جملات و اشعار

متن در مورد پدر فوت شده دلتنگی

در این مطلب از مجله اینترنتی مثبت 1، گلچینی از زیباترین متن ها در مورد پدر فوت شده دلتنگی را برای شما آماده نموده ایم.

امیدواریم که موردتوجه شما قرار گیرد.

باز شب شد، بگو کجای دل بگذارم
این همه دلتنگی را تا نمیرد!
مانند تو

وقتی پدر نیست
انگار زندگی هم نیست آرامش هم نیست
وقتی پدر نیست
انگار همه چیز عوض شده
وقتی پدر نیست
انگار زندگی با هیچ چیزی شیرین نمیشه
وقتی پدر نیست
انگار خنده‌ها از هزاران گریه تلخ‌تر میشه

نبودن‌هایى هست که هیچ بودنى جبرانشان نمی‌کند
و آدم‌هایی هستند که هرگز تکرار نمی‌شوند
و تو آنگونه‌ای پدر…

متن های کوتاه درباره پدر فوت شده

ای پدر ای با دل من همنشین
ای صمیمی‌ای بر انگشتر نگین
در صداقت برتر از آیینه ایی
در رفاقت با دل بی‌کینه ایی
بابای عزیزم هنوزم رو رفاقتت حساب می‌کنم
بیا تو خوابم که خیلی دلتنگتم
روح همه پدرای آسمانی شاد

روزت پدر، می‌آید و بدجور دلتنگم
یاد تماس آخرت، آن آخرین زنگم
آن روزهایی که نفهمیدم حضورت را
امروز با دنیای خالی از تو در جنگم

پدر عزیزتر از جانم! قاب عکست از آن بالا به من لبخند میزند. می گویم: خدا جان! اجازه بده که فقط یکبار دیگر صدایش را بشنوم و یک بار دیگر او را در آغوش بگیرم. فیلم‌هایی که از تو ضبط کرده‌ام را می‌گذارم. اشک می‌ریزم و صفحه نمایش را در آغوش می‌گیرم. می‌ترسم کسی سر برسد و بگوید که دیوانه شده‌ام اما من فقط دلتنگم. دلتنگ کسی که پشت و پناهم بود.

متن دلتنگی دختر برای پدر فوت شده

دلتنگم برای او که تا بود، نمی‌دانستم امنیت و بخشش و مردانگی همهٔ ی با او معنا می‌شود. کاش می‌شد فرصت‌های رفته را جبران کرد، کاش می‌آمدی و من می‌گفتم که دیگر قدر تو را میدانم. حالا که جسم تو اینجا نیست، سعی می‌کنم خاطراتت را زنده کنم؛ غرور و نجابت، پاکی و صفای قدم، سنگینی سکوت و نگاه‌های نافذ تو را به خاطر می‌آورم.

ریز ریز مثل بارانهای طولانی و بی‌شتاب ساعت‌ها اشک می‌ریزم. اگر کسی اشک‌هایم را دید، به من می‌گوید که باید صبر کنم. چه می‌گویند؟ در مرگ تو صبر؟ این تو بودی که به من صبر را یاد می‌دادی، حالا که تو نیستی، چه کسی به من از صبر بگوید تا حرفش را باور کنم؟ نیشخند می‌زنم. خون از چهارگوشه جگرم می‌چکد اما در ظاهر صبر می‌کنم و اشک‌هایم را از دیگران پنهان می‌دارم.

به پاس اولین بوسه‌ای
که پدرم به رسم مهر
در اوّلین ساعات تولد به گونه‌ام زد
به یاد سوزنده‌ترین بوسهٔ آخر
که من به رسم وداع به صورتش زدم
یادش را گرامی می‌دارم
نثار روح همهٔ پدرانی
که دیگر بین ما نیستند.

