بهترین فیلمهای اکشن دهه ۲۰۱۰ که نباید از دست بدهید

وقتی صحبت از فیلمهای اکشن بزرگ میشود، معمولاً ذهنها به سمت آثار کلاسیک دهه ۸۰ و ۹۰ میرود؛ اما دهه ۲۰۱۰ نیز بههیچوجه کمکار نبود و مجموعهای از فیلمهای درخشان و فراموشنشدنی را ارائه داد. در این دهه هم فیلمهای کاملاً اورجینال ساخته شدند و هم دنبالههایی که مدتها انتظارشان را میکشیدیم و توانستند رضایت علاقهمندان را جلب کنند.
بهترین فیلمهای اکشن این دهه، طیف گستردهای را شامل میشوند؛ از فیلمهای ابرقهرمانی گرفته تا آثار بینالمللی، اقتباسهای موفق از کتابها و حتی فیلمی که نامزد و برنده جوایز اسکار شد. در هر سال این دهه حداقل یک فیلم اکشن وجود دارد که توانسته در میان بهترینهای عصر جدید قرار بگیرد و خود را از بقیه متمایز کند.
۲۰۱۰: Inception

فیلم Inception به کارگردانی کریستوفر نولان، آغاز قدرتمندی برای دهه جدید در ژانر اکشن بود. در سال ۲۰۱۰ آثار برجسته زیادی در این ژانر عرضه شدند؛ از جمله Scott Pilgrim vs. The World، Kick-Ass، The Other Guys، The Book of Eli، The Expendables، Predators و Iron Man 2. اما با وجود تمام این گزینههای قدرتمند، Inception یک سر و گردن بالاتر قرار میگیرد.
داستان فیلم درباره گروهی است که با ورود به ضمیر ناخودآگاه افراد، اطلاعات را از ذهن آنها استخراج میکنند. با این حال، اینبار مأموریت متفاوتی پیش روی آنهاست؛ نه دزدیدن یک فکر، بلکه کاشتن یک ایده در ذهن شخصی دیگر. اگر این مأموریت با موفقیت انجام شود، رهبر گروه یعنی «دام کاب» میتواند پس از سالها به فرزندانش بازگردد.
گرچه Inception در ظاهر یک فیلم اکشن سنتی نیست، اما بهطرز خیرهکنندهای مملو از صحنههای هیجانانگیز است. هر سطحی که شخصیتها وارد رؤیای عمیقتری میشوند، تنش و هیجان بیشتر میشود.
بهجرأت میتوان گفت تعداد انگشتشماری فیلم وجود دارد که هیجان آنها به اندازه Inception باشد؛ فیلمی که در همان نگاه اول تبدیل به یک کلاسیک مدرن شد.
۲۰۱۱: The Raid

سال ۲۰۱۱ نیز سالی پربار برای سینمای اکشن بود. طرفداران آثار ابرقهرمانی Captain America: The First Avenger و X-Men: First Class را داشتند و علاقهمندان مبارزههای تنبهتن میتوانستند از فیلمهایی مثل Warrior و Real Steel لذت ببرند. همچنین Mission: Impossible – Ghost Protocol و قسمت پنجم Fast & Furious نیز حضور داشتند و هر دو انتخابهای قدرتمندی محسوب میشوند.
اما در میان تمام این آثار، The Raid از سینمای اندونزی همچنان جایگاه ویژهای دارد و بسیاری آن را یکی از بهترین فیلمهای اکشن تمام دوران میدانند. داستان فیلم بسیار ساده طراحی شده و همین سادگی به جذابیت اثر کمک کرده است: یک گروه پلیس به یک ساختمان بلند حمله میکند؛ ساختمانی که تحت کنترل یک قاچاقچی مواد مخدر قدرتمند است و طبقه به طبقه آن پر از جنایتکارانی است که باید از میان برداشته شوند.
همین طرح ساده باعث میشود فیلم بدون اتلاف وقت سراغ اصل ماجرا برود. The Raid تقریباً از لحظه شروع تا پایان، پر از نبردهای طراحیشده دقیق و نفسگیر است؛ حرکات رزمی، مبارزههای چاقو، تیراندازیهای فشرده و ریتمی که لحظهای آرام نمیشود.
تماشاگر در تمام مدت در لبه صندلی نگه داشته میشود.
The Raid نمونهای کامل از این است که چگونه میتوان بدون پیچیده کردن بیدلیل داستان، تنها با کارگردانی حسابشده و صحنههای اکشن دیدنی، فیلمی ماندگار خلق کرد.
۲۰۱۲: Dredd

