۱۰ سریال علمی تخیلی برتر قرن بیست و یکم که نباید از دست بدهید

ما اکنون در قرن بیست و یکم زندگی میکنیم، و این یعنی بیش از هر زمان دیگری به آینده علمیتخیلیای که سالها در کتابها و فیلمها تصویر شده، نزدیک شدهایم. اما این آینده چه شکلی خواهد بود؟
آیا جهانی آرمانی خواهیم داشت یا دنیایی ویرانشده؟ آیا بشر همچنان مرکز قدرت خواهد بود یا موجودات دیگری جای ما را خواهند گرفت؟ آیا آینده با موسیقیهای سینث و الکترونیک همراه میشود یا خیر؟
پاسخ مشخصی برای هیچیک نداریم. اما دنیایی که این سریالهای علمیتخیلی خلق کردهاند، حدسهای بسیار هوشمندانهتری ارائه میدهند. اگر میخواهید پیش از آمدن فردا، نیمنگاهی به آن بیندازید، این ۱۰ سریال علمیتخیلی برتر قرن بیست و یکم را تماشا کنید.
Stranger Things

یک پدیده فرهنگی تمامعیار؛ آغشته به نوستالژی دههی ۱۹۸۰، موسیقیهای سینث و علاقهی عمیق به فرهنگ گیکها (افرادی که با شور فراوان به دنیاهای خیالی، بازیها و روایتهای علمیتخیلی میپردازند). داستان در شهر کوچک و خیالی هاوکینز در ایالت ایندیانا میگذرد؛ جایی که زندگی آرام شهر با ناپدید شدن پسر نوجوانی به نام «ویل بایرز» بهیکباره زیر و رو میشود. اختفای او نه حادثهای معمولی، بلکه ربودهشدن به دست موجودی مرموز از جهانی دیگر است؛ کابوسی که هر مادری از تصور آن هم به لرزه میافتد.
دوستان ویل، مصمم برای بازگرداندنش، با تکیه بر تخیل و منطق بازی «سیاهچالها و اژدهایان» و همراهی دختری با تواناییهای ذهنی خارقالعاده، پا به سفری خطرناک و ناشناخته میگذارند. در بهترین لحظاتش، این سریال ترکیبی درخشان از روایتهای بلوغ دههی ۸۰ (مانند «در کنار من بمان») و وحشت کلاسیکی آثاری چون «آن» و «تهاجم ربایندگان جسم» است. اثری که همزمان ترسناک، صمیمی، پرشور و بهطرزی فراموشنشدنی است.
Orphan Black

اگرچه مانند بسیاری از آثار این فهرست در فضا نمیگذرد و خبری از موجودات فضایی نیست، اما ریشهی علمیتخیلی آن در موضوع شبیهسازی انسان کاملاً آشکار است.
سارا منینگ، یک کلاهبردار خیابانی، شاهد خودکشی زنی میشود که دقیقاً شبیه اوست. با پذیرش هویت آن زن، سارا متوجه میشود که تنها نیست؛ بلکه یکی از مجموعهای از کلونها (گروهی از انسانها که دقیقاً از نظر ژنتیکی یکسان هستند) است که هر کدام زندگی کاملاً متفاوتی دارند — و همهی آنها تحت تعقیب فرد یا گروهی ناشناس هستند.
در مرکز این سریال، بازی حیرتانگیز تاتیانا ماسلانی قرار دارد که تقریباً نیمی از شخصیتهای سریال را خودش بازی میکند. او آنچنان متنوع و واقعی نقشها را اجرا میکند که بهنظر میرسد سازندگان واقعاً او را شبیهسازی کردهاند.
Firefly

یک کلاسیک مدرن و کوتاهعمر، اما بسیار محبوب. Firefly داستان خدمه سفینه فضاییای به نام «سرنیتی» است که رابطهای خصمانه با حکومت مرکزی دارند. سریال، ترکیبی جذاب از علمیتخیلی و وسترن فضایی است و کاپیتان مالکوم رینولدز تلاش میکند خدمه متفاوت اما صمیمی خود را در جهانی بیقانون کنار هم نگه دارد.
هر عضو این گروه گذشتهای پرچالش دارد و این تفاوتهاست که آنها را به خانوادهای ناهمگون اما وفادار تبدیل کرده.
پرهیجان، هوشمندانه و عمیقاً تأثیرگذار.
Westworld

بر اساس فیلمی علمیتخیلی از سال ۱۹۷۳ ساخته شده است. در آیندهای نزدیک، ثروتمندان میتوانند با پرداخت مبلغی، وارد پارکی تفریحی با تم وسترن شوند و نقش قهرمان یا تبهکار را بازی کنند — در حالی که «انساننماهای هوشمند» نقش قربانیان یا همراهان را ایفا میکنند.
اما زمانی که یکی از این رباتها به نام دولورس از چرخه تحقیر و سوءاستفاده خسته میشود، تصمیم میگیرد نقش خود را تغییر دهد و این بار خودش سلاح به دست بگیرد.
سریال پرسشی اساسی مطرح میکند: انسانبودن دقیقاً چه معنایی دارد؟ و اگر روزی رباتها بتوانند رنج، احساس و آگاهی را تجربه کنند، آیا هنوز میتوان آنها را فقط ابزار نامید؟
The Expanse