دکلمه روز پدر فوت شده

پدر مرا ببخش
مرا ببخش که هرگز برای نبودت
جلوی دیگران اشک نریختم
که نکند دلشان بگیرد
مرا ببخش که عشق به تو را پنهان کردم
تا نخواهند دیگران ناراحت شوند
مرا ببخش که دلتنگی‌هایم برایت را پنهان کردم
تا دیگران نفهمند و غم و غصّه بخورند
مرا ببخش امّا من دوستت دارم
روزت مبارک فرشته قلب من

دلم برای روزهایی تنگ است
که می دانم باز نخواهند گشت
برای پدرم که دیگر حضورش را
احساس نخواهم کرد
به راستی که چه زود دیر می‌شود
پدرم روزت مبارک…

شعر دلتنگی دختر برای پدر فوت شده

ان قدر وسوسه دارم بنویسم که نگو
تو کجایی پدرم؟
ان قدر حسرت دیدار تو دارم که نگو
بس که دلتنگ توام از سر شب تا حالا
انقدر بوسه به تصویر تو دادم که نگو
جان من حرف بزن امر بفرما پدرم
ان قدر گوش به فرمان تو هستم که نگو
کوچه پس کوچهٔ این شهر پر از تنهاییست
ان قدر بی‌تو در این شهر غریبم که نگو
پدر ای یاد تو آرامش من
امشب از کوچهٔ دلتنگی من می‌گذری؟
جان من زود بیا بغلم کن پدرم
ان قدر حسرت آغوش تو دارم که نگو
به خدا دلتنگم
رو به رویم بنشینی کافیست
همه دنیا به کنار
اگر چه از دور ولی من تو را می‌بوسم
ان قدر خاک کف پای تو هستم که نگو
یادت گرامی روحت شاد

ای کاش کنارم بودی همین یک شب را
ای پدر مهربانم اگر چه به کنارم نیستی امّا
وجود تو را همیشه در کنارم حس می‌کنم
و می دانم همیشه مواظبم هستی
دوستت دارم و همیشه دل تنگم
که فقط یکبار دیگه دستانت را بگیرم
و بگویم روزت مبارک بابای عزیزم…

غمگین فوت پدر

پدر از دست رفته‌ام! به تو فکر می‌کنم و آرام می‌شوم. دلم می‌خواهد برایت بنویسم، بدهم فرشته‌ها تا برایت بیاورند. می‌نویسم و می‌آیم سر آرامگاهت می‌خوانم. تو کجایی؟ آیا در آرامگاه هستی؟ یا در این قاب عکس که هرگاه دلم برایت تنگ می‌شود؛ آن را غرق بوسه می‌کنم. دوست دارم برای تو بنویسم و با تو حرف بزنم تا شاید دلتنگی‌ام کم شود اما پدر از دست رفته‌ام، تو را به جان مادر با من حرف بزن.
صدای تو را می‌خواهم تا آرام شوم. می‌خواهم از من چیزی بخواهی تا بگویم: چشم! می‌خواهم سراغم را بگیری. اما نمی‌گیری. باورم نمی‌شود که دیگر نتوانم صدای تو را بشنوم. هر وقت پیرمردهای تسبیح به دست را می‌بینم، یاد تو می‌افتم، می‌گرداندی و می‌گردانی. می‌گفتم: بابا! تسبیحت را به من بده تا ذکر بگویم. می‌گفتی: تو با انگشت‌هایت ذکر بگو. دستانت را به من بده، می‌خواهم با انگشت‌های تو ذکر بگویم.
گاهی هراسناک از جا برمی‌خیزم و بهانه‌ات را می‌گیرم. به اتاق خالی تو می‌روم. روی کتاب‌هایت خاک نشسته است و من به اندازه هر ذره گرد و غبار هزار هزار بار غصه می‌خورم. دلم می‌خواهد اینجا بودی و برایم کتاب می‌خواندی. آنجا که لقمان به پسرش می‌گوید که پدر و مادر را شکرگزاری کن و من بخاطر تو شکرگزاری کنم و از تو بخاطر همهٔ ی‌چیز تشکر کنم.