سال ۲۰۱۲ برای طرفداران اکشن سالی بزرگ محسوب میشود. آثاری مانند The Avengers، The Hunger Games، Skyfall، The Dark Knight Rises و The Amazing Spider-Man روی پرده آمدند. فیلمهای Jack Reacher و 21 Jump Street نیز انتخابهای قابلتأملی بودند.
اما در میان همه این آثار پر سر و صدا، Dredd فیلمی بود که توانست بیش از بقیه بدرخشد.
داستان Dredd شباهت زیادی به The Raid دارد و همین شباهت، یکی از دلایل موفقیت آن است. فیلم بر اساس کمیک Judge Dredd ساخته شده و درباره قاضی «درد» و شریک تازهکار اوست که مأموریت دارند وارد یک ساختمان ۲۰۰ طبقه شوند و یک قاچاقچی بیرحم و ارتش زیر دستش را متوقف کنند.
با وجود شباهتهای داستانی، Dredd کاملاً هویت مستقل خود را حفظ میکند.
کارل اربن، اولیویا ترلبی و لینا هیدی بازیهای بسیار تأثیرگذاری ارائه میدهند و صحنههای اکشن فیلم از نظر اجرا و زاویهپردازی، خیرهکنندهاند.
با گذشت زمان، Dredd به یک اثر کالت تبدیل شد؛ فیلمی که هنوز هم طرفدارانش خواستار ساخت دنباله آن هستند.
۲۰۱۳: The Hunger Games: Catching Fire

سال ۲۰۱۳ برای دنبالههای اکشن سالی درخشان بود. فیلمهایی مانند Iron Man 3، Star Trek Into Darkness، The Wolverine و Fast & Furious 6 در گیشه موفق شدند. از طرفی، آثاری مانند Snowpiercer، World War Z و Pacific Rim نیز از جمله فیلمهای برجستهای بودند که در هر سال دیگری شاید میتوانستند عنوان بهترین اکشن را از آن خود کنند.
اما این سال، بهوضوح متعلق به Catching Fire بود؛ دنبالهی موفق The Hunger Games.
موفقیت چشمگیر قسمت اول باعث شد ساختن ادامه داستان کاملاً منطقی باشد.
اما نکته اینجاست که Catching Fire نهتنها موفقیتهای قسمت اول را تکرار کرد، بلکه در بسیاری جهات از آن پیشی گرفت.
این بار کتنیس تنها نبود؛ او به همراه پیتا و دیگر برندگان مسابقات پیشین وارد میدان میشود و این موضوع فضای رقابت را بسیار جدیتر، پیچیدهتر و هیجانانگیزتر میکند.
از نظر صحنهپردازی، این قسمت یک پله بالاتر میرود. میدان نبرد بزرگتر، خطرات شدیدتر و تنشها ملموستر هستند. فیلم تقریباً تا آخرین لحظه ریتم خود را از دست نمیدهد و هیجان را قدمبهقدم افزایش میدهد تا در نهایت، با یک پایان شوکهکننده و تکاندهنده تمام شود؛ پایانی که عمداً مخاطب را در اوج انتظار رها میکند تا زمینه برای بخش پایانی فراهم شود.
Catching Fire نمونهای است از یک دنباله موفق که روح اثر اصلی را حفظ کرده و همزمان آن را ارتقا میدهد.
۲۰۱۴: Kingsman: The Secret Service

