
- ترتیب: مُرَتَّب، مراتب، رتبه
- تشکر: شُکر، مُتِشَکِّر، شاکر
- خارج: خروج، مَخرَج، اخراج، خرج
- علم: عالِم، مَعلوم، مُعَلِّم، تعلیم
- نظم: ناظم، مُنَظَّم، تنظیم، منظومه
- عادل: عدالت، عَدل، معادل، تعادل
- خبر: اَخبار، مخبِر، باخبر، مخابرات
- ماهر: مهارت
- حفظ: حافظ، محافظ، محافظت، محفوظ
- کاشف: کشف، اکتشاف
- غفلت: غافل، مغفول، اغفال
- سفر: مسافر، مسافرت، سفارت، سفیر
- کوچک: کوچکترین، کوچ، کوچه، کوچ نشین
- طبیعت: طبیعی، طَبع، مطبوع
- توضیح: واضِح، وُضوح
- عمل: عامِل، اَعمال، مَعمول، عملیات
- افق: آفاق
- محصول: حاصِل، تَحصیل، حُصول، تحصیلات
- تصمیم: مُصَمَّم، تصمیمات
- معرفی: مَعرِفَت، تعریف، مَعروف
- طرف: اَطراف، طَرَفِین
- درس: مدرسه، تدریس، مُدَرِّس
- اشتیاق: شُوق، مُشتاق
- علایق: عَلاقه، تَعَلُّق
- ارتباط: رَبط، مَربوط، روابط، رابِط
- شهادت: شاهِد، شهید، مَشهَد
- دقت: دَقیق، دَقایق، دقیقه
- دقیق: دِقَّت
- دوست: دوستی، دوستان
- عجب: عَجیب، تَعَجُّب، عجایب، معجوب
- عبور: عابِر، مَعبَر
- شعر: شاعِر، اَشعار، شُعُور
- شاعر: شِعر، اَشعار
- لطیف: لِطافَت، لُطف
- مباحثه: بَحث، مَبحَث
- بحث: مَباحِث، مَبحَث
- مصنوعی: صَنعَت، صانِع، مَصنوع
- محیط: اِحاطه، مُحاط
- مخصوص: خاص، خُصوصی، اِختِصاص
- خصوصی: خُصوص، مَخصوص، خاص
- اهمیت: مُهِم، اَهَم
- تربیت: مُرَبّی
- نهراسیم: هَراس، هراسان
- خطر: اخطار، خَطَرناک، مُخاطِره
- فایده: مُفید
- شنوا: شِنیدَن، شِنوایی
- ضعیف: ضعف، تَضعیف، مُستَضعَف
- خانه: خانِگی، خانواده، خانوار
- شباهت: شَبیه، تَشبیه
- شخصیت: شَخص، مُشَخَّص، شاخِص
- تقسیم: قِسمَت، مُقَسَّم، مَقسوم
- تعجب: عَجیب، عَجَب، مُتِعَجِّب
- صوت: صوتی، اَصوات، مصوت
- حالت: حال، اَحوال، تَحَوُّل
- منتظر: اِنتظار، مَنظور، ناظِر، نَظَر
- غافل: غِفلَت
- بهتان: بُهت، مَبهوت (به معنی حیرت زده)
- مطبوع: طَبع، طَبیعَت
- خاطرات: خاطِره، خاطِر
- دلگشا: گُشودَن، گُشایِش (از ریشه گشودن)
- سپاس: سپاسگزار، سپاسگزاری
- غروب: مَغرِب، غَرب، غُروب
- خطیر: خَطَر، خَطَرناک، مُخاطِره
- اضافه: اِضافات، مُضاف، اضافی
- شاکر: شُکر، تَشَکُّر، مُتِشَکِّر
- راضی: رِضایت، رِضا، مُرتِضی
- ناصر: نُصرَت، مَنصور، نَصیر، انصار (به معنی یاریگر)
- کوشش: کوشا، کوشیدَن
- قوی: قُوَّت، تَقویَت، قُوا
- غایب: غِیبَت، غِیب
- افتخار: فَخر، فاخِر، مُفتَخِر
- آفریده: آفَرینِش، آفریدگار، آفریدَن
- سرمشق: مَشق
- خلاصه: خالِص، خُلوص، خَلاص
- ایستاده: ایستادِگی، ایستادَن