بابا جان! قلبم خالی است. مرگ تو با تهی شدن وجود من برابر بود. انگار چیزی را گم کرده‌ام و ان چیز تو هستی. ندیدن و نبودن تو برایم سخت است. دیگر منزل پدری برای من چه معنی می‌تواند داشته باشد؟ وقتی تو نیستی تا باغچه‌ها را آب بدهی؟ تو نیستی تا در را به روی ما باز کنی و ساکت و آرام یک گوشه بنشینی و بازی بچه‌ها را نگاه کنی. خانه خالی است، قلب ما خالی است.
تک‌تک سلول‌های بودن ما درد می‌کند. حالا دیگر من از چه کسی سراغ بچگی‌هایم را بگیرم؟ خاطره اولین کفش‌هایی را که برایم خریدی، چقدر دوست داشتم. یک بار دیگر تعریفش کن. فقط من بودم و تو. خودمان دو تا رفتیم. چقدر خوب بود. یک خاطره‌ای هم داشتی که همیشه از بچگی من تعریف می‌کردی و به من می‌خندیدی. چقدر عصبانی می‌شدم از دستت.
حالا بیا و ان خاطره از کارهای بچگانه مرا هزار بار بگو. دیگر نه از عصبانیت سرخ می‌شوم و نه خجالت می‌کشم، لبخند می‌زنم و به آهنگ صدای تو گوش می‌دهم و ذوق می‌کنم. دوست دارم بگویم: بابا و تو بگویی: جان بابا؟ آن‌وقت بدانم که سر حال و خوشحال هستی. ان وقت خودم را برایت لوس کنم. بابای خوبم! دیشب توی خواب گریه کردم. وقتی می‌خوابم تو را می‌بینم. چقدر خوابیدن را دوست دارم.

سلام پدر! بالاخره آمدم سر مزار تو. بالاخره وقت کردم که با تو خلوت کنم. اشک‌هایم را نیاورده‌ام. فقط حرف‌هایم را آورده‌ام و درد دل‌هایم را. آمده‌ام سلام کنم و با تو حرف بزنم. یادت هست چقدر به ما سفارش می‌کردی مهربان باشیم؟ چه سؤال مسخره‌ای! معلوم است که یادت هست. بابا جان! ما دیگر مهربان نیستیم. تو نیستی که هر از گاهی یادمان بیاوری که چه چیزهایی را یادمان داده بودی.
تو نیستی و ما هرکدام یک گوشه شهر، یک طرف این دنیا توی لاک خودمان فرو رفته‌ایم. انگار دیگر دلیلی برای دور هم جمع شدن نداریم. حالا نگو که آمده‌ام گلایه کنم. دست‌هایم را نگاه کن. چشم‌هایم را ببین. در غصه دوری تو تکیده شده‌اند و من از این ناراحت نیستم. حاضرم از این تکیده‌تر و لاغرتر شوم اما تو را به من برگردانند.
دلم می‌خواهد صبح از خواب بیدار شوم و ببینم کودکی شده‌ام و تو با صدای بلند می‌گویی: نان سنگک خریدم؛ بیایید تا گرم است. تا ما یکی یکی بیاییم و… تو نیستی و دیگر نه نان‌ها طعم زندگی می‌دهند و نه قل‌قل سماورها صدای خوشبختی می‌دهند. حتی کوچه پس کوچه شهر پر از تنهایی است. احساس می‌کنم غریب و بی‌کس هستم. امشب از کوچه دلتنگیِ من بگذر تا صدای قدم‌هایت را شماره کنم.
تا دنبال قدم‌هایت بدوم، خاک پایت را بر چشم‌هایم بکشم و پای تو را ببوسم. تا تو دست بر سرم بکشی و دلداری بدهی. با ان صدای گرم بگویی: «بلند شو و محکم باش فرزند!» و من بخاطر قوت این صدا هم که شده، سر پا بایستم. هوا تاریک شده و باید بروم. کاش تا ابد اینجا می‌نشستم. اما برمی‌گردم پدر. زود برمی‌گردم. بدرود.

متن زیبا در مورد دلتنگی پدر فوت شده

کاش خدا یه فرصت دیگه بهم می‌داد
تا با پدرم بودن را بیشتر احساس می‌کردم
کاش می‌شد دوباره تو آغوشش برم
و بهش بگم دوستش دارم
بهش بگم بابا زندگی بی‌تو معنا نداره
کاش می‌شد فرصتهای از دست رفته رو جبران کرد
بابا خیلی دوست دارم دلم برات تنگ شده
خدایا مواظب بهترینم باش

دلتنگی شب از جایی آغاز می‌شود
که باور می‌کنی هیچ‌کس
را نداری برای همراهی بی‌خوابی‌هایت.
حتی پدر عزیزم را

