معرفی 5 فیلم سینمایی که حال ادمو خوب میکنه!

بعضی فیلمها قرار نیست زندگی را تغییر بدهند؛ فقط کافی است دو ساعت از فشار روزمره کم کنند. همان فیلمهایی که بعد از تمام شدنشان، شاید مشکلها هنوز سر جایشان باشند، اما نگاه آدم به آنها کمی عوض شده باشد. اگر دنبال فیلم سینمایی که حال ادمو خوب میکنه میگردید، انتخاب فقط یک کمدی شلوغ نیست؛ گاهی یک داستان عاشقانه، یک سفر جادهای یا حتی رابطهای ساده میان دو آدم میتواند همان حس خوب را بسازد.
در این فهرست سراغ پنج فیلم متفاوت رفتهایم؛ آثاری که هرکدام از مسیر خودش به حال خوب میرسد.
۱. دستنیافتنیها (The Intouchables)؛ وقتی یک رفاقت غیرمنتظره همهچیز را تغییر میدهد
کمتر فیلمی میتواند همزمان درباره معلولیت، اختلاف طبقاتی و سختیهای زندگی باشد و در عین حال اینقدر سرحال و تماشایی از آب دربیاید. «دستنیافتنیها» داستان فیلیپ، مرد ثروتمندی است که پس از یک حادثه توانایی حرکتش را از دست داده و در جستوجوی یک پرستار، با دریس آشنا میشود؛ جوانی که تقریباً هیچ شباهتی به آدمهایی که فیلیپ تا آن روز دوروبرش دیده ندارد.
رابطه این دو خیلی زود از یک رابطه کاری فاصله میگیرد. شوخیهای دریس و نگاه بیتکلفش به زندگی، فیلیپ را از دنیایی که بیش از اندازه جدی و محدود شده بیرون میکشد.
نکته دوستداشتنی فیلم همینجاست: قرار نیست مدام به مخاطب درس اخلاق بدهد. بخش مهمی از تأثیرش را از لحظههای ساده، گفتوگوهای بامزه و رفاقتی میگیرد که کمکم شکل میگیرد.
اگر فیلمی میخواهید که بعد از تماشایش حس کنید هنوز میشود وسط سختیها خندید، «دستنیافتنیها» انتخاب خوبی است.

۲. درباره زمان (About Time)؛ برای روزهایی که زندگی معمولی را فراموش کردهایم
«درباره زمان» در ابتدا شبیه یک فیلم فانتزی عاشقانه به نظر میرسد. تیم متوجه میشود مردان خانوادهاش توانایی سفر در زمان دارند و میتواند به گذشته برگردد و بعضی اتفاقات را تغییر دهد.
اما فیلم خیلی زود مسیرش را عوض میکند.
سفر در زمان در اینجا بیشتر از آنکه یک ابزار داستانی باشد، راهی برای حرف زدن درباره چیزی آشناست: اینکه اگر فرصت داشتیم دوباره یک روز معمولی را زندگی کنیم، چه چیزهایی را متفاوت میدیدیم؟
فیلم از عشق و خانواده حرف میزند، اما جذابیت اصلیاش در همان جزئیات کوچکی است که معمولاً از کنارشان رد میشویم؛ یک گفتوگو، یک ناهار خانوادگی یا حتی یک روز کاملاً عادی.
به همین دلیل «درباره زمان» از آن فیلمهایی است که ممکن است با لبخند شروعش کنید و در پایان، برای چند دقیقه به زندگی خودتان فکر کنید.

۳. سرآشپز (Chef)؛ یک شروع دوباره با طعم غذا و سفر
کارل کاسپر آشپزی بااستعداد است که در یک رستوران مشهور کار میکند، اما اختلاف با صاحب رستوران و یک نقد تند، مسیر زندگی حرفهایاش را به هم میریزد. نتیجه، شروع یک مسیر تازه است؛ مسیری که این بار با یک کامیون غذای خیابانی و همراهی پسرش شکل میگیرد.
«سرآشپز» فیلمی نیست که بخواهد اتفاقهای عجیبوغریب پشت سر هم ردیف کند. جذابیتش بیشتر در حس و حال آن است: غذاهای خوشرنگ، موسیقی، جاده و رابطهای که میان پدر و پسر آرامآرام گرمتر میشود.
تماشای آشپزی در این فیلم خودش بخشی از لذت ماجراست، اما پشت این تصاویر خوشاشتها، داستان مردی قرار دارد که تصمیم میگیرد دوباره کاری را انجام دهد که واقعاً دوستش دارد.
اگر از فیلمهایی خوشتان میآید که بدون تلخی زیاد، حس شروع دوباره را منتقل میکنند، «سرآشپز» دقیقاً در همین دسته قرار میگیرد.