انتخاب بهترین فیلم اکشن سال ۲۰۱۴ کار سادهای نیست. این سال شاهد انتشار برخی از بهترین فیلمهای ابرقهرمانی دوران بود:
Captain America: The Winter Soldier، Guardians of the Galaxy و X-Men: Days of Future Past هر سه از آثار محبوب و قدرتمند مارول و فاکس بودند.
از سوی دیگر، Edge of Tomorrow یکی از بهترین فیلمهای علمی–تخیلی اکشن دهه به شمار میرود.
و از همه مهمتر، این سال نقطه شروع فرنچایز John Wick نیز بود.
با این حال، در رقابتی بسیار نزدیک، Kingsman: The Secret Service یک گام جلوتر قرار میگیرد.
متیو وان، کارگردان فیلم، داستان نوجوانی را روایت میکند که به سازمانی مخفی از مأموران نخبه میپیوندد و باید از وقوع یک تهدید جهانی که توسط یک تروریست محیطزیستی طراحی شده، جلوگیری کند.
این داستان بهظاهر تکراری، در دست وان به اثری سرزنده، شوخطبع و پرانرژی تبدیل میشود.
سکانسهای اکشن فیلم چشمگیر و بسیار خوشطراحیشدهاند.
از تمرینات نفسگیر شخصیت اصلی گرفته تا مبارزههای دیدنی «گزل» با پاهای مصنوعی تیغهای.
اما اوج هیجان فیلم، صحنه مبارزه خونین در کلیسا است؛ یکی از خلاقانهترین و بهیادماندنیترین صحنههای اکشن دهه، که هر دوستدار سینما باید آن را ببیند.
Kingsman با ترکیب طنز، شخصیتپردازی پرجذبه و اکشن بیپروا به یک اثر ماندگار تبدیل شد.
۲۰۱۵: Mad Max: Fury Road

سال ۲۰۱۵ یکی از شلوغترین و پربارترین سالها برای ژانر اکشن بود. آثاری بزرگ و پرهزینه مانند Avengers: Age of Ultron، Star Wars: The Force Awakens، Jurassic World، Mission: Impossible – Rogue Nation، Spectre و Furious 7 روی پرده رفتند.
همچنین Creed و Sicario نیز در همین سال عرضه شدند و هر دو از نظر اجرا و روایت جزو آثار تحسینشدهاند.
اما با وجود این همه رقیب قدرتمند، Mad Max: Fury Road بدون تردید بهترین فیلم اکشن سال و یکی از بهترین فیلمهای اکشن تاریخ است.
این اثر، پس از نزدیک به سه دهه سکوت، فرانچایز مد مکس را دوباره زنده کرد و نهتنها به سطح گذشته بازگرداند، بلکه استاندارد جدیدی برای سینمای اکشن تعریف کرد. داستان فیلم ساده اما بسیار مؤثر است: مکس و فیوریوسا در دنیایی بیرحم و ویرانشده، علیه فرمانروایی ستمگر میایستند و تلاشی پرخطر برای آزادی و بقا آغاز میکنند.
نکته مهم این فیلم، اتکا به جلوههای ویژه عملی و واقعی است.
صحنههای تعقیب و نبرد با خودروها در بیابان، انفجارها، طراحی بدلکاریها و هماهنگی دیدنی بازیگران واقعی با لوکیشنها، همه باعث شدهاند شدت، ریتم پرشتاب و خشونت بیپردهی فیلم کاملاً واقعی و ملموس باشد.
Mad Max: Fury Road تقریباً ۴۰۰ میلیون دلار فروش کرد و با ۱۰ نامزدی اسکار توانست ۶ جایزه معتبر از جمله برای تدوین، طراحی صحنه و جلوههای ویژه به دست آورد.
این فیلم نمونهای است از اینکه چگونه خلاقیت بصری و جسارت در اجرا میتواند یک فیلم اکشن را به اثری هنری و ماندگار تبدیل کند.
۲۰۱۶: Captain America: Civil War