عشق من پدر از دست رفته‌ام
برگرد
نذار دلتنگی هام خاطره شه

متن در مورد پدر فوت شده از زبان دختر

پــــدرم
تمـــام زندگیم درد دارد
دلــــم نوازش‌های پـــــدرانه می‌خواهــد…

دلبستگی قصه دردناک آدمی ست
تنها آدم است که می‌تواند حتی
به حضور علفی دلخوش بشود!
دلبستگی هم خانواده‌ی اصیلی ست...
برای درد،
برای دلتنگی،
برای اسارت و برای انتظار...
دلبستگی بیماری خطرناکی ست
که تنها درمانش مرگ ست
دلبستگی وابستگی می‌آورد
و وابستگی یعنی برباد رفتن

ترجیح
می‌دهم
تمامِ آشوب هاے دلم را
کنارِ گوشَت نجوا کنم
بودنٺ را لازم دارم،
براے چند دقیقہ ابرازِ دلتنگی
پدر عزیزم رفتی و تنها ماندم

متن در مورد پدر فوت شده شب یلدا

باز دلتنگ و بی‌قرارم
و باز دلم به وسعت
سیاهی جاده‌ی احساس گرفت
با چشمانی بارانی
قلم به دست می‌گیرم
و می‌نویسم
پدر یلدای بی‌تو صفا ندارد…

دلم برای حجم وسیع دلت تنگ شده
برای آن سکوت نامعلوم و شکیب
دلم برای آن آبی زلال همیشه
تنگ شده
دلم برای صورت ماهت و آن طلایه نگاهت تنگ شده
عجیب هوای دلتنگی ات می‌چسبد
وقتی یادت را به آغوش می‌کشم تمام وجودم شعر می‌شود برای از تو گفتن و از تو نوشتن ...
تو را از سر دلتنگی به جرعه‌ای غزل می‌نوشم تا که نای دوباره بگیرم... به هر کجا که روی غزل غزل کنار منی
به هر نگاه که کنی بغل بغل قرار منی بابای از دست رفته‌ام

پاییز که آمد
به قلبِ من سر بزن.
شاید
برای دلتنگی
برگریزانِ دیگری نباشد...
پدر عزیزم ندارمت و من مرده‌ام .......

متن در مورد پدر فوت شده روز پنجشنبه

دلتنگی یعنی ....
دل به نفس نفس بیافتد از نبودنش

پدرجان
چگونه باور کنم نبودنت را…
نامت را بر کتیبه‌ای
از جنس عاطفه حک خواهم کرد…
تا ابد…
تا جایی که دست زمان به آن نمی‌رسد.
تا گواهی باشد بر معصومیت و قلب پاکت…

متن در مورد پدر فوت شده کوتاه

و تو پنهانی‌ترین دلتنگی منی.

حسرت‌هایی هست
که هیچ گاه از دل نمی‌روند
نبودن‌هایی هست
که با هیچ بودنی جایشان پر نمی‌شود
مثل حسرت نداشتن پدر
مثل جای خالی پدرم

بابام
همه چیز داشت خوب پیش می‌رفت
تا اینکه، بزرگ شدیم…
تا اینکه ناگهان روزی ناباورانه از کنارمان رفتی…
و ما ماندیم و حسرت این روز‌های سنگین و سخت…
در سالروز پرواز ناباورانه پدرعزیزمان،
بر مزارش گرد هم می‌آییم…

پدر جان نبودت کرده زارم
بدان خسته شدم، سنگینه بارم
زمان و هجر تو کوبیده قلبم
پناهی نیست جز پروردگارم

متن برای پدر فوت شده و مرگ پدر

همی نالم که پدر در برم نیست
صفای سایه‌ او بر سرم نیست
مرا گر دولت عالم ببخشند
برابر با نگاه پدرم نیست

متن دلتنگی بابا جونم

گاه دلتنگ می‌شوم
دلتنگتر از تمام دلتنگی ها
حسرت‌ها را می‌شمارم
و باختن‌ها وصدای شکستن را....
نمی‌دانم کدامین امید را ناامید کردم
و کدام خواهش را نشنیدم
و به کدام دلتنگی خندیدم که چنین دلتنگم...