۴. زندگی پنهان والتر میتی (The Secret Life of Walter Mitty)؛ گاهی باید از خیال بیرون آمد
والتر میتی آدمی معمولی است که زندگیاش آنقدر یکنواخت شده که بخش بزرگی از هیجانش را در خیالپردازیهایش تجربه میکند. تا اینکه یک اتفاق کاری، او را مجبور میکند از دنیای امن خودش بیرون بیاید و سفری واقعی را آغاز کند.
از اینجا فیلم تبدیل به یک ماجراجویی تصویری میشود؛ اما چیزی که «والتر میتی» را برای فهرست فیلمهای حال خوبکن جذاب میکند، فقط مناظر زیبا یا سفرهایش نیست.
فیلم درباره آدمی است که کمکم متوجه میشود تماشای زندگی از دور با زندگی کردن تفاوت دارد.
مسیری که والتر طی میکند، بزرگ و قهرمانانه نیست؛ بیشتر شبیه همان تصمیمهای کوچکی است که خیلیها بارها به تعویق انداختهاند. همین ویژگی باعث میشود داستانش قابل لمس باشد.
گاهی بهترین فیلم برای بهتر شدن حال آدم، فیلمی نیست که مدام بخنداند؛ فیلمی است که بعد از تمام شدنش دلمان بخواهد از جایمان بلند شویم و کاری را که مدتها عقب انداختهایم، شروع کنیم.

۵. پدینگتون ۲ (Paddington 2)؛ یک فیلم مهربان برای وقتی که حوصله تلخی ندارید
پدینگتون را میتوان یکی از دوستداشتنیترین شخصیتهای سینمای خانوادگی دانست؛ خرسی که همیشه تلاش میکند کار درست را انجام دهد، حتی وقتی شرایط چندان به نفعش نیست.
در «پدینگتون ۲»، او برای خرید یک هدیه ویژه برای عمه لوسی تلاش میکند، اما اتفاقی باعث میشود خودش به دردسر بیفتد و ماجرا مسیر دیگری پیدا کند.
راز جذابیت فیلم، پیچیدگی داستان نیست. «پدینگتون ۲» جهانی ساخته که در آن مهربانی هنوز ارزش دارد و آدمها میتوانند به یکدیگر کمک کنند. فیلم حتی وقتی وارد موقعیتهای پرتنش میشود، گرمای خودش را از دست نمیدهد.
برای شبی که دنبال داستانی سبک، بامزه و بدون فضای سنگین هستید، پدینگتون میتواند همان انتخابی باشد که لازم دارید.

کدام فیلم را برای حال بهتر انتخاب کنیم؟
این پنج فیلم دقیقاً یک جور حال خوب نمیسازند. «دستنیافتنیها» بیشتر با رفاقت و شوخیهایش اثر میگذارد، «درباره زمان» آدم را به ارزش لحظههای معمولی برمیگرداند، «سرآشپز» حس شروع دوباره دارد و «والتر میتی» برای وقتهایی مناسب است که از روزمرگی خسته شدهایم.
«پدینگتون ۲» هم مسیر سادهتری دارد: مهربانی، شوخی و یک داستان گرم که قرار نیست ذهن را بیشتر از این خسته کند.
شاید دلیل ماندگاری این فیلمها همین باشد؛ هیچکدام ادعا نمیکنند دنیا جای بینقصی است. فقط یادمان میاندازند که حتی در یک روز معمولی هم میشود چیزی برای خندیدن، دوست داشتن یا دوباره شروع کردن پیدا کرد.
اگر قرار باشد از میان این پنج فیلم فقط یکی را بهعنوان فیلم سینمایی که حال ادمو خوب میکنه انتخاب کنید، انتخاب نهایی بیشتر به حال همان روزتان بستگی دارد؛ گاهی یک کمدی رفاقتی لازم است و گاهی فقط یک داستان آرام که چند ساعت ذهن را از شلوغیها دور کند.
نظر شما درباره این مطلب چیست؟