سال ۲۰۱۶ ترکیبی جالب از ژانرهای مختلف بود. بازسازی وسترن The Magnificent Seven، فیلم ترسناک–زومبی Train to Busan و فیلم جسورانه Deadpool هر کدام ویژگیهای منحصربهفرد خود را داشتند. آثار دیگری مانند The Nice Guys به عنوان یکی از بهترین کمدی–اکشنهای معاصر و Kung Fu Panda 3 نیز تجربهای سرگرمکننده ارائه دادند.
اما از نظر مقیاس اکشن، میزان هیجان و اهمیت داستانی، هیچچیز به پای Captain America: Civil War نمیرسد.
این فیلم سومین قسمت از سهگانه کاپیتان آمریکا است، اما در عمل مانند یک فیلم Avengers به نظر میرسد، زیرا تعداد بسیار زیادی از شخصیتهای دنیای سینمایی مارول در آن حضور دارند. علاوه بر این، این فیلم معرفیکننده دو شخصیت جدید و مهم نیز هست:
بلک پانتر و اسپایدرمن.
با وجود این تعداد زیاد شخصیت و خطوط داستانی، فیلم بدون شلوغکاری و سردرگمی، روایت خود را پیش میبرد.
در کنار داستان جذاب درباره اختلاف ایدئولوژیک قهرمانان، فیلم صحنههای اکشن بهیادماندنی نیز دارد:
از نبرد افتتاحیه در لاگوس گرفته تا تعقیب نفسگیر در بخارست و صحنه مشهور نبرد فرودگاه که به یکی از نمادهای سینمای اکشن مدرن تبدیل شده است.
Civil War نمونهای از اکشنی است که هوشمندانه، سرگرمکننده و پرجزئیات اجرا شده است.
۲۰۱۷: Baby Driver

سال ۲۰۱۷ نیز رقابت نفسگیری در ژانر اکشن داشت.
مارول سه اثر برجسته عرضه کرد: Thor: Ragnarok، Spider-Man: Homecoming و Logan – که آخرین مورد یکی از جدیترین فیلمهای ابرقهرمانی سالهای اخیر است.
در همین سال، دنباله John Wick اکران شد و فیلمهایی مثل Atomic Blonde و American Made نیز تجربههایی بسیار سرگرمکننده بودند.
اما در میان تمام این آثار، Baby Driver ساخته ادگار رایت، جایگاه ویژهای دارد.
ایده این فیلم سالها در ذهن رایت شکل گرفته بود: داستان راننده جوانی که برای یک رئیس بزهکار کار میکند و میخواهد از این زندگی خارج شود.
این پیشزمینه ساده، تبدیل به فیلمی شد که اکشن را با ریتم موسیقی ترکیب میکند؛ چیزی که پیش از این در چنین حجمی تجربه نشده بود.
تمام سکانسهای تعقیب و رانندگی در Baby Driver با ضرباهنگ موسیقی هماهنگ شدهاند.
این یعنی هر لحظه، هر چرخش ماشین و هر قطع تصویر، از قبل طبق ریتم موسیقی طراحی شده است. نتیجه فیلمی است که از نظر ریتم، انرژی و خلاقیت مانند یک قطعه موسیقی تصویری به نظر میرسد.
Baby Driver تحسین گستردهای دریافت کرد و بسیاری آن را بهترین فیلم ادگار رایت میدانند.
۲۰۱۸: Avengers: Infinity War