استوری غمگین دلتنگی و فراق پدر فوت شده

خدایا
همه از تو می‌خواهند بدهی
من از تو می‌خواهم بگیری
خدایا این همه
حس دلتنگی را از من بگیر یا پدرم را به من برگردان

متن پدر فوت شده

پدرخوبم غبار زمان
ناتوان‌تر از آن است
که چهره زیبایت، صدای دلنوازت و
لبخند‌های دلنشین ات را برایمان کمرنگ کند…
همیشه به یادت هستیم.

کپشن طولانی غمگین برای پدر فوت شده

خواستم برایش بنویسم
از دوری و دلتنگی
ازاین همه نبودن‌هایش
از بلاتکلیفیِ که روزهایم را فراگرفته
بنویسم که دلخورم، خسته‌ام
خواستم گِله‌ی کرده باشم
تا کمی دلم آرام بگیرد
اما نشد،
نشدکه بنویسم در خفقان دلتنگی نفس کشیدن یعنی چه...
اینکه بر روی ماه و مهتاب چهره اورا دیدن یعنی چه...
نتوانستم بگویم
تا بداند زمانی که یک نفر دلبسته می‌شود نمی‌توانی او را به هوای خودش رها کنی
اصلاً مگر این‌ها گفتن داشت که من بخواهم بگویم
یعنی خودش از حال و احوال من بی‌خبر بود
مگر جزاین است که زبان دلتنگی بین
تمام عاشقان دنیا به یک معناست؟؟
راستش خودم هم نمی‌دانم؟؟؟
و این درست همان برزخ بلاتکلیفی‌ست که در آن گرفتارم
نتوانستم انطور که باید برایش بنویسم
و فقط با همین چند خط کوتاه نامه را به پایان رساندم...

متن برای مرگ پدرم

پدرجان نبودت شد عذابم
به خواب آمد خیالت در سرابم
نمی‌دانی چه آشی پخته تقدیر
تو لالایی بگو تا من بخوابم

متن دلتنگی برای پدر مرده

رمز من و عشق، نام زیبایت بود
جنت، فرشی به زیر پاهایت بود
روزی که تو را شناخت ناباوری‌ام
حیف که زندگی منهایت بود

بیو کوتاه برای پدر فوت شده

تا وقتی بودی شمعدانی‌ها گل می‌دادند
خانه بوی عطر تو را داشت
و یاس به شوق حضورت
در و دیوار خانه را شکوفه باران می‌کرد
حالا نیستی و گل‌ها خشکیده‌اند
اما چشمه چشمانم
از غم نبودنت نمی‌خشکد پدرم

شعر برای پدر فوت شده

مرا آن روز شادی بود در سر
که سر می‌بود بر زانوی پدر
چراغ خانه‌ی ما گشته خاموش
که پدر نیست اندر خانه دیگر

استاتوس رومانتیک دلتنگی برای پدر از دست رفته

میدونی دلتنگی یعنی چی؟
دلتنگی یعنی این که بشینی
به خاطراتت با پدرت فکر کنی
اونوقت یه لبخند بیاد رو لبت ولی
چند لحظه بعد
شوری اشک‌های لعنتی
شیرینی اون خاطره‌ها رو از یادت ببرند

متن دلتنگی با عکس پدر

پدرم
در نگاهت خستگی معنا نداشت
وسعت پاک تو را دریا نداشت
آه ای جاری‌تر از خورشید خوب
کاشکی هرگز نمی‌کردی غروب

متن برای پدر فوت شده

زندگی‌ام بعد از تو
انگار که چیزی را کم داشته باشد
در سراشیبی پایان است
مثل آتش
که دلتنگی هایش را گردن نمی‌گیرند،
می‌سوزم در خود!

متن دلتنگی فوت پدر

نبودنت را
باهر رنگی که فکرش راکنی
عاشقانه نقاشی کردم
امافقط به من بگو
بودنت راچگونه نقاشی کنم..؟
که تو در آن
فقط در کنار من باشی
پدرعزیزم مرگت آتش به جانمن کشیده