- خدمت: خادِم، خَدَمات، مُستَخدِم
- غریق: غَرق
- علاقه: عَلایِق، تَعَلُّق، متعلق
- ناظر: نَظَر، مَنظور، مُنتَظِر
- معطر: عَطر، عَطّار
- مکتوب: کِتاب، کاتِب، مَکتَب
- قصد: مَقصَد، مَقصود، قاصِد
- منظم: نَظم، ناظِم، تَنظیم
- شهید: شاهِد، شَهادَت، مَشهَد
- نرمینه: نَرم، نَرمی
- ابتدایی: اِبتِدا، مُبتَدی
- فارسی: فارس
- لغزنده: لَغزِش، لَغزیدَن
- حریق: اِحتِراق (آتشسوزی)
- بهداشت: بِهداشتی (ترکیبی است و همخانواده عربی ندارد)
- بزرگ: بُزُرگی، بُزُرگوار
- محسن: حَسَن، اِحسان، تَحسین
- معلم: عِلم، عالِم، مَعلوم، تَعلیم
- خواهش: خواستَن، دَرخواست، خواهان
- معروف: عُرف، مَعرِفَت، تعریف، عارف
- مراقبت: مُراقب، رقیب، رقبا
- زندگی: زِندَه، زندگانی
- سلامت: سَلام، سَلیم، تَسلیم، اسلام، سالم، مسلم
- لطافت: لَطیف، لُطف، اَلطاف
- عامل: عَمَل، اَعمال، مَعمول، عَمَلیات
- همفکری: فِکر، اَفکار، مَفکور (از ریشه فکر)
- عظمتی: عَظَمت، اَعظَم، عَظیم
- شجاعانه: شُجاع، شجاعت
- لامسه: لَمس، مَلموس
- پهناور: پهن، پهنا، پهنی
- انضباط: ضَبط، ضابِط، مَضبُوط، منظبط
- نماز: نمازگزار، پیش نماز، بی نماز
- فداکاران: فداکاری، فدا
- محسوس: حِس، اِحساس، حَواس
- خیزد: خیزان، خیزش
- پرورد: پَروَرِش، پَروَردِگار
- پاک: پاکی، پاکیزگی
- خواب: خوابیده، خوابیدن، خوابآلود
- صنعت: صانِع، مَصنوعی، صَنایع
- لذت: لَذیذ
- لذیذ: لذت
- آموزگار: آموزش، آموختن، آموزه
- آثار: اَثَر، مُؤَثِر، تَأثیر
- تفریح: تفریح، مفرح، فرح
- ربط: اِرتِباط، رابِط، مربوط، روابط
- گنجینه: گَنج، گنجه
- گسترده: گُستَرِش، گُستردَن
- هنر: هنرمند، هنری، هنرمندان، باهنر
- تنظیم: نَظم، ناظِم، مُنَظَّم
- شاد: شادی، شادمان
- سالم: سَلام، سَلیم، تَسلیم
- قانون: قَوانین، مقننه
- شلوغ: شلوغی
- غریب: غُربَت، غَریبه
- قهرمان: قَهرَمانان، قَهرَمانی
- عروس: عَروسی، عروسک
- شکل: اَشکال، تَشکیل
- باغ: باغچه، باغبان، باغات
- نرم: نَرمی، نَرمینه
- کار: کارگر، کارگاه، کارمند، کارایی، کارآمد
- نغمه: نغمات
- همراه: هَمراهی
- سریع: سُرعَت، سریعا، تسریع
- فلز: فِلِزات
- راحت: راحَتی، استِراحَت
- فوری: فورا، فُوریَّت
- ظلم: ظالِم، مَظلوم، ظلمات
- پیشرفت: پیشرَفتِه، پیشروی
- وحشی: وَحش، وُحوش، وحشیانه
- شبیه: شَباهَت، تَشبیه
- بیمار: بیماری، بیمارستان
- کلام: کَلمه، کلمات، مُتِکَلِّم، تَکَلُّم
- درخشان: درخشش، درخشیدن
- فضا: فضانورد، فضایی، فضادار
- واقعه: وقوع، وَقایع
- خوش: خوشی، خوشحال
- میهن: میهندوست، میهنپرست
