متن و پیامک مذهبی
متن زیبا و ادبی در مورد شهادت حضرت علی اصغر
حضرت علیاصغر (علیهالسلام) (م۶۱ه.ق)، فرزند شیرخوار امام حسین (علیهالسلام) که در واقعه کربلا به شهادت رسید. نام مادرش رباب است. علیاصغر یکی از چند نفری است که میان مردم به باب الحوائج معروف است و به او متوسل میشوند. در دهه محرم یک روز به این شهید کربلا اختصاص داده شده و مردم برای او سوگواری میکنند. مراسم همایش شیرخوارگانی حسینی هم در بزرگداشت آن حضرت برگزار میشود.
در این مطلب از مجله اینترنتی مثبت 1، مجموعه ای از متن های زیبا و ادبی در مورد شهادت حضرت علی اصغر برای شما آماده نموده ایم. امیدواریم که موردتوجه شما قرار گیرد.
لالایی شمع … مرثیه پروانه (دل نوشتهای از امیر مرزبان) و پلک گشودی دنیایی را که برایت کوچک بود خدا تو را برای تاریخ مقدّر کرد تا چیزی را به ادراک برسیم خورشید چشمانت را به زمین تاباند تا دنیا را از دریچه نگاه نافذ تو ببینیم چه تقدیری داشتی، طفل آفتاب! درست لحظهای آمدی که: زمین در تیر رس نگاه سرد زمستان بود، و در اسارت شیطان. درست یک گام مانده به آغاز فراخوان بزرگ عشق و حماسه، آمدی؛ لحظهای که تاریخ، در آستانه یک اتفاق سرخ بود. … و تو هم به ضیافت عشق رفتی. «قنداقه ات» را «اِحرام» خویش کردی و راهی «خانه دوست» شدی به نیمههای حجّت که رسیدی تقدیر این شد که پدر حج نیمه تمامش را در کربلا کامل کند بسیاری، حسین علیه السلام را که «باطن کعبه» بود، رها کردند و مسافر کربلا نشدند اما تو ـ که از قبیله عشقی ـ پشت به قبله قبیله نکردی تا در «کربلا»، «حاجی» شوی «شش ماه» برایت کافی بود تا «کربلا» یی شوی «شش ماه» کافی بود تا از بند «ناسوت» برهی ـ اگرچه آن «شش ماه» هم زمینی نبودی ـ با یک حنجره «شش ماهه» همه تاریخ را تکان دادی با یک قلب «شش ماهه» به تقدیر آسمانی خویش دل سپردی یک گام «شش ماهه» برداشتی تا به «ملکوت» رسیدی «علی اصغر» بودی، اما دلت بزرگ بود گامهایت بلند بود ـ برای عروج به ملکوت ـ خدا خواست تو بیایی ـ درست، لحظهای که تاریخ، در آستانه یک اتفاق سرخ بود ـ و تو اتفاق افتادی نگاه سبزت را روانه چشم اندازی سرخ کردی و چشم به راه یک روز ماندی؛ روزی که قنداقه امروز و «لباس احرام» فردایت بوی «شهادت» بگیرد
دلنوشته برای شهادت حضرت علی اصغر
مبارک است بانو! (دلنوشته ای از نزهت بادی) لالا، لالا … گل پرپر… لالا… لالا… علی اصغر… چی داریم این جا شیرینم… بجز به مشت خون و پر مادر بخواب! امشب بوی کربلا میدهد لالاییهایم. مادر بخواب؛ نمیخواهم امشب خون دلم را ببینی. مادر بخواب… علی کوچکم بخواب! چرا این همه زاری میکنی مادر؟ نکند تو هم فهمیدهای امشب ستارهها برای که جشن تولد گرفتهاند؟ چرا ضجّه میزنی مادر؟ آسمان امشب دارد خودش را سبک میکند روی شانههای زمین. این باران نیست؛ اشکهای ملائک است برای تطهیر خاک. می دانی کودکم، امشب عشق به دنیا میآید؛ با همه کودکیاش، با همه کوچکیاش. امشب، شیرینترین خواب دنیا آشفته است. می دانم که فهمیدهای مادر، بگذار قصه تشنهترین لبهای کوچک دنیا را برایت نگویم! بگذار اندوهم را خواب کنم! بگذار از ماهیهای بیرون از آب چیزی نگویم! لالا… لالا… بغضم چرا شکست مادر؟ تشنگیات را پنهان کن! امشب تشنگی تازه به دنیا میآید. امشب آب برای همیشه تلخ میشود فرشتهها این پایین، گهواره یکی را نشان هم میدهند و برایش از همین امشب، بهشت را آذین میبندند. فرشتهها میدانند طولی نخواهد کشید که عشق از گلوی کوچک این پروانه طلوع کند. ماهیهای بیرون از آب، قدر اشکهای او را بهتر از ما میدانند، مادر! لالایی امشب از من نخواه کودکم! این که میبینی نمیتوانم آرامت کنم، از ضعف نیست؛ نمیتوانم آهنگ منظّم نفسهایت را بشنوم امشب. امشب شش ماهه ترین خورشید، بیدار میشود، امشب که ماه، خودش را بر آسمان میکشد، چطور میتوانم تو را آرام کنم؟ کودکم، شیرین، علی کوچک! می دانی چرا تو را علی اصغر نام نهادم؟ آخر این ستارهای که امشب طلوع میکند، چهارده قرنی است معصومیت را میتوان در قنداقه خونی نوزادها هم دید، میتوان از گلوی شکفته، تصویر خُدا در چشمها جاودانی کرد. میتوان به خُلود اندیشید، به جذبه رسید و دور گاهوارهای چرخ زد که تمام ستارهها دور آن میچرخند… لالایی کودک شیرینم، لالایی! این لالایی امشب برای سکوت خوانده میشود. این لالایی برای اشک است. این لالایی خون است، لالایی پروانهها، لالا لالا، گل بی سر. لالا لالا علی اصغر…
کوچکترین صدا مزاحمِ نوزاد میشود… ای نیزه دار! این روش بچه داری است
استوری در مورد شهادت حضرت علی اصغر
بگو برای سه شعبه میان این همه یل! چرا گلوی تو شد انتخاب عزیز دلم ...
متن زیبا در مورد شهادت حضرت علی اصغر
از دل بکشم من آه شبگیر علی با داغ تو از جهان شدم سیر علی تیری که زپا نشاند علمدارم را با حلق تو کرده کار شمشیر علی
پیر همه بود اگرچه او کودک بود صبرش ز غریبی پدر اندک بود میکرد به نی اشاره میگفت رباب ای کاش سر نیزه کمی کوچک بود
تیر نگذاشت که یک جمله به آخر برسد/هیچ کس حدس نمیزد که چنین سر برسد پدرش چیز زیادی که نمیخواست فرات/یک دو قطره ضرری داشت به اصغر برسد
کاش این قبر تو گم باشد و پیدا نشود/اگرم شد سر نبش قبر بلوا نشود از تو گهوارهای مانده ببرندش غارت/ولی ای کاش سر رأس تو دعوا نشود
شعر در مورد شهادت حضرت علی اصغر
یک دشت غرق هلهله و خنده به رو به روست دریایی از تلاطم غم پشت سر شده دور از نگاه منتظر مادرت، علی تشییع و کفن و دفن تنت دردسر شده آهسته زخمِ باز تو را بستهام ولی حس میکنم که فاصلهاش بیشتر شده
لالا لالا به طفل نیمه ساله / چه گویم ای خدا با اشک و ناله زدی ای آب، آتش موج کم کن / فرات بی وفا آبش زلاله
طفل نخورده آب کمی در حرم بخواب/لالا گلم، عزیز دلم، اصغرم بخواب شرمندهام که شیر ندارم، به سینهام/ناخن مکش تو خاک مکن بر سرم بخواب