دلتنگی پدر عزیزم

ما آدمها استاد حرف زدنیم؛
دوستش نداشته باش،
دلتنگش نباش،
اینقدر در برابرش ضعیف نباش...
به عکسش آنجور نگاه نکن،
جای خالیش را پر کن...
به عمل کردن خودمان که می‌رسد؛
با دلتنگی و بغض به عکسش زل می‌زنیم و تند
تند زیر لب حروفی شبیه حروف دوستت دارم
می‌چینیم کنار هم...
از جای خالی‌ای که پر نشده و نمی‌شود با یک
عکس سه در چهار که زل زده توی چشم‌هایمان حرف می‌زنیم
و قول می‌دهیم اینبار حرف، حرفِ همان آدم توی عکس باشد،
به شرطی که راه رفته را برگردد...
به شرطی که یک روز دیگر طعم دنیای بی عطر تنش و هرم
نفس‌هایش را به ما نچشاند...
ما آدم‌ها اصولاً خوب حرف می‌زنیم
ولی پای عملمان بدجور می‌لنگد..
بابایی دلم تنگته

متن فوت پدرم

چون گُلی دلتنگی ات
بر خاکِ من خواهد دمید
بس که در عمری که سر کردم
دلم تنگِ تو بود...

پیام عاشقانه دلتنگی غمگین پدر فوت شده

ساعت دلتنگی ام
کوک نبودن توست...
با من بگو
کجایی
رد نگاهت را از کدام ستاره بگیرم
وقتی...
عطر مویت را هیچ گلی ندارد
و لبخندت را
حتی ماه نمی‌داند
“ تو‌ “
خاص‌ترین
شعر خدایی و من...
آواره‌ترین شاعر
پدرروزهای زیبایم رفتی و غمگین‌ترین دختر شهرم

متن برای مرگ پدر از دست رفته

برای هر اتفاقی می‌توان پاسخی یافت
جز برای رفتن‌های نابهنگام …
شاید رفتن خود پاسخ یک اتفاق است
و هیچکس نمی‌داند جز آنکه رفته است!
برای پدر عزیز سفرکرده‌ام …

متن عاشقانه دلتنگی پدر

وقتی بجای کلاغ در آن بازی کودکانه گفتم: بابا پـر؛ خندیدی و گفتی: من که پر ندارم!!!
بزرگ‌تر که شدم فهمیدم، تو هم پر داشتی…

متن دلتنگی برای پدرمان

بوته‌های دلتـنگــی ِ من
نه آب می‌خواهد..!!
و نه حـتئ آفـتــــاب
بوته‌های دلتنگی من
فقط کمی نگاه می‌خواهد
آن هم از همانهایی
که سرزمین ِیخ بسته‌ی قلبم را
با هر یک نگاهِ عاشقانه‌اش پر از
عشق کند وپراز دوستت دارم کند برای تو...

متن کوتاه غم پدر فوت شده

نبودن‌هایی هست که هیچ بودنى جبرانشان نمی‌کند و آدمهایی هستند که هرگز تکرار نمی‌شوند و تو آنگونه ای پـــــــــــــــدر

کپشن تأثیر گذار دلتنگی پدر فوت شده

پدرعزیزم دلم برایت تنگ شده است..
تنگ که می‌گویم، نه مثل تنگی پیراهن…
دلتنگی من، شبیه حال نهنگی است که
به جای اقیانوس او را در تنگ ماهی انداخته‌اند…
دلم برایت تنگ شده است…
این یعنی ریه‌های من،
دم و بازدم نفس‌های تو را کم آورده‌اند…

متن برای پدر فوت شده

یه روزی میاد که بعدش دیگه مهم نیست فردایی در کار هست یا نه
اون روز روزیه که پدرت پیشت نیست.

پیام زیبا برای پدر فوت شده

دیدن عکست باعث
دلتنگی من خواهد شد...
بعد رفتنت من دیگر نابودم و نیســـــتم

متن و جملات دلتنگی و تنهایی مرگ پدر

کاش باشی و بتوان شامه پر کرد از بوی تو، ای شب بوی شبهای بی بوی من
کجایی‌ای منِ من؟
کجایی‌ای من تا جانی دوباره بخشی این من را؟
بی تو این من تهی است، هیچ است و پوچ
با تو این من، من است
آری با توای پدرم…

پیام برای مرگ پدر بزرگ

یکی می‌آید یکی می‌رود و این قانون بقای زندگیست
اما تو که رفتی هیچ کس نیامد
انگار قانون بقا هم پوچ است وقتی تو نیستی.