بر اساس مجموعهای از رمانهای پرفروش ساخته شده است و داستان آیندهای چندصد سال بعد را روایت میکند؛ زمانی که منظومه شمسی بهطور کامل توسط انسانها سکونتپذیر شده و میان زمین، مریخ و کمربند سیارکها صلحی شکننده برقرار است. اما کشف فناوری محرمانهای باعث فروپاشی تعادل میشود و نزاعی بزرگ شکل میگیرد.
در مرکز داستان، خدمه سفینه «روزینانته» قرار دارند — گروهی که با وجود تفاوتهای بسیاری که دارند، تنها با همراهی یکدیگر میتوانند از تهدیدهای کهکشانی جان سالم بهدر ببرند.
Futurama

داستان درباره پسر پیک موتوری سادهلوحی است که در شب سال نو ۱۹۹۹ بهطور تصادفی منجمد میشود و هزار سال بعد در سال ۳۰۰۰ بیدار میشود.
او به گروهی عجیب شامل یک ربات سیگاری، دانشمند دیوانه، انسان جهشیافته تکچشم و یک پزشک فضایی با مدرک تاریخ هنر میپیوندد.
طنز گزنده، خلاقیت تصویری و نقد اجتماعی آیندهنگرانه، این سریال را به یکی از خندهدارترین و هوشمندانهترین آثار تلویزیونی تبدیل کرده است.
Battlestar Galactica

یکی از موفقترین بازسازیهای تاریخ تلویزیون. پس از حمله رباتهای هوشمند (سایلونها) و نابودی تمدن انسانی، تنها بازماندگان در ناوگان کوچکی گرد هم میآیند. رهبری آنها بر عهده سفینه جنگی «گالاکتیکا» است که مأموریتی افسانهای دارد: یافتن آخرین مستعمره انسانها، یعنی زمین.
این سریال تلفیقی است از نبرد کهکشانی، بحران هویت، جستجوی معنویت و فلسفه. اثری بزرگمقیاس و در عین حال عمیقاً انسانی.
Black Mirror

نام این سریال از همان «صفحه سیاه» گوشیمان گرفته شده؛ مستطیل درخشانی که هر روز ساعتها به آن خیره میشویم و در عین حال، آرامآرام روح ما را میمکد. Black Mirror مجموعهای اپیزودیک است که هر قسمت آن دنیایی مستقل را روایت میکند؛ دنیایی که در آن فناوری بهجای پیشرفت و رفاه، به ابزاری برای پیچیدن تاریکی دور زندگی بشر تبدیل شده است.
این سریال با بیرحمی، چهره واقعی عصر ما را نشان میدهد:
واقعیتسازی شبکههای اجتماعی، تبدیل همه چیز به امتیاز و رتبه، تلاش انسان برای فرار از مرگ از طریق دیجیتالسازی ذهن، و اخلاقیاتی که به تدریج رنگ میبازند.
هیچچیز در این سریال «آرامشبخش» نیست؛ درست به همین دلیل هم تماشای آن ضروری است.
Black Mirror از ما میپرسد:
آیندهای که میسازیم، برای چه کسانی است؟
برای همه انسانها؟
برای گروهی اندک و برگزیده؟
یا شاید در نهایت آیندهای خواهد بود که هیچکس توان زندگی در آن را ندارد؟
Lost

یکی از تأثیرگذارترین سریالهای تاریخ. داستان از سقوط پرواز ۸۱۵ آغاز میشود. بازماندگان خود را در جزیرهای عجیب و ناشناخته مییابند؛ جایی که قوانین طبیعت زیر سؤال میرود. از هیولاهای دود تا فرقههای مرموز و خرسهای قطبی در منطقه گرمسیری، همهچیز غیرقابل توضیح است.
Lost ترکیبی از درام شخصیتی، رمزآلودگی فلسفی و داستانسرایی چندلایه است و پایانی دارد که سالها محل بحث و نظریهپردازی بوده است.
Severance

«جداسازی» یکی از تازهترین و در عین حال ماندگارترین آثار علمیتخیلی این قرن است؛ چرا که یک واقعیت بسیار آشنا و روزمره را به کابوسی وجودی تبدیل میکند: کار کردن در یک شغل اداری روزمره.
در شرکت «لومن»، کارکنان میتوانند تحت «فرآیند تفکیک» قرار بگیرند؛ روشی که با جدا کردن حافظه و آگاهی، دو نسخه از هر فرد میسازد:
یکی برای زندگی شخصی بیرون از اداره، و دیگری برای زندگی کاری در محیط شرکت.
نسخهی «خانه» از رنج کار بیخبر است و زندگی خودش را دارد؛ اما نسخهی «کار»، هر روز در همان لحظهای که از خواب بیدار میشود، دوباره در محل کار است — بدون آنکه حتی یک لحظه تجربهی آزادی یا پایان روز داشته باشد.
جمعبندی
علمیتخیلی تنها درباره سفینهها و آیندههای دور نیست؛ بلکه درباره امکانهای انسانی است. این سریالها نه فقط تصور ما از فردا را به تصویر میکشند، بلکه بازتابی از دغدغههای امروز ما هستند: فناوری، هویت، آزادی، ترس و امید.
تماشای آنها یعنی سفر به جهانی که شاید روزی واقعیت پیدا کند — یا شاید اکنون نیز آغاز شده باشد.

