معنی ضرب المثل مرغش یک پا دارد

معنی ضرب المثل مرغش یک پا دارد
ضرب المثل مرغش یک پا دارد در مورد اشخاصی کاربرد دارد که با لجبازی روی حرف خود ایستاده و نظرشان را تغییر نمی دهند. برخی مواقع شخص چشم خود را روی حقایق می بندد و با لجبازی اصرار بر درستی حرف خود دارد، از آن جا که مرغ دو پا دارد کنایه ی یک پا بودن مرغ نیز به همین امر اشاره می کند که شخص مذکور پای دیگر مرغ که همان نیمه دیگر حقیقت است را نمی بیند.
گاهی ممکن است شخص به حقیقت ماجرا آگاه باشد اما تنها از روی لجبازی و کم نیاوردن پیش دیگران، گوش شنوایی برای پند و نصیحت اطرافیان نداشته باشد در این صورت این شخص به زودی باید منتظر ضرر و نتیجه ی کار اشتباه خود باشد.
توجیه هایی که ممکن است شما از این افراد بشنوید کاملا غیر منطقی به نظر می رسند اما آنها برای به کرسی نشاندن حرف خود به هر بهانه ای متوسل می شوند تا در ظاهر هم شده دیگران را قانع کنند و سپس کار خود را انجام دهند.
داستان ضرب المثل مرغش یک پا دارد
ریشه این ضرب المثل به این داستان برمی گردد که روزی حاکم شهری که ملا نصرالدین در آن زندگی می کرد تغییر کرد، دوستان ملا پیش او آمدند و گفتند که بهتر است برای خوش آمد گویی به حاکم، هدیه ای برایش ببری.
ملا مرغ چاقی را که دوستانش به او برای هدیه به حاکم داده بودند در خانه بریان کرد و خواست که آن را برای حاکم ببرد اما در میانه راه یکی از ران یا پاهای مرغ را خورد و پس از طی مسافتی ملا به خانه حاکم رسید و اجازه ی ورود خواست. او ابتدا ورود حاکم به شهرشان را تبریک گفته و سپس ظرف مرغ را تقدیم حاکم کرد بعد با لحنی مهربانانه گفت: جناب حاکم همسرم برای شما مرغ خوشمزه ای تدارک دیده، لطفا میل بفرمایید.
حاکم از محبت ملا و همسرش تشکر کرد و ظرف را گرفت سپس در آن را باز کرد تا کمی از مرغ بخورد که دید مرغ درون ظرف یک پا دارد، رو به ملا کرد و با خنده گفت: ملا این مرغ که یک پا دارد… حتما همسر شما یک لنگ مرغ را خورده که از خوش مزه بودن غذا مطمئن شود.
ملا نصر الدین کمی فکر کرد و گفت: جناب حاکم، همسر من آشپز خوبی ست و نیازی به چشیدن غذا ندارد موضوع این است که تمام مرغ های خوب شهر ما یک پا دارند.
حاکم از حاضر جوابی و زرنگی ملا خوشش آمد و دانست که هر چه بگوید نمی تواند از پس زبان ملا نصر الدین بر آید پس او را دعوت کرد تا ناهار را با هم میل کنند.
💬 نظر شما درباره این مطلب چیست؟