بیو مرگ پدر

نه اینکه حرفی نباشد.
هست!
خیلی هم هست اما
عاشق‌ها می‌دانند دلتنگی به استخوان که برسدمیشود
سکوت..!
پدرم سکوتم را برهم بزن با آمدنت

کپشن احساسی مرگ پدر

لمس دوباره دستانت آرزوست…
پدرم
چشم من بیا من رو یاری بکن
گونه‌هام خشکیده شد کاری بکن
غیر گریه مگه کاری می‌شه کرد
کاری از ما نمیاد زاری بکن
اون که رفته دیگه هیچ وقت نمیاد
تا قیامت دل من گریه می‌خواد

دلنوشته مرگ پدر

کاش می‌شد قفل دلتنگی، شکست
کاش می‌شد درب تاریکی، گسست
کاش می‌شد بین مردم، بود و زیست
کاش می‌شد مثل باران ها، گریست
کاش می‌شد با محبت، جان سپرد
کاش می شدبی توقع، بودومرد

دکلمه مرگ پدر

با چشم‌هایت حرف دارم...!
می‌خواهم ناگفته‌های بسیاری را
برایت بگویم
از شهریور،
از بغض‌های نبودنت،
از نامه‌های چشمانم
که همیشه بی جواب ماند
باور نمی‌کنی؟!
تمام این روزها
با لبخندت آفتابی بود...
اما
دلتنگی آغوشت... رهایم نمی‌کند،
به راستی...
عشق پدربزرگترین آرامش جهان است!

اس ام اس تنهایی از دست دادن پدر

در دو چشم تو خدا جا دارد / عشق با چشم تو معنا دارد
پدرم چشمه‌ی احساس تویی / عطر خوشبوی گل یاس تویی

شعر عاشقانه برای مرگ پدر

آنچه سرنوشت
درمن جا گذاشت
باقی مانده‌های‌ دریاست
دلتنگی برای آب
و تو
به وسعتِ یک آه
طولانی‌تر از خیابان‌های‌ تنهائی
درمن ممتد می‌شوی…

متن پدر از دست رفته

قهر کرده‌ام...
با دریا
ایستاده‌ام کنار و از غم دلتنگی موج‌هایش ارام
به گونه‌هایم مروارید بند می‌زنم..
هوای خنکش را استشمام می‌کنم
و از دور نمِ دستانش را می‌بوسم...
با دریا قهرم...
کاش دوباره پیش قدم شود...
دست‌هایش را دراز کند و مرا پابند...
دوباره انگشت‌هایم را خیس کند
طوفان بپا کند،
سخره‌هایش را کنار بزند،
از حصار مرجان‌های دلش بگذرد و
موج گیسویش را تا شهرما بفرستد...
کاش دریا هم دلتنگ باشد..

متن احساسی پدر فوت شده

نبودنِ تــو
فقط نبودنِ تو نیست
نبودنِ خیلی چیزهاست…
کلاه روی سَرمان نمی‌ایستد!
شعر نمی‌چسبد…
پول در جیب‌مان دوام نمی‌آورد!
نمک از نان رفته!!!
خنکی از آب………….
” ما بی‌تو فقیر شده‌ایم ” پدر….

متن دلتنگی پدر از دست رفته

پدر جان
وقتی نیستی
دلتنگی ام را روی کاغذ می‌ریزم
و چون سوزن با نوک مدادم به خیالت
فرو می‌روم
و شروع می‌کنم به نوشتنت
به دوست داشتنت
به خواستنت
به بهانه‌هایم که پلکهایم را خیس می‌کند
و، وجودم را به اندازه‌ی یک شب بخیر
تا سپیده‌های یاسِ خیالت درگیرِ
نبودنت می‌کند..

متن برای پدر از دست رفته

کاش بودی سرم را روی شانه‌هایت می‌گذاشتم و می‌بوسیدمت
وقتی بودی آن قدر بزرگ نبودم
وقتی هم که رفتی بزرگ نشدم
دستهایم سرد است
کاش بودی دستم را می‌گرفتی
کجایی؟

4.7/5 - (4 امتیاز)

کتاب الکترونیکی (182 صفحه)

فایل صوتی کتاب (132 دقیقه)

کتاب الکترونیکی 14 تمرین مکمل

برنامه تمرینی 4 هفته ای

موسیقی درمانی سابلیمینال

اطلاعات بیشتر
منبع
delgarmtalab

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا