شعر در وصف پدر و مادر از مولانا ❤️ [اشعار عرفانی مولوی]
![شعر در وصف پدر و مادر از مولانا ❤️ [اشعار عرفانی مولوی]](https://mosbate1.ir/wp-content/uploads/2025/07/شعر-در-وصف-پدر-و-مادر-از-مولانا.webp)
پدر و مادر، دو ستون استوار زندگیاند که عشق و فداکاریشان زبانزد هر فرهنگ و آیینیست. در ادبیات فارسی، بزرگان بسیاری به ستایش مقام والدین پرداختهاند، اما اشعار مولانا جایگاه ویژهای در میان آنها دارد. شعر مولانا برای پدر و مادر با ترکیبی از عرفان، عشق و معنویت، احساساتی عمیق را در دل مخاطب زنده میکند. اگر بهدنبال شعر زیبا درباره پدر و مادر هستید که در آن عمق رابطهی انسان با والدین در قالبی روحانی بیان شده باشد، مولانا بیشک یکی از بهترین گزینههاست.
در این مقاله مجموعهای از شعرهای عرفانی مولانا درباره پدر و مادر را گردآوری کردهایم تا با نگاهی تازه، از زاویهی عرفان و معنویت، به جایگاه والای والدین بنگریم. این اشعار نهتنها برای استفاده در مناسبتهای خاص، بلکه برای تامل در نقش پدر و مادر در مسیر رشد روحانی انسان نیز کاربرد دارند.
❤️❤️❤️
مادر اگر چه که همه رحمتست رحمت حق بین تو ز قهر پدر سرمه نو باید در چشم دل ور نه چه داند ره سرمه بصر بود به بصره به یکی کو خراب خانه درویش به عهد عمر مفلس و مسکین بد و صاحب عیال جمله آن خانه یک از یک بتر هر یک مشهور بخواهندگی خلق ز بس کدیه شان بر حذر بود لحاف شبشان ماهتاب روز طواف همشان در به در گر بکنم قصه ز ادبیرشان درد دل افزاید با درد سر شاه کریمی برسید از شکار شد سوی آن خانه ز گرد سفر در بزد از تشنگی و آب خواست آمد از آن خانه یتیمی به در گفت که هست آب ولی کوزه نیست آب یتیمان بود از چشم تر شاه در این بود که لشکر رسید همچو ستاره همه گرد قمر گفت برای دل من هر یکی در حق این قوم ببخشید زر گنج شد آن خانه ز اقبال شاه روشن و آراسته زیر و زبر ولوله و آوازه به شهر اوفتاد شهر به نظاره پی یک دگر گفت یکی کأخر ای مفلسان کشت به یک روز نیاید به بر حال شما دی همگان دیدهاند کن فیکون کس نشود بخت ور ور بشود بخت ور آخر چنین کی شود او همچو فلک مشتهر گفت کریمی سوی بر ما گذشت کرد در این خانه به رحمت نظر قصه درازست و اشارت بس است دیده فزون دار و سخن مختصر مولوی
❤️❤️❤️
شعر درباره احترام به پدر و مادر از مولانا
اشتیاقی که به دیدار تو دارد دل من دل من داند و من دانم و دل داند و من خاک من گل شود و گل شکفد از گل من تا ابد مهر تو بیرون نرود از دل من اندر آ اسرار ابراهیم بین کو در آتش یافت سرو و یاسمین مرگ میدیدم گه زادن ز تو سخت خوفم بود افتادن ز تو چون بزادم رستم از زندان تنگ در جهان خوش هوای خوبرنگ من جهان را چون رحم دیدم کنون چون درین آتش بدیدم این سکون اندرین آتش بدیدم عالمی ذره ذره اندرو عیسی دمی نک جهان نیست شکل هست ذات و آن جهان هست شکل بیثبات اندر آ مادر بحق مادری بین که این آذر ندارد آذری اندر آ مادر که اقبال آمدست اندر آ مادر مده دولت ز دست قدرت آن سگ بدیدی اندر آ تا ببینی قدرت و لطف خدا من ز رحمت میکشانم پای تو کز طرب خود نیستم پروای تو اندر آ و دیگران را هم بخوان کاندر آتش شاه بنهادست خوان اندر آیید ای مسلمانان همه غیر عذب دین عذابست آن همه اندر آیید ای همه پروانهوار اندرین بهره که دارد صد بهار بانگ میزد درمیان آن گروه پر همی شد جان خلقان از شکوه
❤️❤️❤️
شعر در وصف پدر و مادر از مولانا
یک زنی با طفل آورد آن جهود پیش آن بت و آتش اندر شعله بود طفل ازو بستد در آتش در فکند زن بترسید و دل از ایمان بکند خواست تا او سجده آرد پیش بت بانگ زد آن طفل انی لم امت اندر آ ای مادر اینجا من خوشم گر چه در صورت میان آتشم چشمبندست آتش از بهر حجیب رحمتست این سر برآورده ز جیب اندر آ مادر ببین برهان حق تا ببینی عشرت خاصان حق اندر آ و آب بین آتش مثال از جهانی کآتش است آبش مثال
❤️❤️❤️
ای شمس و ای قمر تو ای شهد و ای شکر تو ای مادر و پدر تو جز تو نسب ندیدم ای عشق بیتناهی وی مظهر الهی هم پشت و هم پناهی کفوت لقب ندیدم
❤️❤️❤️
مادر عشق طفل عاشق را پیش سلطان بیامان نبرد تا نشد بالغ و ز جان فارغ پیش آن جان جان جان نبرد
❤️❤️❤️
شعر در وصف پدر از مولانا
چو باده در من آتش زد بدیدم که از هر آب آذر میتوان کرد بیا ای مادر عشرت به خانه که جان را فرش مادر میتوان کرد وگر در راه تو نامحرمانند تو را از جام چادر میتوان کرد
❤️❤️❤️
نگر به موسی عمران که از بر مادر به مدین آمد و زان راه گشت او مولا
❤️❤️❤️
گفت نااهلان نکردندت بساز پر فزود از حد و ناخن شد دراز دست هر نااهل بیمارت کند سوی مادر آ که تیمارت کند
❤️❤️❤️
شعر درباره خانواده از مولانا
ننگرم در تو، در آن دل بنگرم تحفه او را آر ای جان بردرم با تو او چون است هستم من چنان زیر پای مادران باشد جنان
❤️❤️❤️
به من نگر که به جز من به هر کی درنگری یقین شود که ز عشق خدای بیخبری بدان رخی بنگر که کو نمک ز حق دارد بود که ناگه از آن رخ تو دولتی ببری تو را چو عقل پدر بودهست و تن مادر جمال روی پدر درنگر اگر پسری بدانک پیر سراسر صفات حق باشد وگرچه پیر نماید به صورت بشری به پیش تو چو کفست و به وصف خود دریا به چشم خلق مقیمست و هر دم او سفری هنوز مشکل ماندهست حال پیر تو را هزار آیت کبری در او چه بیهنری رسید صورت روحانیی به مریم دل ز بارگاه منزه ز خشکی و ز تری از آن نفس که در او سر روح پنهان شد بکرد حامله دل را رسول رهگذری ایا دلی که تو حامل شدی از آن خسرو به وقت جنبش آن حمل تا در او نگری چو حمل صورت گیرد ز شمس تبریزی چو دل شوی تو و چون دل به سوی غیب پری
❤️❤️❤️
شعر مولانا در وصف پدر و مادر
دست بنه بر دلم از غم دلبر مپرس چشم من اندرنگر از می و ساغر مپرس جوشش خون را ببین از جگر مؤمنان وز ستم و ظلم آن طره کافر مپرس سکه شاهی ببین در رخ همچون زرم نقش تمامی بخوان پس تو ز زرگر مپرس عشق چو لشکر کشید عالم جان را گرفت حال من از عشق پرس از من مضطر مپرس هست دل عاشقان همچو دل مرغ از او جز سخن عاشقی نکته دیگر مپرس خاصیت مرغ چیست آنک ز روزن پرد گر تو چو مرغی بیا برپر و از در مپرس چون پدر و مادر عاشق هم عشق اوست بیش مگو از پدر بیش ز مادر مپرس هست دل عاشقان همچو تنوری به تاب چون به تنور آمدی جز که ز آذر مپرس مرغ دل تو اگر عاشق این آتشست سوخته پر خوشتری هیچ تو از پر مپرس گر تو و دلدار سر هر دو یکی کرده ایت پای دگر کژ منه خواجه از این سر مپرس دیده و گوش بشر دان که همه پرگلست از بصر پروحل گوهر منظر مپرس چونک بشستی بصر از مدد خون دل مجلس شاهی تو راست جز می احمر مپرس رو تو به تبریز زود از پی این شکر را با لطف شمس حق از می و شکر مپرس
❤️❤️❤️
مرا همچون پدر بنگر نه همچون شوهر مادر پدر را نیک واقف دان از آن کژبازی مضمر تو گردی راست اولیتر از آنک کژ نهی او را وگر تو کژ نهی او را به استیزت کند کژتر ز بابا بشنو و برجه که سلطانیت میخواند که خاک اوت کیخسرو بمیرد پیش او سنجر چو ان الله یدعو را شنیدی کژ مکن رو را زهی راعی زهی داعی زهی راه و زهی رهبر پراکنده شدی ای جان به هر درد و به هر درمان ز عشقش جوی جمعیت در آن جامع بنه منبر چو کر و فر او دیدی توی کرار و شیر حق چو بال و پر او دیدی توی طیار چون جعفر
❤️❤️❤️
اشعار مولانا همواره پلی میان زمین و آسماناند و وقتی موضوع آنها پدر و مادر باشد، این پیوند به نهایت تعالی میرسد. او در کلمات خود، والاترین صفات الهی را در چهرهی والدین ترسیم میکند؛ فداکاری، محبت بیقید و شرط و نور هدایت. مطالعهی شعر مولانا در وصف پدر و مادر فرصتی است برای بازنگری در قدرشناسی و احترام به کسانی که با عشق، ما را پرورش دادند.
اگر بهدنبال شعر زیبا درباره پدر و مادر از مولانا هستید که هم دلنشین باشد و هم بار معنوی و عرفانی بالایی داشته باشد، اشعار این عارف بزرگ میتوانند بهترین انتخاب باشند. این شعرها نهتنها دلنوازند، بلکه تلنگری برای قلبهای غافلاند که هنوز درک نکردهاند والدین، تجلی لطف الهیاند در زمین.
نظر شما درباره این مطلب چیست؟