- راهنمایی: راهنما، رَهنَما، راه، رهنمود
- معمولی: مَعمول، عَمَل، عَمَلی، عامل
- صمیمی: صَمیمیت، صمیم
- انواع: نوع، تَنَوُّع
- ضربه: ضارِب، مَضروب، ضَرب
- مسیر: سِیر، سَیّار
- گویا: گویی، گوینده
- خراب: خَرابی، مَخروبِه
- سهام: سَهم
- قنادی: قَناد، قند
- کامل: کَمال، تَکمیل، مکمل
- ناراحت: راحَت، استِراحَت
- ورزش: ورزیدن، ورزیده، ورزشی، ورزشکار
- شکیبایی: شَکیبا، شکیب
- ترس: ترسیدن، ترسو، ترسان
- قربانی: قُرب، تَقَرُب، قَریب، قربان
- هدایت: هادی، هُدی، مَهدی
- دلپذیر: پذیرا، پذیرفتن، پذیرایی
- سفالی: سُفال
- نشاط: بانشاط، نشاط انگیز
- صحرا: صحرایی
- مشغول: شُغل، اِشتِغال
- سکوت: ساکِت، مسکوت، سکته
- نهاد: نهادینه
- فریبا: فریب، فریبنده
- رونق: بی رونق
- باستانی: باستان
- فقیر: فَقر، فقرا، فقیران
- نماینده: نمایندگان، نمایندگی
- کشت: کِشتار، کِشتَن، کشاورز
- ثبت: ثابت، تَثبیت، مثبَت، اثبات
- موفقیت: مُوَفق، توفیق، موافق، موافقت
- صبر: صابِر، صَبور،
- غرش: غُرِّیدَن
- جنگل: جَنگَلبان، جنگلزار
- صف: صُفوف، مصاف
- خادم: خِدمَت، خَدَمات، مَخدوم
- زودتر: زود، زودرس
- سعادتمند: سَعادَت، سعید، مسعود، سعدی
- عجله: عاجِل، عَجول
- ادعا: مُدَّعی، دعوی، تداعی
- خوراکی: خوراک، خوردن
- آغوش: هم آغوش
- مرتبط: رَبط، اِرتباط، روابط، رابِط
- غیبت: غایِب، غیب، غیاب
- تلاش: تلاشگر
- نیازمند: نیاز، نیازمندی
- دعا: دعوا، دعوی، دعوت، مستدعی، استدعا، ادعا، مدعی و تداعی
- گرما: گرم، گرمایش
- مسافر: سَفَر، مسافرت، سفارت
- رتبه: تَرتيب، مُرَتَّب، مراتب
- درخت: دِرَختان، درختچه، درختکاری
- کنجکاوی: کنجکاو
- مواظب: مواظبت، مواظبین
- آینده: آیندگان
- مریض: مَرَض، امراض، مریضی
- رهبر: رهبری، راهبر
- تخریب: خَراب، مَخروبه، مخرب
- عادی: عادَت، عادی سازی، عادی وار
- اختیار: مُختار،
- حتما: حَتمی، حَتم
- اعضا: عُضو، عُضویّت
- حرکت: حَرَکات، مُتَحَرِّک
- وسایل: وسیلِه
- شروع: مشروع، شرع
- تغذیه: غَذا، مُغَذِّی
- یادداشت: یاد، یادآوری
- ادامه: دَوام، تداوم، مداوم
- پیشروی: پیشرو، پیشرفته
- هدف: اَهدَاف
- فروختن: فروخت
- کاهش: کاهنده
- مزرعه: زارِع، زَرع، زِراعَت
- رقیب: رِقابَت، رقبا
- مسابقه: سِبقَت
- هنرمند: هُنَر
- ضربان: ضَرب، ضربات، ضربه
- آسیب: آسیبدیده، آسیبرسان
- نقاشی: نَقّاش، نقشه، نقش
- مشرق: شَرق، اشراق
- بیشه: بیشهزار
- نخست: نُخستین
- تیز: تیزی، تیز کردن
- خیال: مُتَخَیِّل، تَخَیُّل، مخیله، تخیلات
- ممکن: اِمکان، تَمَکُن
- خالق: خَلق، مَخلوق، اَخلاق
