روابط عاطفی

چگونه بگوییم قصد ازدواج نداریم؟

تا به حال شده که خواستگار خوبی داشتید ولی بدون هیچ دلیلی نخواستید با او ازدواج کنید؟

اغلب این شرایط برای دخترها به وجود میاد، جناب آقای خواستگار تشریف آوردن یا یک واسطه فرستادن ولی جواب قطعی شما نه است.

به هر حال اگر خیلی از خودتون و احساسی که نسبت به او دارید مطئن هستید و می‌دانید که او را نمی‌خواهید و به دلتان ننشسته و برای از دست دادنش پشیمان نمی‌شوید، پس خیلی محکم و قاطعانه جواب منفی خود را ابراز کنید.

دست به سرکردن خواستگار ممنوع

با جملات کلیشه‌ای «من میخوام فعلا ادامه تحصیل بدم» که اغلب این جمله در 90 درصد فیلم‌های سینمایی و سریال‌های ایرانی شنیده شده، واقعا بپرهیزید چون ممکن است خواستگار برای مدتی برود و بعد از ادامه تحصیل و روز فارغ التحصیلی شما دوباره برگردد و شما که هم‌چنان احساس‌تان نسبت به او هیچ تغییری نکرده و همان «نع غلیظ» هستید این‌بار می‌مانید که ای وای…حالا چه بهانه‌ای بیاورم؟

این را بدانید که با دست به سرکردن طرف، زمان و جوانی او را هم نابود می‌کنید.

او را امیدوار نکنید

اگر روز خواستگاری یا چند روز بعد از آن (که مهلت فکر کردن برای طرفین هست) به این نتیجه رسیدید که با او هیچ سنخیتی ندارید کار را به جلسه دوم و سوم نکشانید و روزی‌ که تماس می‌گیرند تا جواب‌تان را بشنوند پاسخ منفی‌تان را با یک دلیل محترمانه بفرمایید، که آنها قانع شده و بروند و پشت سرشان را هم نگاه نکنند.

اما اگر به او بگویید: «حالا یه چند بار باهم بریم بیرون برای اینکه بیشتر همدیگه رو بشناسیم» فقط او را امیدوار کرده‌اید و باعث دلبستگی او به خودتان شده‌اید و گفتن نه بعد از چند جلسه کار اشتباهی است و باعث شکست روحی و شخصیتی شخص مقابل می‌شوید.

چطور بگویم که قصد ازدواج ندارم؟

در یک جلسه رو در رو یا تلفنی با گفتن جمله ای محترمانه مثلا: شما خیلی خوب و با شخصیت هستید و از هر لحاظ چیزی کم ندارید ولی در خیلی از مسائل با هم تفاهم نداریم و هم نظر نیستیم…

یا اینکه: از اینکه بنده رو انتخاب کردید ممنونم ولی معیارهای من برای ازدواج چیز دیگری ست. براتون آرزوی خوشبختی می‌کنم و امیدوارم یک همسر خوب نصیب‌تان شود.

و یا جملاتی شبیه اینها که درخور شخص مقابل باشد و غرورش جریحه‌دار نشود.

قاطع ولی مهربان باشید

اگر در جلسه ای که قرار است «نه» گفته شود قطعیت در سخنان‌تان نباشد، یا من من کنید یا باری به هر جهت باشید، خواستگار عزیز ممکن است این‌طور برداشت کند که شاید دارید ناز می‌کنید و اصرارهای او بر ادامه راه بیشتر می‌شود. در هر صورت با مهربانی ولی قاطعانه سخن آخر را بگویید نه با عصبانیت و پرخاشگری.

کمی بیشتر در مورد خواستگارتان فکر کنید

اگر خواستگار جان، از هر لحاظ که فکر می‌کنید خوب است و مشکل اخلاقی، مالی، شغلی، فرهنگی و خانوادگی ندارد و در واقع با معیارهای شما برای ازدواج همگن است و فقط شما می‌خواهید دوباره شانس‌تان را آزمایش کنید که شاید نفر بعدی بهتر از این باشد باید بگوییم اصلا این‌طور نیست؛ چون همیشه گفته‌اند: که «شانس فقط یکبار در خونت رو میزنه» و چه بسا با بالا رفتن سن شما هم تعداد خواستگارها کم می‌شود و هم اینکه ضمانتی برای این‌که شخص دیگری به این موجهی پیشنهاد ازدواج به شما بدهد نیست. پس بهتر است به آینده خود فکر کنید آیا دوست دارید تنها بمانید و در تنهایی زندگی کنید یا همسر یک مرد بیوه شوید که در سن بالا با چند دختر و پسر و نوه به خواستگاری شما آمده و شما از سر اجبار و فرار از تنهایی تن به این ازدواج دهید؟؟

منظورمان از این مثال این نیست که بگوییم آقایانی با این شرایط، حق ازدواج ندارند… چرا…حق دارند…ولی با یکی که هم کفو خودشان باشد.

نظر شما درباره این مطلب چیست؟

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
دنبال کردن ما در گوگل