سال ۲۰۱۸ سرشار از فیلمهای اکشن بزرگ و پرمخاطب بود. آثاری مانند Spider-Man: Into the Spider-Verse، Deadpool 2 و Black Panther در این سال توجه بسیاری را جلب کردند. فیلمهای Incredibles 2، Ready Player One و Upgrade نیز هر کدام تجربههای اکشن متفاوت و جذابی ارائه دادند.
در بیشتر سالهای دیگر، Mission: Impossible – Fallout با اکشن نفسگیر و اجرای بینقص صحنهها میتوانست به راحتی عنوان بهترین فیلم اکشن سال را به خود اختصاص دهد.
با این حال، Avengers: Infinity War فیلمی است که از نظر مقیاس، انرژی، هیجان و تاثیرگذاری بهسختی میتوان با آن رقابت کرد.
این فیلم یکی از معدود آثار مارول است که تقریباً هیچوقت از سرعت و تنش نمیافتد. از همان ابتدا، شخصیتهای مختلف در سراسر جهان و حتی کهکشانها درگیر مبارزه با ارتش تانوس هستند؛ مبارزاتی که به دو نبرد بزرگ و تأثیرگذار ختم میشود.
نکته مهم در Infinity War این است که تانوس در مرکز روایت قرار دارد؛ داستان از زاویه دید او پیش میرود. او در تلاش است سنگهای بینهایت را به دست آورد تا بتواند نیمی از زندگی جهان را از بین ببرد، و قهرمانانی که طی یک دهه با آنها همراه بودهایم، تلاش میکنند جلوی این اتفاق را بگیرند.
اگر بخواهیم صادق باشیم، این فیلم اوج سینمای اکشن دنیای مارول است؛ هم از نظر ساختاری و هم از نظر پیوند عاطفی با مخاطب.
۲۰۱۹: John Wick: Chapter 3 – Parabellum

در سال ۲۰۱۹ آثار قابلتوجهی به نمایش درآمدند؛ Avengers: Endgame با نبرد نهایی باشکوه خود به تاریخ سینما پیوست، و فیلمهایی مانند 1917 و Alita: Battle Angel نیز نمونههایی از تجربیات متفاوت در ژانرهای مرتبط بودند.
اما وقتی بحث اکشن ناب و پیوسته مطرح باشد، برنده واضح است:
John Wick: Chapter 3 – Parabellum
حتی اگر این فیلم در سالهای دیگر هم اکران میشد، احتمالاً همچنان بهترین فیلم اکشن همان سال لقب میگرفت. این قسمت، تمام نقاط قوت دو فیلم قبلی را گسترش داده و ارتقا داده است. در این فیلم، جان ویک تحت تعقیب سازمانی جهانی به نام «های تیبل» قرار دارد و عملاً هیچ نقطهای برای پنهان شدن یا نفس کشیدن ندارد.
در طول فیلم، صحنههای اکشن فوقالعادهای دیده میشود؛
از مبارزه جان در کنار سگهای آموزشدیده، تا صحنهای که او با انواع چاقوها و سلاحهای سرد مبارزه میکند، و در نهایت یکی از بهترین سکانسهای تیراندازی که تاکنون بر پرده سینما دیده شده است.
بسیاری معتقدند Parabellum نهتنها بهترین قسمت این فرانچایز است، بلکه یکی از تعریفکنندهترین فیلمهای اکشن کل دهه به شمار میرود. این اثر نشان میدهد سینمای اکشن هنوز هم میتواند خلاق، پرشور و هیجانانگیز باشد.
جدول مقایسه بهترین فیلمهای اکشن سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۹
جمعبندی
دهه ۲۰۱۰ را میتوان دورهای دانست که سینمای اکشن توانست هویت خود را بازآفرینی کند. این دوره نشان داد که اکشن تنها به معنای صحنههای انفجار و تعقیبوگریز نیست؛ بلکه میتواند قصهگو، شخصیتمحور، پرجزئیات و حتی هنری باشد.
از خلاقیت بصری Mad Max: Fury Road تا ضرباهنگ موسیقایی Baby Driver و مقیاس عظیم Infinity War، هر فیلم در این فهرست قلّهای از توانایی سینما در برانگیختن هیجان و احساس است.
این دهه ثابت کرد که اکشن میتواند هم سرگرمکننده باشد و هم ماندگار.
💬 نظر شما درباره این مطلب چیست؟