- موضوع: وَضع، اَوضاع، موضِع
- اطراف: طَرَف، طرفین
- منظره: نَظَر، ناظِر، اِنتظار
- تحصیل: حاصِل، مَحصُول، حُصول، محصل، تحصیلات
- سرعت: سریع، تسریع، سریعا
- فداکار: فدا، فداکاری
- تپش: تپیدن
- اخطار: خَطَر، مُخاطِره،خطیر
- فرمانروا: فرمانده، فرمان
- باعث: مبعوثف بعثت
- وارد: وُرود، واردات
- صدا: صوت، اَصوات
- حسن: اِحسان، مُحسِن
- کشتزار: کِشت، کشاورز، کِشتَن
- لبخند: خَنده، خندیدن
- نتیجه: نتایج، منتج
- گروه: گروهک، گروهان، گروهبان
- سعدی: سَعادَت، مَسعود، سعید
- انتخاب: مُنتَخَب، انتخابات
- معلوم: عِلم، عالِم، مُعَلِّم، تعلیم
- صبور: صَبر، صابِر
- صمیمیت: صَمیم، صمیمی
- خواست: خواستن، خواستار
- صورت: تَصویر، مُصَوَّر
- مغرب: غُروب، غَرب
- دست: دَستگیر، دستیار
- وطن: وطن دوست، هم وطن
- بازی: بازیگر، بازیچه
- احوال: حال، حَالت، تَحَوُّل
- مهمان: مِهمانی
- مواد: مادّه، مَوّاد
- مدیر: اِداره، مُدیرِیَت
- قسمت: اَقسام، تَقسیم
- طمع: طماع
- رابطه: رَبط، اِرتباط، مَربوط
- واضح: وُضوح
- مجبور: جَبر، اِجبار
- مشاور: مَشوِرَت، شورا
- وضعیت: وَضع، اوضاع، موضِع
- آلوده: آلودگی
- عرب: عَرَبی، اَعراب
- مفید: فایده، اِستِفادِه
- احساس: حِس، مَحسوس، حَواس
- سجده: سُجود، مَسجِد، سجاده، سجاد
- ظهور: ظاهِر، مظهر
- شجاع: شَجاعَت، شُجاعانه
- شاگرد: شاگردی
- موقعیت: وَقع، وَقوع، وَقایع
- خیابان: خیابانی
- مقدس: قُدس، تَقدیس
- برق: برقی، برق آسا
- متحرک: حَرکَت، حَرَکات
- فاخر: فَخر، اِفتِخار
- آشنا: آشنایی
- خویش: خویشاوند، خویشتن
- خوشحال: خوشی، خوشحالی
- فروغ: فروغی
- نیاز: نیازمند، نیازمندی، بی نیاز
- دلیر: دلیری، دلیرانه
- دلیرانه: دلیری، دلیر
- تکیه: تکیهگاه
- مهاجر: هِجرت، مُهاجَرَت، هاجر
- شغل: اِشتِغال، مَشغول
- فخر: فاخِر، اِفتِخار
- قله: قُلَل
- امیر: اُمَرا، مَأمور
- احادیث: حَدیث
- کتاب: کاتِب، مَکتوب، مَکتَب
- ضرر: مضر، مضرات، متضرر
- آرام: آرامی، آرامش
- ملت: مِلَل
- حضرت: حاضِر، حُضور، حضار، حضرات
- نگران: نِگَرانی
- عزت: عَزیز
- فقرا: فَقر، فَقیر
- عظمت: عَظیم، اَعظَم
- مشورت: شورا، مُشاوِر
- ویران: ویرانی، ویرانگر
- ارث: وارِث، وِراثَت، مِیراث، ارثیه
- متوجه: وَجه، تَوَجُه
- سخت: سختی
- زنده: زِندِگی، زندگانی
- مشکل: اِشکال، مشکلات
- سلام: سَلامَت، سَلیم، تَسلیم
- خاطره: خاطِر، خاطرات
- فکر: اَفکار، مَفکور، تَفَکُّر، متفکر
- جمع: مَجموع، جَمَعیت، جامعه، مجموعه
- نعمت: اَنعام، مُنعِم، نعیم
- عجیب: عَجَب، تََعَجُب، عجایب