آرام که نمیشوی ای میوه دلم/خیمه به خیمه هرچه تو را میبرم، بخواب نزدیک به سه روز و سه شب میشود علی/پلکم به هم نیامده مادر، برم بخواب
متن درباره حضرت علی اصغر
اشک دلِ ما را نگران کرد خونْ دلِ هر دو جهان کرد حرمله بهرِ جفایش تیرِ خود را به گمان کرد دستِ صیاد از او درِّ صدف میگیرد حرمله زیرِ گلو را چو هدف میگیرد دلِ مولا شده پر خون علی اصغر شده گلگون
کاش که رقیه جان، برای اصغرش هی سراغ آب را نمیگرفت دامن رباب را نمیگرفت این قَدَر سریع و تند از کمان حرمله جواب را نمیگرفت
گاهواره تاب خورد گوییا علیِ اصغر از صدای تشنهی پدر، چند قطره آب خورد ظاهراً علی، ولی، تیر را رباب خورد
متن درباره شهادت حضرت علی اصغر
کربلا آتش به جان آسمانها می زند کودک بی شیر را بر دست بابا می زند شیرخواره آمده میدان تیر حرمله طعنه بر حرف حسین و مشک سقا می زند
شاید که تیر سینه من را هدف گرفت از چه گلوی تو به سه شعبه سپر شده؟ این ساقهی لطیف که با بوسه میشکست حالا دو نیم از لب تیز تبر شده
استوری برای شهادت حضرت علی اصغر
در کرب و بلا ظلم و ستم حکمِ روا شد خون بر دلِ زهرا و علی شیرِ خدا شد تیر سه سر و پُر شده از زهر شرر بار آن قسمت حلقوم علی اصغر ما شد
شهادت جانسوز کوچکترین سرباز کربلا, غنچه نشکفته پرپر آقـا ابـا عبدالله الحسیـن علیـه السـلام, باب الجـوائـج, حضرت علی اصغرعلیه السلام بر سوگواران حضرتش و عاشقان اهل بیت عصمت وطهارت علیهم السلام تسلیت باد
اصغرم خوابه یا که سیرابه قلبِ آقایم از چه بی تابه پشت خیمهها اصغرم تنها ای شه گلها هرگز نخوابه
پیامک و متن ادبی شهادت حضرت علی اصغر
دریای نخورده آب، اصغر! خجلت زدهات رباب، اصغر! از تیر سه شعبه آب خوردی سیراب شدی، بخواب اصغر! کشتنـد ز داغ تو، مرا هم گشتیم شهید هر دو با هم
ای علی اصغر چشم خود وا کن حالت مادر را تماشا کن من به داغ تو سوزم وسازم خیز ودرد ما را مداوا کن چون تو سربازی، کس ندید، اصغر گشتم از داغت ناامید، اصغر کودک شش ماهه شهید، اصغر با نگاهت در خیمه غوغاکن
متن زیبا برای شهادت حضرت علی اصغر
شکسته پشت غم از بار غصههای رباب از آن زمان که شنیده است ماجرای رباب به سوز سینه گهواره داغ غم زده است شرار زخم دل خون لای لای رباب
اولین روز است که بی گهواره میگردی علی یک شبه مادر برای خود شدی مردی علی آخرین باری که بستم بند این قنداق را بر دلم افتاد که دیگر برنمی گردی علی
شش ماهه من اگر چه فردي تو مرد شهادت و نبردي سرباز هميشه فاتح من لبخند بزن که فتح کردي تا داد تو بر فلک رسانم خون تو به آسمان فشانم
معراج تو از تو تا حسین است در خون تو نقش «یا حسین» است تنها تو شوی به دست من دفن تشییع تو نیز با حسین است آن روز که روز حشر کبراست قنداقه تو به دست زهراست💬 نظر شما درباره این مطلب چیست؟