- توجه: وَجه، مُتَوَجِه، توجهات
- آفرید: آفریدِگار، آفرینِش
- پاکیزه: پاک، پاکی، پاکیزگی
- شاهد: شَهید، شَهادَت، مَشهَد
- لحظه: لَحَظات
- لطف: لَطیف، لِطافَت
- دانش: دانشجو، دانشمند، دانش آموز
- موجود: وُجود، واجِد
- فصل: فُصول
- انتظار: نَظَر، ناظِر، مُنتَظَر
- مقصد: قَصد، مَقصود، قاصِد
- روشن: روشنایی
- عدل: عادِل، عدالَت
- نظر: ناظِر، مَنظور، نِظارَت
- ساکت: سُکوت، سَکتِه
- حس: اِحساس، مَحسوس، حَواس
- ریاضی: رِیاضیات
- ناظم: نَظم، مُنَظَّم، تَنظیم
- جالب: جَلب
- منصور: نَصیر، نُصرَت، ناصِر
- مبحث: بَحث، مَباحِث
- اجتماع: جَمع، جامِعه
- محبت: حُب، محبوب
- حقیقت: حَق، حَقایِق
- مثل: اَمثال، تمثیل
- جامعه: جَمع، اِجتماع
- دلیل: دَلایِل، استدلال
- مهم: اَهَم، اَهَمیت
- نوع: اَنواع، تَنَوُّع
- علمی: عِلم، عالِم، مَعلوم
- کشف: کاشِف، اِکتِشاف
- بعضی: بَعض
- رسول: رِسالَت، مُرسَل
- کافر: کُفر، کُفران
- خنده: خَندان، لَبخند
- معلومات: عِلم، مَعلوم
- سلامتی: سَلام، سلامت
- تولید: تَوَلُّد، وِلادَت
- تعداد: عَدَد، اَعداد
- آغاز: آغازین، سرآغاز
- قصر: قُصور
- باصفا: صَفا
- محترم: حُرمَت، اِحترام
- تصویر: صورت، مُصَوَّر
- حق: حَقایِق، حَقیقت
- شکر: شاکِر، تَشَکُّر
- حاصل: مَحصُول، تَحصیل
- منظور: نَظَر، نظرات
- مربوط: رَبط، اِرتِباط
- اتفاق: وفق، موافق، اتفاقات
- محافظت: حِفظ، حافِظ، مَحفوظ
- گردش: گَردیدن، گردنده
- اثر: تَأثیر، مُؤَثِّر، آثار
- توفیق: مُوَفَّق، مُوَفَّقیت، توافق
- طبع: طَبیعَت، مَطبوع
- اختلاف: خَلف، مُخالِف
- موقع: وَقع، وَقوع، مواقع
- ماهرانه: ماهر، مهارت
- دانشمند: دانش، دانشگاه
- حاضر: محضر، احضار، حاضرات
- مهاجرت: هجرت، مهاجر، مهجور، هاجر
- قسم: اقسام، مقسوم، قاسم
- ادب: ادبی، ادیب، مؤدب، آداب، ادبیات
- وظیفه: موظف، وظایف
- طول: طویل
- ایمان: مؤمن، امین، امن، ایمنی
- وسیع: وسعت، توسعه
- امید: امیدوار، ناامید، امیدواری
- حکایت: حکایات، حاکی
- موقت: وقت، اوقات، توقیت
- موفق: توفیق، موفقیت، موافق
- حرف: حروف، تحریف، محرف
- وقت: اوقات، موقت، توقیت
- حاجت: محتاج، احتیاج، حاجات
- راضیه: رضا، رضایت، مرضیه، مرتضی
- صاف: تصفیه، صافی، صافکار
- گذشته: گذر، گذشتن، گذار
- دیدنی: دید، دیدن، دیدار
- خسته: خستگی
- مهدی: هدایت، هادی، هدی
- عملیات: عمل، عامل
- مرتب: ترتیب، رتبه
- امرا: امیر، مأمور، امر، اوامر
- معامله: عمل، عامل، تعامل
- احترام: محترم، حرمت، ترحم
- شرافت: شریف، اشراف
- فهمید: فهم، مفاهیم، مفهوم، تفاهم
- متحد: وحدت، توحید، احد، واحد، اتحاد
- عزیز: عزت، معزز، عزیزان
- جامد: انجماد
- ادبی: ادب، ادیب، آداب، ادبیات
- دعوت: داعی، ادعیه، دعا
- رسم: رسوم، مرسوم، ترسیم، مراسم
- خروج: خارج، مخرج، اخراج، خوارج
- دبیر: تدبیر، مدبر، دبیرخانه
- توافق: وفق، موفقیت، توفیق، موافق
- حریم: حرم، احترام، محترم
- نکته: نکات
- اوقات: وقت، موقت
- صحبت: مصاحبه، صاحب
- حکیم: حکمت، حاکم، حکام، محاکمه، حکم
- دفتر: دفاتر
- جاودانه: جاودان، جاودانگی
- عاشق: عشق، معشوق، عشاق
- نظارت: ناظر، نظر، منظور، منظره
- معمولا: معمول، عمل، عامل، عملیات
- مسعود: سعید، سعادت، مساعدت
- راه: راهنما، رهنما، راهی
- حمله: حامل، تحمیل، حمل، محمول
- شرق: مشرقی، مشرق
- علت: علل، معلول، تعلیل
- قبلاً: قبل، تقبل، مقبول
- تفکر: فکر، افکار، متفکر
- نعیم: نعمت، منعم
- مشهد: شاهد، شهادت، شهید، شهود
- تحصیلات: حصول، محصل، حاصل، تحصیل
- غرق: غریق
- مشاغل: شغل، شاغل، اشتغال
- نسیم: نسیم وار
- وصل: واصل، اتصال، وصول، موصول، صله
- شجاعت: شجاع
- شوق: مشتاق، تشویق
- تشویق: شوق، مشتاق
- موضوعات: وضع، واضع، اوضاع، موضع
- خطرناک: خطر، مخاطره
- نقاش: نقش، منقوش، نقاشی
- موافق: وفق، توافق، توفیق، موفق
- اصلی: اصل، اصول، اصیل
- خالق: خلق، مخلوق، اخلاق، خلاقیت
- سعادت: سعید، مسعود
- بقیه: باقی، ابقاء
- افتخارات: فخر، فاخر، مفتخر
- عالم: علم، علیم، تعلیم، معلم، معلوم، علوم
- احسان: حسن، محسن، حسنات
- صدقه: صادق، صدق، تصدیق، صدیق
- درخشش: درخشیدن، درخشان
- حضور: حاضر، محضر، احضار
- زمستان: زمستانی
- خلق: خالق، مخلوق، اخلاق، خلاقیت
- خاص: خصوص، مخصوص، اختصاص
- مزاحم: مزاحمت، زحمت
- اخلاق: خلق، خالق، مخلوق
- نگریست: نگریستن
- اندیشه: اندیشیدن، اندیشمند
- جمعیت: جمع، جامع، مجموع، اجتماع
- غوطه: غوطهور
- قبول: تقبل، مقبول، قابل
- بخار: تبخیر
- آراسته: آراستن، آرایش
- مراسم: رسم، رسوم، مرسوم
- جلب: جالب، جلب توجه، جلب کننده
- خواندن: خواننده، خواندنی
- اسراف: مسرف
استفاده از کلمات همخانواده نه تنها به تقویت دایره لغات کمک میکند بلکه در بهبود درک مفاهیم و برقراری ارتباط مؤثرتر نیز تأثیرگذار است. با شناخت و استفاده از کلمات همخانواده، دانشآموزان میتوانند مهارتهای نوشتاری و گفتاری خود را بهبود بخشند. بهویژه کلمات پرجستجو که در این مقاله بررسی شدهاند، به شما این امکان را میدهند که علاوه بر یادگیری، درک بهتری از زبان و کاربردهای آن پیدا کنید و در هر موقعیتی از آن بهرهبرداری کنید.
نظر شما درباره این مطلب چیست؟




